۷ پاسخ

وای چقدر نازههههه

خوشگله اینو دوختی مگه

چقد ناز مبارکش باشه خیلیم خوبه

من اینو بپوشم برا بچم همه مسخرم میکنن که شلوار بابابزرگشه😂
مبارکش باشه

اگه کوچیک نمیشه نگهدار تابستون وگرنه عید تنش کن

چقدم لباسش قشنگه
بنظرم هر چقد دوست داری بپوش مابقیشم بزار بعد

برا تابستون گرم نیستن یا کوچیک نمیشن

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
درسته که هممون حال خوشی نداریم اما مجبوریم به ادامه زندگی حتی در شرایط سخت به خاطر بچه هامون...🤍گاهی اوقات ممکنه با خودمون بگیم کاش همین بچه هم به دنیا نمی آوردم که تو این شرایط باشه معلوم نیست اصلا آیندش چیه ولی همون موقع که تو فکر فرو رفتیم با دستای کوچولوش میاد دستاتو میگیره مجبورت میکنه که تو بازی باهاش همراهی کنی و یه جا میبینی که همین بچه امید زندگیه...همین بچه یعنی ادامه دادن حتی تو شرایط سخت .( البته که فقط همین یه دونه بچه هاااا😂دیگه غیر از اون مجاز نمی‌دونم حداقل واسه خودم اونم تو این شرایط 😂)
داشتم میگفتم دیگه .درسته امید ندارم ولی لباسای عید پسرمو کردم تنش رفتم بیرون ازش عکس گرفتم .گفتم عکسشو بذارم اینجا هم برای یادگار هم برای مامانایی که دنبال ایده برای لباس عید بچه هاشون بودن 🤍البته اگر سلیقه هامون با هم یکی باشه .سلیقه من اینجوری بود 😶🤭
عکس بعدی هم تو پاسخ های همین تاپیک میذارم
به امید روز های خوب برای هممون🕊️🤍💙