۴ پاسخ

ماماهمراهتون کی بود؟

مبارکه هم نام خواهرزاده ی منه هفت سالشه ندیده بودم کس دیگه ای رو با این اسم از کجا پیدا کردی آخرش ء داره

بسلامتی عزیزم💕بعدششش

مبارکه ♥

سوال های مرتبط

مامان ِ جوجو مامان ِ جوجو ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی اپیدورال تو بیمارستان نیکان اقدسیه

من ساعت ۳ و نیم صبح از خواب بیدار شدم برم دستشویی حس کردم از واژنم داره اب میاد
گفتم یا بخاطر سنگینی شکم دستشویی کردم یا کیسه اب
وقتی وارد سرویس شدم دیدم اب کجا بود
داشت خون ازم میرفت
مثل اب روان بود ولی خونی بود

دیگه همسرمو صدا کردم اومد دید مثل چی ترسید😂
البته نگفته نمونه من خیلی نترسیدم چون خواهرم دقیقا بچه اولش اینجوری شد رفت بیمارستان گفتن باید راه بری تا بتونی زایمان کنی
دیگه سریع رفتم حمام دوش سریع گرفتم وسایل خودم و نینی برداشتم رفتیم بیمارستان

من از خونمون تا نیکان مواقع شلوغ بین یک ساعت ونیم تا ۲ ساعت راهه
اما چون ۴ صبح حرکت کردیم ۵۰ دقیقه بعد رسیدیم

رفتم قسمت بلوک زایمان معاینه شدم
گفت دو سانتی ولی برو یکساعت راه برو یه چیز شیرین بخور بیا نوار قلب بگیرم

من چون تازه وارد ۳۷ هفته شده بودم‌ هموز دکتر معاینه تحریکی نکرده بود تاااازه قرار بود ۳۱ تیر ماه برم معاینه بشم که ۳۰ خونریزی کردم
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم