۱۸ پاسخ

واااااای نزار تا این حد وارد کارای تو و بچت بشن
ینی چی پماد ویکس اونم ب بچههههه
آخ از دست این مادرشوهر خاهرشوهراااا
دلم میخواد خفشون کنم خداااا

مادرشوهر منم همش یه چیزی میگه منم چون بچه ام ۳۲هفته بدنیا اومد انقد سختی کشیدم یعنی بهش گفتم ولش کن بچه رو میگه تو بلد نیستی وفلان بچه سوم هستش میگف به جاریت هرچی میگفتم انجام میداد دیگه با بچه تو کاری ندارم بدرک توهم برات مهم نباشه خدای نکرده چیزی بشه کردن نمیگیرن میندازن گردن خودت

چرا ویکس زدن به بچه خلن مگه؟

یه نام خدا همه 😃

اجازه نده فردا بچه اتو هم دو شخصیتی میکنن
ناراحت بشن بچه ات مهم تره عزیزم

عزیزم رفت و امدت رو کمتر کن باهاشون
منم خیلی دخالت میکنن و بچه رو میندازن تو هوا و بوسش میکنن و اذیتش میکنن
منم کمتر باهاشون رفت و امد میکنم

اگه دیدی گوش نمیدن،کمتر رفت و آمد کن
بچت از همه چی مهمتره
اینجور ک اینا رفتار میکنن بعدا از تو اصن حسابی نمیبره

اوف خدا سفت باش نذار دخالت کنن

چون دوسش دارن اینجور رفتارمیکنند بعضی وقتها کارهاشون اشتباهه ونمیدونن ....ببین عزیزم زندگی باخوانواده شوهر یا نزدیک به خوانوادع شوهر همینه یا باید کنار بیای یا همش درگیری یه چیزای تو میپسندی اونا نمی‌پسندن یه چیزای اونا میپسندن ولی شما نه درکل منظورم اینکه نباید زندگیو بادیگران
شریک شد وقتی نزدیک باشی همینه تازه این وسط کلی اوقات تلخی میشه سر چیزهای بی ارزش وآدم کلی غصه میخوره

نباید اجازه دخالت بدی ی بار سر تا پا رنگی شون کن تا دفعه بعد از این کارا نکنن وای خدایاااا🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

وای وای وای،خدا بهت صبر بده
سعی کن محترمانه بهشون بگی ک آلرژی داره بردم دکتر و گفته طبق فلان لیست(الکی)بهش غذا بده
مثلا من دختزم الرژی داره اگزما میزنه همه چی نمیتونه بخوره دکتر گفت حتی نور خورشید بوی عود و عطر و حتی جنس لباس روش تشدیدش تاثیر داره
قشنگ اینارو بگو،منم از وقتی گفتم ازم سوال میپرسن برا همه چی
ولی کلا مادرشوهرم دوس داره همممه چی بهش بده بخوره

بذار ناراحت شن دوست داشتن یه حد و مرزی داره از همین الان کاملا همه چیش تحت کنترلشونه دو فردای دیگه بچه چند تربیتی میشه و هزار داستان دیگه ، هرچقدر هم بزرگتر و صمیمی تر وقتی مادر میشی وظیفته حد و مرز مشخص کنی

عزیزم مسئولیت فرزندتون با شما و پدرش هست شما اجازه دخالت ندید

منم یکم همینجوری بودم اما چندبار ک گفتن اینکارو کن محل ندادم اونام بیخیال شدن

بنظرم اصلا بچه تو باهاشون تنها نذار که بخوان این کارا کننن

من ک رابطهمو با خانواده شوعرم قیچی کردم خداروشکر ،بقیه هم اینجوری نیستن

مگه با اونا زندگی میکنی؟

پماد برای سرفه اش

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۱۰ ماهگی
اینهایی که مینویسم فقط برای درد و دل هست(چون من خیلی آدم درونگرایی هستم و اصلا اهل این نیستم حرف دلم رو به کسی بزنم ولی اینبار مینویسم شاید کمی آروم بشم)


