۴ پاسخ

پسر من الان ۲۰ سالشه ماشالله وقتی دوساله بود وقتی خورشید غروب میکرد شروع میکرد به گریه تا موقع طلوع خورشید خدا شاهده ۵شب نزاشت چشم رو هم بزاریم باباش رفت پیش یه دعا نویس من اصلا اعتقادی نداشتم برگشت گفت محمد عمو اسماعیل میگه گریه نکن بخدا همون جا بچه ساکت شد خیلی عجیب بود ولی عین واقعیته هنوز وقتی یاد اون روزا می افتم واسه عمو اسماعیل فاتحه میخونم توام ببر پیش یه دعا نویس

شاید پوشکش خیسه اذیت میشه

پسر من یه تایمی یهویی شبا کلی گریه میکرد بعدش فهمیدم از تاریکی میترسه

شایدازچیزی میترسه پسرمنم چندبارشبابیدارمیشدگریههه میکردبراش کتاب بازکردن گفتن جایی بردم بسم الله نگفتم بچه اجنه میبینه میترسه باقران یه دعا نوشت بچم خوبهه خوب شد

سوال های مرتبط