یه سوال شما هم بعد از به دنیا اومدن نینی هاتون استرس گرفتید به هیچکس نمیتونید اعتماد کنید؟ من از مادرشوهرم چنتا چیز دیدم میترسم بچه رو بذارم پیشش 🥺 چند روز پیش رفتم آمپول بزنم مامانم و زنداداشم رفته بودن مسجد من نتونستم به مادرشوهرم اعتماد کنم بچه رو بذارم پیشش با خودم بردم اونم زنگ زد تا تونست دعوا و داد و بیداد کرد که قبل ۴۰ روز شب بچه رو بیرون نمیبرن
رو مادرشوهرم خیلی حساس شدم 😭 نمیدونم شاید بخاطر طرز حرف زدنشه که منو میترسونه اخه روزی که از بیمارستان اومدم پام دمپایی بود من به شوهرم گفتم با این دمپایی از ماشین پیاده نمیشما مادرشوهرم گفت تو پیاده نشو ما سه تایی میریم یا مثلا میگه این بچه شبیه باباشه اینو بده به ما یکی دیگه واسه خودت بیار تو بیمارستانم که کلا منو فراموش کرده بود کلا پیش بچه بود سر شیردادن منو اذیت میکرد یه بارم دیدم پوشک رو بدون این که چسبش رو باز کنه از پای بچه کشید بیرون
الان میترسم بچمو بذارم پیشش فقط به دو سه نفر اعتماد دارم مامانمو زنداداشم و خواهرم شوهرمم خوب نگه میداره

۱۹ پاسخ

عزیزم طرز فکرت اشتباه حساس شدی باور کن مادر شوهرت بیشتر از مادر خودت بچه رو میخواد ولی دیگ اسمش روش مادر شوهر .شاید مادر خودتم کاری کن چون مادرت ب کارش توجه نکردی و حساس نشدی .بنظرم عادی باش لازم شد بزار پیشش من مادر شوهرم از خود ماهم حساس تر

نزار نزار نزار نزار بجز مامانت نه زنداداشت نه کس دیگه حتی خاهرت

عزیزم یکبار قشنگ برین بهش حساب کار دستش بیاد هر چی گفت جوابش رو بده اینجور آدم ها بهشون جواب ندی پرروتر میشن

خب اول اینکه اگه سنش زیاده ب هر حال ی چیزایی مثه پوشک رو شاید بلد نباشه
دوم اینکه لحن صحبت رو تنها مبنای درک و شعورش قرار نده
بعد اینکه وقتی مامانو ابجیتو زن داداشت هستن چرا نگرانی گلم
خداروشکر ک اعضای خانوادت کنارتن و مورد اعتمادت هستن
و اینکه کلا سیستم مادرشوهر عروس و مادرزن داماد همینه بخصوص اولی خیلی تو گفتگو با هم تکبر و منم منم دارن

مهم نباشه برات ب هر حال بچه یا ب مادر میره یا پدر
منم مادرشوهرم هر چی از پسر اولم میدید میگفت اینش ب عمو فلانش رفته اینس ب باباش و …
ی روز تو جمع فامیلشون گفت کپی ما شده
گفتم بچه ب جز پدر و مادر ک ب ادمای تو خیابون نمیره بعدشم وقتی زن عاشق شوهرشه یکی مثه شوهرشو دنیا میاره پس پسرتون باید ب داشتن من افتخار کنه
دیگه چیزی نگفت 😁

نذار عزیزم من خودم شخص من یکساعتم بچم پیش کسی نذاشتی الان ۴سالش چ برسه اون نوزاد

مامان گردو تو یکی از تاپیکات دیدم لقاحت دیرگرفته برات مشکلی پیش نیومد دقیقا من بعذاز۱۵روز تستم مثبت شد الان میترسم برم سونو

مامانت یا خواهر یا زنداداش اگه داری بسپار بهش یا بگو بیان پیشت .

یبار درست درمون جوابشو بده حساب کار میاد دستش بچه خودشم بود همینکارو میکرد؟
اینکه حساس باشی طبیعیه ولی اگه یچیزایی ازش میبینی که آذارت میده جوابشو بده من ندادم الان دارم تاوانشو میدم .

بغیر مامانت جایی نذار
مادرشوهرت یه باز بذاری عادت میکنه دیگه
من تا دو سالگی بچم پیش مامانمم دلم نمیخواست بذارم
الان با اینکه بچم ۴،۵ سالشه از پس خودش برمیاد بازم نمیتونم پیش مادرشوهرم بذارم قبولش ندارم

من موندم انقد تغییر رفتار توی مادرشوهرت برا چیه😐 کلا ازین رو ب اون رو شده😐

من بچمو پیش مامانم فقط می‌ذارم با خیال راحت می‌خوابم چون دیدم چجوری ترو خشکش می‌کنه ولی مادرشوهرم خیلی اصرار داشت که بچه شیرخشک بخوره که راحت برداره ببره و به منم وابسته نشه نذار پیش مادرشوهرت هرجا رفتی با خودت ببرش اعتماد نکن

منم روزی ک بچمو اوردم مادرشوهرم از دستاش گرفتش بغل جوری که بچم گردنش رفت عقب ازون موقع میترسم بعلش کنه

ببین نه فقط این مورد همیشه به چنین احساساتی خصوصا در قبال بچه‌ت اعتماد کن
حسا هیچ وقت دروغ نمیگن

نذار پیش هیچکس
من همش پیش خودمه با چشمم بهشه

دقیقا منم رو مادر شوهرم حساسممم میفهمم چی میگی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