اول بگم که من عاشق همسرمم اون هم عاشقمه یعنی حداقل تا قبل زایمانم اینطور بود
نمی‌دونم من زیاد حساس شدم یا واقعا اینطوریه ولی انگار که از بعد زایمان دیگه مثل قبل نیس هیچ چیزش
گاهی میگم شاید من همه توجهم روی دخترمه به خاطر همین اون کنار میکشه، گاهی میرم کنارش مثل قبلنا ولی میبینم نه اون مثل قبل نیس
البته که میدونم از لحاظ کاری یکم دچار مشکل شده ولی به خدا منم خیلی حواسم بهش هست که یهو توی این وضعیت گرونی فشاری بهش وارد نشه، مگه نه اینکه همیشه میگه من کار میکنم که بتونم تو رو خوشبخت کنم تورو به همه آرزوهات برسونم؟! واقعا اینقدر خودش رو درگیر کارش کردن، حرص خوردن و بی توجهی کردن به من باعث میشه من به آرزوهام برسم؟ من میخوام به آرزوهام نرسم ولی حداقل مثل قبل داشته باشمش

واقعا نمی‌دونم به خاطر کارش هست یانه فقط میدونم که خیلی از این وضع خسته ام به خدا انگار کم آوردم گاهی میگم کاش دوستش نداشتم که رفتارهاش برام مهم نبود💔🥲
مامان دوتا کاکول پسر مامان دوتا کاکول پسر ۹ ماهگی
سلام دخترا دیروز خیلی داغون بودم قرار شد که نو این تایپ بهتون توضیح بدم تو این دنیا انقد آدمای بیشعور زندگی میکنن که آدم دلش نمیخواد تو این دنیا نفس بکشه جمعه تولد پسرم بود خالش براش کیف باشگاهی خرید چون یه ماهه داره میره باشگاه و هی میگفت مامان برام کیف باشگاهی بخرم باشگاه هم روبه روی خونمونه بخدا خالش پیش من یه تومن بر کیفش داد دیروز پسرم باشگاه داشت پسرمو آماده کردم خیلی هم ذوق داشت که با اون کیف بره باشگاه بردمش گفت مامان زوده هنوز در رو باز نکردن گفتم مامان جان بشین اینجا که در رو باز کنن صدرا داره گریه میکنه برم پیشش گفت باشه مامان برو همیشه هم خودش میرفت چون روبه روی خونمونه بعد ۲و۳ دیقه که آمده بودم خونه دیدم گریه کنان امد خونه گفتم چیشده گفت مامان یه پسره با مامانش کیف منو گرفت از دستم مامانش کفشام رو از دوش برداشت داد به من کیفم رو برد منم دوییدم دیدم فرار کردن همسایمون میگه هر چقد دوییدم دنبالشون رفتن بچم انقد گریه کرد که احساس کردم آب داغ ریختن روم به خدا قسم به این ناراحت 😢 نیستم که به اون چقد پول دادیم من بازم بر پسرم بخدا همون لحظه باباباش رفتیم خریدیم به این ناراحتم انقدم گریه کردم که چرا تو این دنیا اینجور آدم ها زندگی به این ناراحتم مادری که به بچش از کوچیکی دوزدی یاد میده فردا روزی تو جامعه اون بچه چی میخواد بشه و اینکه به ذوق بچم ناراحت بودم وگرنه شعورشون نکشیده عجب مادر بی فرهنگی بوده به خدا از دیروز به این ناراحتم یعنی به آینده اون بچه ناراحتمکه پیش مادرش دوزی میکنه آیندش چی میخواد بشه به خدا من رفتم دیروز براش یکی دیگه ۱۵۰۰ خریدم گفتم اشکالی نداره از اون بهترشو برات میخرم ولی ناراحت نباش تو مامان متاسفم واقعا بر این آدما😭😭🥱😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