پارت ⁸🎀✨️
که یه بند بلند از نافش بهم وصل بود ،بنده خود ب خود بریده شد و رفت توی شکمم
از اون جنین بخوام بگم مثل یه نوزاد کوچولو بود سر داشت دست داشت پا داشت حتی دنده هاشم ملوم بود اما زیر دنده هاش دستگاهی ملوم نبود ... کلیییییی گریه کردم حت چن بار زدم تو صورتم و صورتم چنگ افتاد روش وخیلی تو دسشویی بودم و گریه میکردم ...
بلندش کردم و همون شب بردمش تو خاک باغچه خاکش کردم 🤦‍♀️
تا چند روز فقط تنها میشدم گریه میکردم از یه طرف فکر اینک با بچه خودم اون کار کردم از یک طرفم نکنه دیگه باردار نشم ...
علی ی هفته بردم مسافرت که یادم بره و حال و هوام عوض بشه ..
دیگ تنها امیدم شده بود علی نمیتونستم تو اون خونه برم و پا بزارم ...
اواخر تیر ماه شده بود و پریود اون ماهم تموم شده بود و تقریبا همه چیز عادی شده بود برام.
خونمون عوض کردیم و من مشغول شستن و تمیز کردن خونه جدید با مامانم بودم.
که حس سوزش امانم بریده بود..
ب علی گفتم و رفتیم پیش ی خانم دکتری و ازم پرسید قرص میخوای یا پماد گفتم قرص .
نیاز ب معاینه هم نبود ... اون قرصا رو مصرف کردم ‌ و کاملا خوب شدم...

۳ پاسخ

چند هفته بودی

چه بددد
ادامه‌شو بذار

الان مجدد بارداری؟

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 1️⃣6️⃣ از تجربه های بارداریم
رفتم سونو و گفت یه کوچولو فانلینگ داری نمیدونستم چی داره میگه اصلا و بعد اینقد ساده گفت گفتم خب چیز خاصی نیست حتما همچنان نگران غده های تو سرش بودم بهش گفتم دو تا غده داشت تو انومالی گفت رفع شده و چیزی نیست خیالم راحت شد طول سرویکس هم پرسیدم شده بود ۳۱ نسبت به دو هفته خیلی امده بود پایین ولی خب بازم نگران کننده نبود میدونستم بخاطر فشارایی هست که به خودم اوردم همین فشار ایستادن ۵ ،۶ ساعت مداوم یه کار دیگه هم دستم داده بود که بذار اول اینو بگم بعد دوباره برگردیم سر داستان فانلینگ شدنم
بعد از تمیز کردن و اون سر پا بودن مداوم خیلی عذر میخوام دیدم مقعدم درد میکنه و بله بواسیرم امده بود بیرون سفت و درد ناک بود اما هنوز کوچیک بود دو سه روز گذشت دیدم همچنان داره دردناک تر و بزرگ تر میشه در حدی که راه رفتن اذیت کننده شده بود برام اندازه حدود یه بند انگشت شده بود و تصمیم گرفتم برم دکتر چون تو اب ولرم نشتستم پماد انتی هموروئید گرفتم از داروخونه زدم کلا فایده نداشت و دیگه تحملش رو نداشتم به جای بهتر شدن بد تر میشد
سرچ کردم و فهمیدم باید برم دکتر جراح و یکی پیدا کردم که زن باشه چون اکثرا مرد بودن و نوبت گرفتم رفتم معاینه کرد یکم خجالت داشت اما خب چاره ای نبود گفت چون حامله ای خب مسلما نمیتونم عملش کنم و ولی یه پماد بهت میدم خیلی خوبه برو بگرد ببین گیرت میاد یا نه چند تا داروخونه رفتم همه گفتن نداریم و کمیابه و از این حرفا اسم پماد venoplant بود
خلاصه شوهرم یه دوست داشت تو داروخونه و رفتم اون داشت حدود یه ۵۰۰ و خورده ای شد اما به معنای واقعی توی دو روز اول شروع کرد کوچک کردن و تو یه هفته کلا رفت ...
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 2️⃣از تجربه های بارداریم
خلاصه رفت و امد برام سخت بود چون هر ازمایشی تایم خودشو داشت مثلا ازمایش تخمدان و پرولاکتین ازمایش اسپرم همسرم و از اون ور چون فقط روزای زوج بود و کار رو سخت تر کرده بود و منم محصل بودم نمیتونستم همش تو راه رفت و آمد و برو و بیا باشم خلاصه بیخیال شدم چون تو ازمایشام مشکلی نبود و همین برای من کفایت میکرد گذشت و وارد ۱۸ سالگی شدم اردیبهشت ماه
و امتحانای اخر سال هم شروع شده بود و منم سال اخرم بود و برام مهم بود و استرس گرفتم من همونجور خودم پریودی هام نا منظم بود و این استرس باعث شد پریود بشم اما برای اولین بار ۱۰ روز ادامه داشت و کل ده روز شدید بود و دقیقا وسط امتحانام بودم
امتحانام گذشت و و تموم شد منتظر بودم پریود شدم حالا یک ماه و خورده ای از پریودیم گذشته بود نه به ماه قبلش که ول کنم نبود نه به این ماه که نمیومد بعد از یک سال تصمیم گرفتم باز برم پیش دکترم ببینم چرا اینجوری‌ شدم الان دیگه ذهنم هم ازاد تر شده بود چون مدرسه تموم شده بود چون دیگه سه سال از ازدواجم گذشته بود و کم کم دیگه اطرافیان به شوخی میگفتن پس کی میخوای حامله شی برای ما که مهم نبود اما سوال بود چرا با وجود اینکه مشکلی نبود باز من هم پریودیم نامنظمه هم باردار نمیشم و کم کم داشتم نگران میشدم خلاصه رفتم پیش دکترم و ....
مامان Arvin🐣🩵👼 مامان Arvin🐣🩵👼 ۱ ماهگی
مامان سوفیا 🩷 مامان سوفیا 🩷 ۱ ماهگی