۱۵ پاسخ

قدمش پر خیر و برکت

باشه عزیزم‌ممنونم چون زایمان طبیعی رو میترسم واسه همین میخواستم بدونم سزارین دردش غیرقابل تحمله

سلام میخواستم بپرسم که عمل سزارین دردش خیلی زیاده بعد ازاینکه بی حسی از تن خارج بشه دردش غیرقابل تحمله؟؟

من سزارین دوم بودم سونو دادم نشون نداد موقع عمل دکتر گف یکم جسبندگی مثانه داشتی حتما باید برای زایمان بعدیت به دکترت بگی

قدمش خیر باشه براتون

چرا چسبندگی داشتید؟🥺🥺

به سلامتی مگه قبلش سونو ندادی گفتن چسبندگی نداری که

چهار تا با سزارین مگ میشهه

درد هم داری
میشه یکم توضیح بدی منم سز هستم بیشتریا میگن سه تا بیشتر نمیشه اورد

مبارکه عزیزم اسمش و چی گذاشتی

چشمت روشن گلم قدمش مبارکه عزیزم

بسلامتی مبارک باشه ♥️

انشالله بسلامتي مبارك باشه با دلي پر شادي همراه با ارامش كنار خانواده و دختر گلت رو

الهی امین🥹🥹واسم دعا کن بچمو سالم بغل کنم خیلی استرس دارم

مبارکتون باشه
قدمش پرخیروبرکت.💞

مبارک باشه عزیزم بسلامتی باشه

سوال های مرتبط

مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۹ ماهگی
مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۸ ماهگی
خب پارت دو داستان سزارین
وارد اتاق عمل شدم نگم که چه استرسی داشتم و مثل بید میلرزیدم منو تحویل اتاق عمل دادن مستقیم رفتم رو تخت اتاق عمل نشستم آمپول بی حسی به کمرم زدن و اصلااااا هیچی حس نکردم واقعا خیلی خوب بود و اصلا درد نداره نگران نباشید
آروم کمکم کردن خوابیدم دستامو بستن پرده رو کشیدن و دکترم کارو شروع کرد همش حس میکردم دکترم داره با شکمم کشتی میگیره 😅 یعنی فشار رو حس میکنید ولی به هیچ وجه متوجه درد نمیشید
دخترم به دنیا اومد آوردن نشونم دادن و بردنش کاراشو انجام بدن
دکتر منم داشت بخیه میزد و من همینجوری داشتم میلرزیدم بهم آمپول زدن لرزشام رفت و عملم تموم شد بردنم ریکاوری تو ریکاوری یه بار ماما شکممو فشار داد یه بار دکتر که بی‌حس بودم متوجه نشدم بعد که حسم رفت ماما اومد گف باید ماساژ بدم منم سفت‌ دستشو گرفتم و نمیذاشتم چون خیلی ترسیده بودم اما آروم فشار داد و خیلی درد نداشت
موقع تحویل به بخش هم دوباره پرستاری که اومده بود منو تحویل بگیره فشار داد که اونم درد نداشت البته درد داشتااا ولی قابل تحمل بود
پارت بعدی رو هم سعی میکنم زود بذارم از لحظه ای که وارد بخش شدم
مامان شاهان👑❤ مامان شاهان👑❤ ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت دو✨😌
دهانه رحمم به سه سانت ک رسید کیسه ابمو پاره کردن آمپول اسپاینال زدن بهم دردامو خیلی کمتر حس میکردم ساعت دوازده شب بود دکترم اومد بالا سرم من نفس تنگی گرفته بودم ضربان قلبمم خیلی رفته بود بالا به ماما گفتم من نمیتونم طبیعی زایمان کنم تروخدا سزارین کنید منو گفت باید طبیعی زاینان کنی همه میگن نمیتونم ولی زایمان میکنن بهم اکسژن وصل کرد چون ضربان قلبم بالا بود نفس تنگی هم داشتم ساعت یک دکتر اومد بالا سرم گفت این که ضربان قلب جفتشون داره نویز میندازه خطرناکه باید عمل بشه ولی ماما هی میگفت من احیاش میکنم چیزی نیس داره خوب میشه ضربان قلب جفتشون اخه ضربان قلب نی نی هم اومده بود پایین نمیدونم چرا مامای بالاسرم گیر داده بود من حتما طبیعی زایمان کنم دکتر از اتاق رفت بیرون با دوتا دکتر دیکه اومد اونا هم گفتن باید عمل بشه منو اماده کردن رفتم اتاق عمل چون من اسپاینال زده بودم اصلا آمپول بی حسی ک تو اتاق عمل زدن رو متوجه نشدم ساعت دو صبح نی نی منم بدنیا اومد
مامان آرام مامان آرام روزهای ابتدایی تولد
زایمان سزارین تو بیمارستان (پارت ۲)
من چون خیلی گیج شده بودم برای انتخابم که بی حسی بشم یا بیهوش ،رفتم با هوش مصنوعی صحبت کردم که باعث شد اطلاعات خوبی پیدا کنم
من سر زایمان اولم چسبندگی داشتم و بیحسی بودم اما درد داشتم وسط عمل و حالم خیلی بد شد و عرق شدید کردم و مجبور شدن بیهوشم کنن
خوب اینطوری عوارض بیحسی و بیهوشی رو داشتم و در نتیجه بعد عمل خیلی سخت گذشت و حسابی اذیت شدم و کلی اورژانس و دکتر و اینا رفتم تا کمی بهتر شدم
اما هوش مصنوعی بهم گفت بخاطر چسبندگی که داشتی طبیعی بوده فشار بیارن بهت و تکون هارو حس کنی و حس بدی بهت دست داده و در نتیجه فشارت افتاده و ترسیدی و این باعث شده بیهوشت کنن ،گفت این هارو و ترست رو تو اتاق عمل به مشاور بیهوشی بگو که بدونن دقیقا از چی می‌ترسی
تازه بهم گفت تو همچین مواقعی میان داروی آرامبخش تزریق میکنن که استرس نداشته باشی
و دقیقا همینطور شد ،من به متخصص بیهوشی همینارو گفتم و اونم داروی آرامبخش زد و تونستم بیحسی اسپاینال رو تحمل کنم و حتی بعدشم حس بهتری داشتم
اگه می‌ترسین و استرس دارین حستون رو حتما باهاشون درمیون بزارین
خلاصه از اتاق عمل اومدم بیرون و رفتم ریکاوری
من چون دخترم اضطراب جدایی داره و خیلی بهم وابسته اس خیلی واسم مهم بود که اتاق خصوصی داشته باشم که با مامانم پیشم بمونه اونم واسه همین چندین مرتبه درخواست اتاق خصوصی دادیم و گفتن اولویت با کسایی هست که زودتر بگن
خلاصه اگه اتاق خصوصی می‌خوایین باید زودتر بگین ،البته عملتون هم باید صبح زود باشه چون خیلی سریع پر میشه اتاق خصوصی

#زایمان #سزارین #نوزاد #بارداری
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۲ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.