۱۴ پاسخ

فکر کنم خیلیامون همینیم ،منو شوهرمم دیگه نمیتونیم تحمل کنیم ،من که روانی شده بودم ،یکسره بچرو میزدم داد میزدم بد رفتار بودم،الان روزی ۶تا قرص اعصاب میخورم رفتارم نرمال شده،ولی هنوزم رو مخمه و همه برام فقط صبر می خوان

این همه مریضی بخاطر اینکه دخترت شیطنت میکنه؟
راستش من قاطع و مهربونم یعنی چیزی که نه باشه نه میمونه بدون داد و بیداد و گریه هم کنه بغلش میکنم و همدلی
برام غریبه و آشنا هم نداره و اونم می‌دونه با گریه و زاری چیزی و به دست نمیاره.
اگه دختر خواهرت اینقد آروم پس چرا کتک میخوره؟
پس بچه از ترس کتک کاری نمیکنه.
مطمئن باش بچه زورش برسه و پنهان کار میشه و لجباز
مطمین باش همیشه مهربونی جواب میده

پسر من ک منو رسما روانی کرده همش جیغ همش بهانه همش لجبازی بخدا دیگه دارم میترکم ازدستش...نمیدونم اقتضای سنشه.نمیدونم من لوسشکردم.نمیدونم‌ بچه های این دوره اینجوری ان بخدا دیگه کلافم..صدای تمام در وهمسایه هارو دراورده ماهم مجتمعیم همهکنارهم واااااای کی بزرگترمیشن ک عقلشونم کاملترشه...مدام باشوهرم سرکاراش دعوامیکنیم دیگه بریدمممممم☹️☹️

عزیزم پسر منم شیطونه یه سری کارارو میکنه اما من نمیزنم اما اینم درست. نیست همش سکوت کنی تو خودت بریزی قاطع و محکم کار بدی کرد بهش تذکر بده اگه گریه کرد باهاش همدلی کن پیشش بنشین بهش بگو درکت میکنم ناراحتی اما نمیتونم بهت بدم نمیزارم فلان کارو بکنی اما باید صبور بشی تا به این رفتارت عادت کنه ممکنه اوایل جیغ بنفش بکشه گریه های طولانی کنه اما صبور باش خوب میشه

منم روانی شدم‌

عزیزجان خواهش میکنم با خودت اینجوری نکن نمیگم بزن نه نزن که بدترین روش‌روشه ولی اگه داد بزنی سرش تذکر محکم بدی بهش دیگ سه ساله هست کوچیک نیست ، چ اشکال داره ، خودتو از بین نبر

منم عصبی بشم ولی داد نزنم و بیرون نریزم دست ام لمس میشه سر شونه ام سمت راست میسوزه

گلکم خب معلومه اونم اگه بچه اول شیطون بود به فکر دومی نبود😅
بچه ها متفاوتن
اتفاقا بچه هایی که تو کوچبکی شیطونن بعد خیلی آرومتر میشن

و هر بچه ای با بچه فرق داره بزرگ تر بشه بهتر میشه

منم سه تا بچه دارم پسر اولم اینقدر اذیتم میکرد الآنم ک بزرگم شده شیطون تره ولی در کل سه تا هستن اذیت کردنشون کمتر از بچه دوستانم هستن ک یه دونه هستن خونه باهم بازی میکنن بیرون میرن نیازی نیس انرژیشو با بقیه تخلیه کنه

🥲تا حالا نزدم
و نمیزنم
ولی ببخشید از اندازه حرصم میده
دیروز غذا درست میکردم تا اومدم آبکش کنم دیدم ملاقمو گرفته رو آتیش
ملاقه بجهنم خراب شد کله اجاق گاز و بفنا داد
🥲این فقط یه نمونشه
انقد داد زدم که دکتر میگه تار صوتیت آسیب دیده
سه تا فاموتیدین خوردم
ولی واقعا نمیتونم دیگه کنترل کنم خودمو
به مرز جنون میرسونه

ولله خواهر من دو تا پسر دارم دقیقا این مدلی رسما دیونه شدم اعصاب برام نمونده

وای پسر منم خیلی لجبازه اصلا خرف نمیفهمه خیلی اذیتم میکنه پیر شدم بخدا از دستش هر چی میگی میگه نه. بخداااا رد دادم این بچه تا یکسالگی به قدری خوب بود بهش نمیخورد انقد بخواد اذیتم کنه. تنها خوبیش اینه که خوابش خوبه موقع از شیر و‌ پوشک گرفتن اذیتم نکرد

منم گاهی دخترم میزنم خیییلی شیطون بخصوص تو خیابون اذیتم میکنه میره دست ب وسایل ها میزنه با زور فقط میکشمش باخودم

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی ها مامان جوجه رنگی ها ۳ سالگی
نمی‌دونم چرا کجای راه گم شدم ولی اینو می‌دونم هروقت قهر میکردیم و شبا تو میخوابیدی من یواشکی میومدم کنارت خودمو میزدم ب خواب ک وقتی قل خوردم و اومدم بغلت تو بذاری رو حساب اینکه خوابم بعد خودت بغلم کنی اون موقع ک بغلم میکردی قلبم از ذوق میخواست از دهنم بزنه بیرون دلم بی قرار میشد
ولی میدونی چی برام درد داشت؟دیشب ک اینجور شد بغلم کردی و بعد ب سکس ختم شد هیچی حس نکردم دیگه قلبم ذوق نکرد دلم بیقرار نشد گریه هامو اول رابطه ندیدی بعد خالی شدنت مثل همیشه پشتتو کردی بهم خوابیدی ولی من تا صبح حس اینو داشتم ک انگار تو بغل عزیزترینم توسط عزیزترینم بهم تجاوز شد
هیچی برای من بدتر از این حس نبود دیشب با تجربه این حس مردم دارم باهات زندگی میکنم برای بچه هام چه خوب چه بد مادری میکنم ولی دلم از دیشب دیگه بیقرارت نیست دیگه برات ذوق ندارع وقتی بهم دست زدی حس تجاوز بهم دست داد
هر ثانیه دیشب تو بغلت فقط آروم میگفتم خدایا من یه روز عاشق این مرد بودم من خودم این مردو انتخاب کردم خدایا این کارو باهام نکن من میترسم از ثانیه ای ک تو بغلش باشم ولی هیچی حس نکنم میترسم از لحظه ای ک نوازشم کنه ولی من سر باشم
قربونت برم خدا نذاشتی حرفم تموم شه همون دیشب این بلا سرم اومد بعد رابطه دیشب واقعا مردم تموم شدم حس میکنم دیگه هیچی ن می‌تونه از ته قلبم خوشحالم کنه ن از ته قلبم دلمو برنجونه دیگه تموم شد
مامان 💗وروجک💗 مامان 💗وروجک💗 هفته سی‌وپنجم بارداری