۱۶ پاسخ

من قهرم سر اینکه مامانیه

منم امشب باهاش دعوا کردم با پدرش دعوا کرده بود شاهانو بهانه کرد به من پرید منم جوابشو دادم دعوامون شد

دعوا و قهر که نه
ولی خب من از بس بابت بچه داری تحت فشارم
اونم اصلا تو بچه داری و … باهام همکاری نمیکنه و کمک حالن نیست
و این منو اذیت میکنه خیلی
همینم باعث میشه بهش بپیچم .

ما قهر بودیم ولی هر دوتامون دلمون نیومد روز اول عید باهم قهر باشیم خودم به خاطر پسرم که ازش میخواستم عکس با هفت سین بگیرم باهاش نرم شدم 🤣 🤣 🤣

من رفته مشروب خوری خوش گذرونیش کرده هار شده غذا پختم میگه چه بده چرا گوشت چرخی پختی یه چی دیگه برای خودت درست میکردی این میزاشتی من صبحونه درست میکردم میخوردم بدمزه شده بعدم داخل سالن با تلویزیون روشن میخواد بخوابه میکم خاموش کن نورش اذیت میکنه بچه هم تا تازیک نباشه نمیخوابه میگه بتوچه منم دو تا نون و آبدار نوارش کردم تل خاموش کردم اومدم داخل اتاق

من دعوای خیلی بدی کردم

منم چندروزه قهریم امشب بیشتر هم شد به دلیل مسائل مختلف

منم امشب دعوا کردم باهاش 😒
سر اینکه حق ندارم یه دستمال جا ب جا کنم تو خونه
اکثر کارای خونه رو خودش انجام میده بجز غذا پختن که با منه درسته این موردش خوبه ولی کلافم کرده انگار با بچه طرف هی میگه لباساتو جمع کردی؟ چرا فلان چیز و چرا ریختی
یا مثلا خونه رو تمیز میکنم میاد میگه نه تو خوب تمیز نمیکنی از ته دوباره میریزه وسط همه چیو تمیز میکنه
اوردم رو میزی انداختم هی گیر میده میگه میز و تمیز نکردی چرا انداختی با اینکه دو روز پیش پاک کرده بودم فردام قراره باز پاک کنیم یبار میگه ملافه مبلارو چرا جمع کردی باید میتکوندم خاک بود روش گفتم بعد عید میشورم پهن میکنم
خلاصه من حق ندارم یه قندون جا ب جا کنم تو خونه😒😒😒

من دارم پریود میشم داغونم
شوهرمم با باباش دعوای بدی کرده
هنوز پرمون به پر هم نخورده
من‌ رفتم خونه بابام چند ساعتی اونم رفت خون ه داییش که دعوامون نشه

کلا منو دوست نداره از همه چی ایراد میگیره بهونه های مختلف غذا لباس بچه هرچی که فکر کنم حرف بزنم مخالفش میگه دیروزم یدون زد گوشم ذلیل شه دکتر دخترم گفتم غذا نمیخوره گفت 200گرم هم اضافه وزن داره تا من آرامش بگیرم دید تو خونه دارم زینک میدم دعوا راه انداخت که بچه رو چاق نکن آخه خودش خیکیه

درخواست دوستی میدین؟

همین الان نزدیک بود دعوامون بشه😂😂😂ولی کارش پیشم گیره ب دل نگرفت🙈دارم بچه رو میخابونم قبلش گفتم ساکت باشی ها گف چشم..رفته تو آشپزخونه میخاد قهوه بزاره تق تق،در کابینتو محکم بست،شعرم ک میخونه پدررررررررسوخته🤣😂بد دعواش کردم طلفکو

منم قهرم باهاش
سر اینکه میگم یه چیز بخریم همش میگه پول ندارم خسیس خسیس

دیشب بحث کردیم خیلی بد الان تو بادیم برا هم

فعلا قهر نیستیم😂
تا فردا ببینیم چی پیش میاد🤣

منم سر اینکه همش درحال صحبت با ننش هست .روزی مثلا پنج شیش بار بهانه های مختلف زنگ میزنن و ...

سوال های مرتبط