۱۶ پاسخ

دختره منم میگه صدای چیه مامان
منم میگم بیرون دارن ترقه بازی میکنن
میدونی اون روز که انبار نفتو زدن قشنگ اتیش افتاده تو تراس ما انگاره جلو‌خونمون اتیش گرفته ازون الان میترسه
نور ماشینام میاد میگه ترقه زدن؟

وااای دختر من روز دوم ک نزدیک خونمون رو زدن ساعت سه شب از خواب پرید فقط میگفت مامان نرو بیاین بخوابیم پتو رو یکساعت کشید سرش داشت میلرزید انگار سرماش بود از اونشب با هرصدایی می‌ترسه دستشو میزاره سرش میگه چیه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

حالا توضیح دادم هواپیماست یا بچه ها توپ بازی میکنن
و مامانم با نمک ترسشو برداشت یکم فرق کرده حس میکنم

ای خدا عزیزدلمممم❤️‍🩹🥲من از اولش به دخترم‌گفتم ترقه س‌عروسیه دیگه تا صدا میشنوه میگه عروسیه منم ببینم یاد ۲۲بهمن‌میوفته‌ترقه میزدن تو‌اسمون میترکید فک میکنه اونه اصلا نمیترسه

من شیرازم اینجا باز شرایط بهتره قدمتون رو چشم تعارف نمیکنم هر کس خواست درخواست بده ما مهمان نوازیم

دختر منم میفهمه سریع میپره بغلم😢چقدر اون لحظه از درون داغون میشمو خدا میدونه فقط🥺 منم‌ خیلی ناراحتم 😞

اپگار دختر منو توصیف کردی از جنگ قبلی تا الان اینجوره اینم اضافه کن طبقه پایینی مشغول کابینت سازین چ سروصدایی دیونم‌کرده انقد میگه ممان من میترسم

منم بخاطرمهرسا که میترسید اومدم شهرستان خونه مادربزرگم

بچه ها هوشیار هستند حس میکنند

متاسفانه تاثیر داره
ما هم دیشب که صدای جنگنده اومد یهو ب همسرم گفتم صدای تلوزیونو کم
کن الان یه جا رومیزنن
یهو صدای انفجار اومد منم سریع بغلش کردم
همسرم رف سمت تراس منم دویدم ببینم چی شده
ایرمانم متوجه شد یه چیزی هس گریه کرد گف بریم داخل
تا وقتی بخوابه فقط گریه کرد و محکم چسبیده بود بهم
حتی نمیزاشت ببرمش حمام بشورمش چون پی پی کرده بود
خلاصه با گریه خوابش برد
تو خوابم یهو دیشب حالت جیغ زد من سریع گفتم مامانم نترس من پیشتم
کاملا مشخص بود بچه ترسیده
چه میشه کرد

حدود 1 هفتست دخترمو تو کمد دیواری نگه میدارم پنجره هامونو پارچه و میخ زدم بچه منم همه چی و میفهمه فقط؟یبار بهش گفتم نزدیک پنجره نشو شیشه میشکنه

همه بچه ها میفهمن
پسر منم صدا ی کوچیک هم بیاد
میاد پیش من ولی ارومش میکنم
با خوراکی وتلویزیون اینا
کنارش میشنم

طفلی بچه .....کاش برید شهرستانی جایی

خواهر یه چند روز برو جای دیگه خونه نباش

صبا چند روز بمون خونه مامانت معینم خیلی میترسه همش میگه جنگنده اومده زده با خاک یکی کرده

والاحق داره ماکه بزرگیم همش صداتوگوشمونه بخدا
انشاالله ریشه این مصیبت تموم بشه بخداخسته شدیم😓

بعدا که خودت آرامش بگیری اونم کم کم آروم میشه نگران نباش
ما هم شب اول ک اومدیم مسافرت جانا با صدای کامیون ترسید ولی الان دیگه عادی شده براش چون ما آرومیم و واکنش نداریم

سوال های مرتبط

مامان آراد.آوات.آیهان مامان آراد.آوات.آیهان ۲ سالگی
#پوشک#شیرخشک#بچه داری#فرزند پروری#پوووووشک


