سلام دوستان بالاخره بعد ۱۳روز از زایمانم اومدم تاپیک قبلی یه روز قبل عملم نوشته بودم ۱۰ اسفند ساعت ۷صبح رسیدم بیمارستان ساعت ۹صبح بردن اتاق عمل و ساعت ۹/۲۰ دخترم بدنیا اومد عملم هم خداروشکر خوب بود ولی دخترم رو سریع بردن بیمارستان کودکان و بستری کردن چون دو دور بند ناف دور گردنش بود و اکسیژن به مغزش درست نرسیده بود و وقتی بدنیا اومد صورتش کبود شد ۳ روز تو ان آی سیو بستری بود و دو روز تو بخش و پنجمین روز مرخص شد من خودم فردای روز عملم مرخص شدم و اومدم خونه ولی بچم پیشم نبود خیلی حال روحیم بد بود دلم پیش دخترم بود بالاخره ۴مین روز گفتن من باید برم پیشش شیر بدم یه روز موندم پیشش و شیر دادم با اینکه جای بخیه هام میسوخت و نمیتونستم درست بلند بشم و بشینم ولی اینا به چشمم نمیومد همینکه پیش دخترم بودم و بهش شیر میدادم خوشحال ترین بودم واقعا مادر شدن به حس عجیبی هست خدا همه بچه هارو برای پدر مادراشون حفظ کنه و همیشه سلامت باشن و امیدوارم همه اونایی که چشم انتظارن خدا بهشون یه بچه سالم و صالح بده و به سلامتی بغل بگیرن🤲🤲🤲

۴ پاسخ

خداروشکر عزیزم

خداروشکر عزیزم 😘

خداروشکر عزیزم انشالله قدمش خیر باشه انشالله الهی آمین

مبارک باشه عزیزم
کدوم بیمارستان رفتی هزینش چقدر شد ؟!
رسیدگیشون خوب بود ؟!

سوال های مرتبط

مامان دو تا جوجه🐣❤️ مامان دو تا جوجه🐣❤️ ۷ ماهگی
تجربه زایمانم پارت اخر
خودم بعد 24 ساعت مرخص شدم ولی بچه هام تو دستگاه بودن، تا 5 روز نزاشتن بچه هام رو بغل کنم روز 5 بود گفتن بیا بچه هات رو بغل کن رفتم بغلشون کردم دوباره روز 6 رفتم که بغلشون کنم وقتی پرسیدم میتونم بهشون شیر بدم یا ن گفتن ن نمیشه ، وقتی قل دومم رو بغل کردم دیدم خودش نوک سینه‌م رو گرفته و داره شیر میخوره اولش ترسیدم و در اوردم ولی بعد دلم سوخت دوباره بهش دادم دیدم قشنگ داره شیر میخوره وقتی به پرستار گفتم گفت اون یکی بچت رو هم امتحان کن ببینم میتونه بخوره یا ن وقتی اون یکی رو هم امتحان کردم خورد خیلی سخت گرفت ولی خورد ، پرستار بهم گفت باید بری طبقه بالا تو اتاق هروقت لازم بو صدات میکنیم بیای شیر بدی ، من دو روز و دو شب همش میرفتم به بچه هام شیر میدادم هر دو ساعت یکبار تا بلاخره روز سدم جواب ازمایش هاشون خوب اومد و خداروشکر مرخص شدن خودم خیلی اذیت شدم بخیه هام عفونت کرده بود و ورم کرده بود به شدت میسوخت ولی خداروشکر بچه هام خوب شدن.