من بچمو‌ پیش‌مامانمم نمیزارم چ برسه مادرشوهر

چقدر بیشوره آخه نزار اصلا بزار بفهمه آدمی نیست که ارزش داشته باشه بچتو بزاری پیشش

فقط میتونم بگم خدابدادت برسه با این مادر فولادزره🫠

منم بچه رو دست هرکسی نمیدم

سوال های مرتبط

مامان هامین 🧸🩵 مامان هامین 🧸🩵 ۱ ماهگی
خانوما میشه راهنماییم کنید
من طبقه ی پایین مادر شوهرم زندگی میکنم و الان هم یه ماهه که زایمان کردم ، تو بارداری که مادرشوهرم کلا خودشو زده بود به اون راه و بجز زحمت هیچی برام نداشت تو زایمان هم همینطور الآنم یه ماهه که بچه داری میکنم حتی یبارم کمک یا حمایتی نداشته. حالا اینا به کنار، چند روز پیش رفتم دستشویی و بچه رو سپردم دست باباش اومدم دیدم مادرشوهرم اومده بچه رو برده طبقه بالا بدون اینکه به من اطلاع بده و منو با شوهرم بحث کردم و اونم گفت دیگه نمیذارم تکرار کنن ولی مجدد دیروز اومد بچه رو ببره که گفتم می‌خوام پوشکش رو عوض کنم و رفت ولی دوباره عصر اومد بردش. از طرفی با خودم میگم عب نداره گاهی ببرتش اینطوری منم یه تایم دارم که به کارام برسم ولی از طرفی هم میگم پر رو میشن و اختیار بچه رو میگرن دستشون و خدای نکرده یه لحظه سهل انگاری ممکنه پشیمونی به بار بیاره
به شوهرمم گفتم از این جا باید بریم و قبول کرده که سال بعد بریم ولی تا اون موقع چکار کنم بنظرتون ؟
مامان 🩷MAHLIN🧿 مامان 🩷MAHLIN🧿 ۱۴ ماهگی
مامان دوتا دلبر🤍 مامان دوتا دلبر🤍 ۷ ماهگی
وای خدا چقدر خوشحالم یه جوری برخورد کردم مادرشوهرم اینا نیومدن بمونن خونه‌م(شهرامون هزار کیلومتر فاصلس)
اخه سر زایمان بچه اولم از روز قبل زایمان مادرشوهر و پدرشوهرم و خواهرشوهرم اومدن خونه مون ۲ روز بودن بعد مادرشوهرم موند تا یک هفته. یعنی این رو مخ من بوووود. به پسرش(شوهرم) گفت برو تو شب ها بد خواب میشی تو هال بخواب من پیششون میخوابم. شب تا صبح به من گیر میداد دستت نیوفته رو بچه، اینجوری کن اونجوری کن، بچه تا دهنش باز میشد بر میداشت تکونش میداد مغز بچم به هم میریخت، بعد چون شبا بیدار بود روزا کلا میخوابید دست به سیاه سفید نمیزد.
برای زایمان دومم قشنگ گفتم شما برای بیمارستان نیاین اذیت و علاف میشین دیگه پدرشوهر و خواهرشوهرم نیومدن مادرشوهرمم یه روز اومد و رفت. جالبه همون یه روز فردای مرخص شدنم بود به شوهرم گفتم ظرفا رو بشوره، مادرشوهرم سریع پاشد رفت بهش گفت برو برو تو چرا میشوری بده من! عوض اینکه بگه افرین پسرم کمک میکنی به خانمت😒😐
اینجوری میشه که پسراشونو تنبل بار میارن برای هرچیزی باید بهش بگم و الان هنوز ۴ روز از زایمانم نگذشته خودم ظرفا رو شستم!
مامانای پسر دار، لطفا پسراتونو کاری و به فکر و دلسوز بار بیارین!♥️
مامان فندق مامان فندق ۳ ماهگی
خونواده شوهرم رسم دارن اسم بچه رو بابا بزرگ شوهرم توی گوشش بگه
اسم پسرمو باباش انتخاب کرد منم دوست داشتم قبول کردم ولی من کلا اینکه دوتا اسم تو گوش بچه میگن دوست ندارم
موقع اذان گفتن توی گوشش بعد از اینکه اسمشو گفت یهو مادرشوهرم اومد گفت من میخوام اون گوششو یه اسم مذهبی بذارم من هیچی نگفتم با اینکه خیلی ناراحت شدم که قبلش از من نپرسید شاید من اصلا میخواستم اون گوششو خودم انتخاب کنم

این بار از اول گفتم دختر بود بچم‌اسمش نغمه است
باز مادرشوهرم هربار میومد یه اسم پیشنهاد میداد و من ک میگفتم اره قشنگه ولی من میخوام بذارم نغمه
تا چندروزپیش که مادرشوهرم اومد دیدنم و من داشتم با جاریم درمورد اسمایی که مناسبتی پیش میاد و انتخاب میشه حرف میزدیم‌ گفت خب حالا بچه ات دختره اگه پسر بود باید میذاشتی علی یهو مادرشوهرم گفت خب الانم شب قدر بوده اسم‌مناسبتی داره گفتم چی مثلا گفت فاطمه
گفتم‌اهان اره
دیشب به شوهرم گفتم من ک فعلا بیرون نمیام از خونه اقاجونتم ک نمیاد پس اسم بچه چی میشه؟ گفت تو اسمشو بگو تو گوشش ما هروقت شرایط اوکی بود میگیم اقاجونم اذانشو بگه ولی نمیگیم ک چیکار کردیم😂😂
بقیه اش کامنت میذارم

#شیرخشک#فرزندپروری#نوزاد#ادرار