سلام شبتون بخیر عزیزای دل .کیا بچه ۲سال ب بالا دارن یا اصن کوچیک و الا باردارن .حس و حالتون چطوره
من هرچقدر ب زایمانم نزدیک میشم غصم بیشتر میشه برا پسر کوچولوم آخه خیلی وابسته منه جیگرم کبابه براش .هرشب موقع خاب باید حتما سزشو بچسبونه ب سرم و صورتش رو ب رو صورتم باشه تا بخابه .خیلی ناراحتم براش ک چقد زود خودمو ازش گرفتم .هرجور هم بخام بهش محبت کنم و فلان باز این کوچولو ک بدنیا بیاد رسیدگیش بیشتر از پسرک دوممه .سر پسر دومی اصلا اینجوری نبود حس عذاب وجدان برا اولی رو نداشتم چون تفاوت سنیشون خوب بود .بعد پسر اولیم وابستگیش در این حد نبود ینی خب اونم تو رده سنی این جوجه دومی وابسته بود .کارم شده همش گریه برا پسر دومی ک من برم زایمان این جوری میخاد بخابه یا تو‌طول روز قراره بدون من چیکار کنه 😭😭😭اصلا حال دلم خوب نیس .
میدونم الا میخاید بگید ک میخاسی نیاری سومی رو اکه دلت میسوخت ولی خدا دادی شده وگرنه خودمم میدونم اگه بچه میخاستم باید میذاشتم بزرگتر بشه این دومی هم مثل اولی
لطفاً حس و حالتون رو باهام ب اشتراک بذارید شاید آروم شدم 😔❤️‍🩹
مامان عشق مامان عشق ۲ سالگی
فرزند پروری ،پوشک .پوشک .شیردهی .فرزند پروی
سلام خانمها پسر من ۷سال و ۴ماهشه.از اول خیلی باهاش چالش داشتم خیلی زیاد هرکی میدید میگفت خدا صبرت بده..مشکل من اینکه الان ب شدت پرخاشگر و عصبی شده و ب خواهر دوستاش حرف بد میزنه(نفهم،گمشو و..).و مثل اگه بخوام عیدی بدم ب مادرم شروع می‌کنه ب اینکه چرا بهش عیدی بدیم ،نباید عیدی بدی،برای مادرشوهرمم همینطور .یا برای عید خواهرمو دعوت کردم بلایی سرم آورد ک چنان زدمش ک نگو میگه دعوتشون نکن .یا هر کسی دیگه باشه میگه دعوت نکن ،پول نده .یا گاهی مقداری سیب زمینی و پیاز برا خانوادم میبرم چنان اذیتم می‌کنه ک نبر.یا مثلاً میگه :خاله چی بهت گفت ،و خیلی فضولی دیگه .
یا مثلاً میگه خاله خره،عقب ماندس،مامان جون بدبخت بی پول و خیلی چیزای دیگه .
یا مثلاً عمش بهش گفته بود ک کجا بودین؟این گفته بود مگه فضولی!ب توچه.
اینم بگم هر کاری دلش بخواد انجام میده و حرف ما ک میگیم نه براش اهمیتی نداره.از زندگی بردیم .من ب صورت خلاصه برای شما گفتم .اینم بگم خانواده من و همسرم عاشقش هستن و اینکه هیچ مشکلی با هم ندارن.و دوم اینکه من خیلی روش دست بلند میکنم .الآنم کارم ب جای رسیده ک احساس میکنم با این بچه زندگیمو باختم و بدبخت شدم
فرزند پروری .پوشک ،فرزند پروری ،پوشک .
مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
سلام بعد چن روز ،خانومایی ک درجریان زندگیم بودین ک همسر من دست ب زن و فحش میده سرچیزای کوچیک جلو همه کوچیکم میکنه
خیانتم میکنه
چن روز پیش تو راه بحثمون شد این ک چرا از صبح خونه مامانش بودیم من دوبار بهش گفتم بریم ک حموم میرم ،آنیام خونه خودمون راحت تره سر اون کتکتم زد تو راه ک چرا دوبار گفتی بریم ،حرفو ی بار بزن🥲چون قبلا هم دادگاهی شدیم تهد اینا داد کتبی ک دیگ دست روم بلند نکنه و فحش نده ،میگفت تعهدم فلان فلان میکنم
اونشب میخواست منو بیاره آنیارو نده چون میدونه نقطه ضعفم بچمه
منم آشتی کردم باهاش ک با بچم بیام ،الکی گفتم بابام اینا برا عید دعوتمون کردن گوسفند خریدم تو با مامانت اینا برو منم با مامان خودم
هرچی داشتم جمع کردم اومدم ،اولش شک کرد این همه لباس برا ی روز؟؟؟؟؟؟منم زدم اینور اونور ک فلانی خواسته برا عروسی بپوشه لباسمو
حالا دوروزه خونه مامانمم تو این دوروز سه بار اومده اینجا برگشته چون شهرستانیم خونه مامانم اینا ،ک بچمو بده منم ندادم امروز گفتم ببرش دورش بده باز بیار ب خودم اونم همین کارو کرد
میگم دیگ نمیرم ب هیچ عنوان چون درست بشو نیست بچمم مریض شده بین این همه دعواااا
حالا این وسط بابام میگ غلط کردی ،چن روز بمون برگرد 🥲🥲🥲منم گفتم اگ یکم دیگ فشار بیاری بهم میرم بچه شو میدم خودمم میکشم دیگ خانواده ای ندارم اینو بدونین 😔😔
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند فرزند فرزند فرزند پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه بچه بچه بچه دختر دختر دختر دختر دختر