۷ پاسخ

ماشالا چقد کپله چند کیلو بود ؟

پاقدمش خیر باشه ✨️ ❤️

اخی عزیزم مبارکه😍😍

چه مادر قویی 🙂

خداحفظش کنه عزیزم خداروشکر

خدا حفظش کنه برای ماهم دعا کن

ای جانم خیلی شیرینه❤️❤️❤️🫴🏻

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
دوست داشتم از تجربه زایمانم بهتون بگم امیدوارم بهتون کمک کنه
من خیلی از سزارین میترسیدم ولی واقعا اون چیزی که میگفتن نبود البته اینم بگم بستگی به آستانه درد طرف داره
من دو سانت رحمم باز شده بود و ۳۶ هفته و ۵ روز بودم که کیسه آبم پاره شد رفتم بیمارستان بستریم کردن توی اتاق بهم سوند وصل کردن من چون از سوند میترسیدم خیلی خودمو سفت کردم و اذیت شدم ولی شل کنی راحته😅بعد سوند یکم حس بدی داره که وقتی بری اتاق عمل برات بی حسی بزنن دیگه متوجه نمیشی من پمپ درد هم گرفتم به من که خیلی کمک کرد بعد منو بعد وصل کردن یوند بردن اتاق عمل بی حسی که اصلا درد نداشت حتی از نیش زدن پشه هم کمتر یه حس خیلی خوبی تو پاها میپیچه که خیلییییی خوب بود برای من بعد ده دقیقه نی نی من به دنیا اومد ولی زمانی که به دنیا اومد بچمو ندیدم و همونجا خوابم برد بعد بیدارم کردن بردنم ریکاوری شکممو تو بی حسی ماساژ دادن و هیچییی متوجه نشدم بعدشم دیگه انجام ندادن و تموم شد و رفتم بخش ولی بچم بخاطر تنفسش ۱شب nicu بستری شد که واقعا برام عذاب بود من بچمو نه تو اتاق عمل دیدم نه بخش ۲۴ ساعت ازش دور بودم و دلم براش پر میکشید
خلاصه اون چیزی که از سزارین من خودم به شخصه شنیده بودم نبود و همه چی خداروشکر خوب بود
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 ۴ ماهگی
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان معجزه مامان معجزه روزهای ابتدایی تولد
❤️
من توی بیمارستان آرام بستری شدم روز چهارشنبه 29 مهرماه ، صبح ساعت 7:۳۰ رفتیم بیمارستان خیلی طول نکشید من رفتم بلوک زایمان ، پرونده دادم ان اس تی دادم ساعت 10:۳۰ دکتر اومد سزارین انجام دادم ، سوند وصل کردن درد نداشتم امپول بی حسی ام از کمر درد نداشت ولی وقتی امپول گرفتم بعد چند دقیقه حالم بد بود حالت تهوع داشتم به مسئول اتاق عمل گفتم یه امپول دیگه تزریق کرد حالم بدتر شد تنگ نفس گرفتم با دستگاه اکسیژن به سختی نفس می کشیدم. بعد بین صحبت های خودشون متوجه دز دارو دز زیادی تزریق کردن حالم بد بود تا آخر عمل فقط لحظه شماره می کردم که فقط تموم بشه وقتی پسرم اوردن روی صورتم اصلا انقدر حالم بد بود نمی توانستم از اون لحظه لذت ببرم درست بچه مو ندیدم ، تا عمل تموم شد رفتم ریکاوری بازهم حالم بد بود ، تا این که یه پرستار یه مسکن برام زد یکم بهتر شدم ، به خاطر فیبرومم خون ریزی زیادی داشتم و درد ، درد بخیه ها خیلی سخت بود . و فشار که می دادن برای خارج شدن خون های باقی مانده خیلی درد داشت . بعضی ها وقتی بیهوش بی حس هستن فشار میدن ولی مال من سه بار فشار داد سه بارشم متوجه شدم درد کشیدم .انگار شوکه بودم از این همه درد .