۱۴ پاسخ

عزیزم خواهرمم به همین مشکل دچار شد ولی رژیم نگرفته بود
واقعا روزای بدی رو گذروند مخصوصا مانورهایی که دکتر براش انجام میداد میگفت وحشتناک بود

میتونم اسم دکترتو بپرسم

وای چه بد

سلام عزیزم وقت بخیر منم مثل تو از 80شوم 55
مایع میانی گوشم تکون خورد وای مرگ و جلو چشام میدیم خیلی بد بود ولی رفتم روانپزشک دارو داد بیست روز خوردم خداروشکر تا الان عالی شدم و ازش خبری نیست

واییی منم ۲۵ کیلو کم کردم حالا خیلی سرگیجه و تهوع دارم یعنی از اونه

وزنت که خوب بود زیاد چاق هم نبودی توروخدا خودتون رو بکشتن ندین چرا این کارو میکنید حیف نیستی عزیزم بخور وبنوش حال کن .

سلام منم همینم فست با حدف کامل قند ولی هرشب مولتی با امگا میخورم و آهن من تو ۴۰روز ۹کیلو کم کردم

عزیزم درست بدنت ضعیف شده ولی ربطی به مایع گوش ندارن ..مادر من نه رژیم بود نه هیچی به تغذیه شم میرسه یهو یه روز صبح با حالت تهوع شدید بیدار شد ..دیدیم اصلا تعادل ندارن و پاهاش کلا بی حس بود .بردیم دکتر گفت مایع گوشش تموم خورده ...و متاسفانه الان حدود ۱۹ماه میگذره و هنوز خوب نشده

مینیر
همسر من داره
نمک رو حذف کن
حبوبات کم
کافین چای قهوع نسکافه همه چی قدغن

ولی مایع تعادلی فک نکنم ربطی به رژیم داشته باشه
برا منم شد بتاهیستین خوردم خوب شد
ولی خالم شد چند وقت پیش چندماه طول کشید با قرص خوب نشد
یه مانور خاصی هست سر 90درجه میمونه بلند میشن دقیق نمیدونم اونو انجام داد خوب شد خداروشکر
ولی هیچکدوم رژیم نبودیم

منم چنین تجربه ای داشتم
من توی بانک غش کردم قندم افتاده بود

چه جالب....حتماتوطول روزچیزی نمیخوردید یافست ۱۶ساعته بود؟
فست مدت طولانی نبایدبگیری خب

وزنت خوب بود ک چرا کم کردی من ۶۰ام میخوام بشم ۷۰😅😎

رژیم‌کتو؟؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان مسدود شدیم مامان مسدود شدیم ۵ سالگی
#پارت67

دکتر از مکثش استفاده کرد و گفت:

- بخاطر جسه‌ی کوچیک و سن کمش از روزی سه تا قرص باید شروع کنه تا به بالا ولی...

دکتر مکث کرد ولی ملورین متوجه شد که منظور دکتر از مکث آخر جمله اش چیست!

هزینه‌ی داروهای شیمی درمان برای او به شدت بالا بود و به حتم نمیتواست از پسش بر بیاید!

ولی با این حال دفترچه‌ی مینو را از جیب کیفش بیرون کشید و روی میز دکتر گذاشت و گفت:

- میشه داروهایی که باید برای بگیرم و اینجا بنویسین؟

دکتر بدون مکث گفت:

- بله حتما! بیمه دارین فقط؟

سری به نشانه‌ی منفی تکان داد و برای اینکه خیال دکتر را راحت کند گفت:

- مشکل هزینش نیست!

دروغ که حناق نبود در گلویش ببندد!
بالاخره در این شهر بی در و پیکر جایی بود که بتواند پول در بیاورد!

دکتر نسخه‌ی مینو را نوشت و دفترچه‌ی قدیمی را به دست ملورین داد و گفت:

- این داروهاشه، دکتر داروخونه مینویسه که هر کدومو باید چطوری مصرف کنه، تنها خواهشی که ازت دارم اینه که به مینو کمک کنی که روحیشو حفظ کنه، حفظ روحیه واسه مینو از همه چیز مهم تره!

مینوی عزیزش خوب بلد بود که چگونه خودش را قوی نشان دهد.

در طول جلسات شیمی درمانی با وجود دردی که می‌کشید باز هم گریه نکرده بود.

هر بار که چشمش به اندام نحیف و لاغر و استخوان های بیرون زده‌اش می‌افتاد غصه می‌خورد ولی مینو... تنها می‌خندید!