۴ پاسخ

دختر منم الان خوابید میخاستم منم بخابم ولی دیگه دیره میخام ناهار بذارم لباس بشورم 🫠

پیشاپیش خداقوت😍😍

روشتُ دوست داشتم 🌸

منم گاهی اینکار رو میکنم 🥴

سوال های مرتبط

مامان 🐣🐣جوجه ها🐣🐣 مامان 🐣🐣جوجه ها🐣🐣 ۱ ماهگی
مامانای خوشگل میخام تجربمو بگم برای ماماتای که میگن وقت کم میارن در طول روز با فسقل های خوشگلشون 🥰
من سلما دوسال و دو سه ماهشه امیر حسین یک سال و یک ماهشه امیر خیلی وابست هس خیلی لجباز جیغ جیغو اصلا همش چسییده من براشون همیشه یعنی بیشتر وقتا فیلم عروسیمونو میزارم یا تعجب و کنجکاوی میشنن بابا مامانشونو تو تلویزیون میبینن شما هم بزارین شاید براشون جالب یاشه شبکه پویا هم میزارم همیشه میوه خورد میکنم میزارم جلوشون یا خوراکی تقلید خواهرش میخوره اسباب بازی های رنگا رنگ میزارم جلوشون
در خصوص کارای خونه هم من بیشتر کارامو میزارم برای شب که باباشون میاد خونه همیشه من دو وعده غذا میپزم یعنی من غذای فردام همیشه اماده اس ساعت شش یا هفت که بیاد شروع میکنم شام که خوردم خونه جارو میکنم گردگیری ظرفا دستشور تمیز میکنم لباس های بچه هارو میندازم تو ماشین دیه کارام تموم میشه میخوابیم حتی لباس هایی که بخوام فردا تن بچه ها کنم حاضر میکنم در طول روز هم سریع غذا خوردیم میشورم یا بچه ها بازی میکنن سریع جمع میکنم نمیزارم کارا رو هم یمونه چون پسرم خیلی بهم میچسبه 🫠❤
مامان اسما مامان اسما ۱۴ ماهگی
ادامه تایپیک قبلی..
هی همه اینا رو با صدای خیلی بلند می گفت اسما ترسیده بود شروع کرد گریه کنه اینم گفت ببین به خاطر تنبلی و بی فکری توعه که این بچه حالا باید اینجوری بترسه و گریه کنه 😑 گفت ارومش کن بغلش کردم بردمش تو اتاق یکم باهاش حرف زدم که بابا داره شوخی می کنه فلان اومدیم بیرون دوباره گفت پس کو این غذات؟ گفتم یکم آروم تر می بینی که بچه می ترسه گفت خیلی هم برای تو مهمه 😐 منم اعصابم خورد شد گفتم فعلا که تو برات مهم نیس اینقدر بالا سرش داد می زنی اسما رو گذاشتم رو زمین که برم برنجارو بیارم دوباره شروع کرد گریه کنه اینم اومد شروع کرد مشت و لگد بزنه که داد زدی بچه نرسیده و فلان
به خدا خودم هیچی اصن بزنه منو بکشه ولی دلم برای اسما می سوزه من الان خودم خیلی عذاب وجدان گرفتم که چرا اونموقع داد زدم جلو اسما ولی نمیدونم چرا این ذره ای واسش مهم نیس و فقط هم دنبال اینه که ببینه من چکار می کنم بگه بچه. رو اذیتش کردی 😭
همیشه همینه هی چیز میگه هی داد و بی داد می کنه و منتظره من یک کلمه چیز بگم یا کلا از همون اول یه چیزی پیش اومده باشه که من مقصر باشم شروع می کنه به مشت و لگد زدن 💔😑
مامان رادین مامان رادین ۱ سالگی