وارد ۲۴ اسفند میشیم و من تولدمه و وارد ۲۴ سالگی میشم سالای خیلی بدی رو پشت سر گذاشتم غم افسردگی پولداری و بی پولی همه رو تجربه کردم حس عشق و حس نفرت حتی حس از بین رفتن تموم رویاهام....
شدیدا خوشحالم که امسال من مادر شدم با اینکه ناخواسته بود ولی شد خواسته ترین ناخواسته زندگیم من هیچوقت مادرمو درک نمیکردم تا روزی که صدای قلب کوچولوتو توی شکمم برای اولین بار شنیدم
حالا تمام غم و دلواپسی مادرم رو منم دارم🥹
خدایا ازت میخوام توی سال جدید عمرم موفقیت امید و کلی خوشحالی من و دخترم توی آینده همراه پدرش رو داشته باشیم🥲✨
تنها آرزویی که میتونم داشته باشم برگشتن پدرته دخترم...:)
امیدوارم روزی برسه که به تموم این روزایی که با غم پشت سر گذاشتم بخندم🥲🙂🫀
دختر قشنگم بی صبرانه منتظرتم و میدونم با ورودت خیر و برکت و شادی برای زندگی من میاری🥺🥺🥺
اینو بدون عاشقتم و من معنی عشق واقعی رو با تو فهمیدم فرشته کوچولوی من🧚🏻‍♀️🩷
تو خدا خواسته ی منییییییی😍🩸❣️

تصویر
۱۴ پاسخ

مطمئنم کنار دخترخوشگلت اینقدر زنگی خوب و قشنگی خواهی داشت ک پدرش حسرت میخوره ک توی زندگیتون باشه اینو مطمئن باش خدا جوابشو میده الان نه چند سال دیگه تمام حسرت زندگیش میشه داشتن شما

تولدت مبارک اسفند ماهی مهربون

تولدت مبارک همشهری ایشالا بهترین سال عمرت رو شروع کنی 😍😍

منم تنها ارزوم اینه برم پیش دخترم💔

تولدت مبارک عزیزم انشالله ازاین ب بعدهرچی میبینی خوشی باشه

💕🎉تولدت کلی مبارک انشاالله بهترینا نصیب قلب مهربونت بشه ❤️‍🩹

تولدت مبارک عزیزم 🩷😘
منم تولد۱۹ سالگیمه

تولدت مبارک اسفند ماهی خوش قلب به امید خدا همونی که میخوای میشه ❤️🫂

عزیزم مگه پدر دخترتون کجاست ؟

تولدت کلی مبارک عزیزم امیدوارم بهترینا برات در کنار خانوادت رقم بخوره😘🎉

عزیزم تولدت مبارک باشه، ان شاءالله روزهایی همراه با ارامش و حال خوب کنار گل دخترت و همسرت در پیش داشته باشی😍

تولدت مبارک دختر قوی
امیدوارم روزهای پیش روت پر از شادی و خوشی باشه ❤️🥰😘

تولد مبارک باشه عزیزم
انشاالله بهترینا نصیب قلب مهربونت بشه
و هرچی که خیره برات اتفاق بیوفته

ای جااانمم🥹
تولدت کلی مبارک عشقممم🎀🫂🤍

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد ۴ ماهگی
آخرین جمعه ی بدون بچه🥺
هفته ی دیگه همین موقعه هیرادم به دنیا اومده و دو روزشه🥹
خیلی حس عجیبی دارم.
اصلا باورم نمیشه که ۹ماه بارداری انقدر زود تموم شد و لحظه ی دیدارمون فرا‌رسیده🥹
این روزا آخرین‌روزای دو نفره بودنمونه و من هنوز باور‌م‌ نشده که قراره خانوادمون سه نفره بشه🥺
هم دلم گرفته هم خیلی خوشحالم.
میدونم که از هفته ی دیگه من هیچ وقت اون آدم سابق نمیشم و قراره همه ی الویت هام و زندگیم تغیر کنه🥺
میدونم که دلم خیلی برای این روزامون تنگ میشه و تاابد دلم میخواد که دوباره به این روزا برگردم ولی نمیشه🥺
امیدوارم هیچ وقت از بچه داشتن پشیمون نشم و پسرمو با عشق و تو یک خانواده ی سالم بزرگ کنم.
از خدا میخوام که خیلی خیلی بهم قدرت و توان بده که از پس مسئولیت به این سنگینی بربیام🫀
واقعا ترس تمام وجودمو گرفته ولی همه چیز رو به خدا میسپارم و میدونم که مثل همیشه راه رو بهم نشون میده🥺
بی صبرانه منتظرم ببینمت سنگ صبور مامان🫀🥺
تو رو خدا از آسمون و از بین قشنگترین فرشته هاش برای من فرستاده پس تو عشق آسمونیه من هستی🫀


۱۴۰۵/۲/۱۱
مامان 😍معجزه خدا😍🌿 مامان 😍معجزه خدا😍🌿 هفته چهلم بارداری
دختر قشنگم به دیدارمون فقط ۱۵ روز مونده 🥰😍
توی این سفر ۹ ماهه خیلی حس قشنگی رو باهم تجربه کردیم .....
مثل اولین بار که توی مانیتور دیدمت اندازه یه نخود بودی 😻
اولین باری که صدای قلبتو شنیدم که چه حس عجیبی داشتم اون لحظه 😍
اولین باری که دستور پای کوچولوتو توی سونو دیدم وقتی هنوز حرکاتتو حس نمی‌کردم ولی با این حال انقد بانمک بودی بار ها و بارها فیلم حرکاتتو نگاه میکردم و عشق میکردم 🤰
اون لحظه شیرینی که بهم گفتن تو دختری حاضر بودم کل دنیا رو شیرینی بدم 😍 از خوشحالی منو بابات رو زمین بند نبودیم چون قرار بود خدا یه فرشته کوچولو برامون بفرسته که مونس و همدممون بشه 🥰😍🥲
و اما لحظه شیرین حس کردن حرکاتت 😍🥰😻
حس بال زدن پروانه ای رو داشتم توی دلم که لحظه بزرگتر میشد و حرکاتت محکم تر میشد و از همه شیرین تر لحظه ای که بابایی هم میتونید شیطونیاتو حس کنه و باهات حرف بزنه 🥰😍
این نه ماه سر تا سرش عشق بود و عشق بود و عشق بود .....
امیدوارم این چند روزمه زودی تموم بشه بتونم روی مانتو ببینم .... بوت کنم ... بغلت کنم جان مادر 🤰🥰💗
مامان فندق✨🩷 مامان فندق✨🩷 ۷ ماهگی
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته سی‌وهشتم بارداری
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