ادامه تایپیک قبلی..
هی همه اینا رو با صدای خیلی بلند می گفت اسما ترسیده بود شروع کرد گریه کنه اینم گفت ببین به خاطر تنبلی و بی فکری توعه که این بچه حالا باید اینجوری بترسه و گریه کنه 😑 گفت ارومش کن بغلش کردم بردمش تو اتاق یکم باهاش حرف زدم که بابا داره شوخی می کنه فلان اومدیم بیرون دوباره گفت پس کو این غذات؟ گفتم یکم آروم تر می بینی که بچه می ترسه گفت خیلی هم برای تو مهمه 😐 منم اعصابم خورد شد گفتم فعلا که تو برات مهم نیس اینقدر بالا سرش داد می زنی اسما رو گذاشتم رو زمین که برم برنجارو بیارم دوباره شروع کرد گریه کنه اینم اومد شروع کرد مشت و لگد بزنه که داد زدی بچه نرسیده و فلان
به خدا خودم هیچی اصن بزنه منو بکشه ولی دلم برای اسما می سوزه من الان خودم خیلی عذاب وجدان گرفتم که چرا اونموقع داد زدم جلو اسما ولی نمیدونم چرا این ذره ای واسش مهم نیس و فقط هم دنبال اینه که ببینه من چکار می کنم بگه بچه. رو اذیتش کردی 😭
همیشه همینه هی چیز میگه هی داد و بی داد می کنه و منتظره من یک کلمه چیز بگم یا کلا از همون اول یه چیزی پیش اومده باشه که من مقصر باشم شروع می کنه به مشت و لگد زدن 💔😑

۱۰ پاسخ

عزیزم مگه برده گرفته؟چقدرصبوری میکنی برین بهش چرا میترسی نترس ی بار ی دعوا سفت کن بزارش برو مگه نوکر آورده ک غذام اماده نیس و فلان پاشه کتکت بزنه😑😑این غلطا مال ۵۰ سال پیش بود نه الان ک مردا توخونه ب زناشون کمک میکنن

عزیزم ❤️‍🩹احتمالا شوهر شما خیلی خودشیفتست خوب کار کنه شما هم تو خونه داری کار میکنی

واقعا چرا سکوت می‌کنی!!!؟وسط رجز خونیاش وایسا محکم بزن تو سینش حرفتو بزن بچه یکبار دعواتونو ببینه بهتر از اینه که هر روز این رفتارها رو ببینه و بترسه
نمیتونم خودمو بزارم جای شما ولی خودم به شخصه تحمل حرف غیر منطقی رو ندارم حالا فرقی نداره کی باشه غریبه بگه یا آشنا و همسر و حتی پدر و مادر

بچتو بردار برو ب خانوادت بگو بزار ی بار کتکش بزنن حالش رو جا بیارن ک دیکه از این غلطا نکنه

الهی بمیرم برا ما زنا ک هییشکی نمیفهمه و قدر نمیدونه کارامونو . بچها گناه دارن شوهر منم عصبیه جلو بچه رعایت نمیکنه اصن

ببخشید عزیزم یک لحظه همچین شوهری رو تحمل نمیکنم مگه پادگان هروقت دستور داد آماده باش

واییییی خواهر جان هم درد هستیم همش به یه چیزی کوچک گیر میدی وایییی چرا اینو درست کردی واییییی این چرا نمک نداره واییییییییییی این چرا اینجوری امروز زنگ زد گفت بچه ناهار ندادی انگار من گرسنه نگه میدارم طفل خدارو گفتم نه کم خوردش چون ماست نگرفته ماست چکیده دوست نداره برگشته میگه تو مگه بلدی درست کنی بخور یا شور یا بی نمک آخه این بچه دوست نداره من چیکارکنم به کوچک ترین چیزی گیر میدی منم از اول زندکی تا الان اصلا یه روز دلم به دلش نیست مجبورم

خدا صبرت بده
کاری ک شما میکنی هیچکس نمیکنه
اخه ۴ صب پاشی صبحانه بدی🥲

☹️چه بد

متنفرم از مردایی که فقط به فکر شکم شون هستن کی ساعت ۴ صبح پا میشه صبانه بخوره دوباره بخوابه یکم باید درک کنن ادم با بچه کوچیک مگه چندتا دست داره اه

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۱ سالگی
چند وقتیه که با دختری کلی به مشکل می خوریم سر همه چی...
بیرون که می ریم غذا نمی خوره کلا اعتصابه مگر اینکه بغلش کنم راه برم و همون حین بهش غذا بدم که اصلا دوست ندارم اینجوری ولی از طرفی ام اگر غذا نخوره بد اخلاقی می کنه...
اگر بهش توجه نکنم یا به حرفش گوش ندم شروع می کنه به داد و اگر بازم توجه نکنم خودشو می زنه 😭
به همه چیز و همه کس کار داره ما طبقه‌ی اولیم و صدای باز و بسته شدن در پارکینگ یکم میاد بالا هربار جیغ و گریه واسه باباش که هنوز نیومده...
قبلا تاتی می کرد دستش رو می گرفتم با کمک راه می رفت اما الان اصلا علاقه نداره ...
اگر از کنارش بلند شم و برم به کارام برسم باز گریه و نق نق و کتک کاری توقع داره کلا پیشش باشم
خوابشم به شدت کم شده فقط خواب شبش که اونم ۹ تا ۱۰ ساعته
بقیه روز شااااید یه بار اندازه ی یه ربع بخوابه
هر کی می بینتم می گه چقدر صورت لاغر شده خودت چقدر آب شدی...به خصوص خانواده همسر که بعد از سفر سه روزه ای که رفتیم شمال دلیلش رو فهمیدن و الان فقط درک می کنن شکر خدا و هیچی نمی گن
تازه اینکه هربار خودش باید لباس هاش رو انتخاب کنه به کنار 😭😭
ینی از آینده ی این بچه می ترسم ...بدم می ترسم
مامان زندگیم مامان زندگیم ۲ سالگی
خدایا من واقعا نمی دونم چیکار کنم
شوهرم خیلی آزار روحی روانی میده بهم
مثلا امشب بهم می گه فردا می خوام یه کاری رو برم
منم گفتم نمی خواد بری
بعد بلند بلند حرف میزنه نمی گه بچه خوابه خودم هم چشمام خسته بود
دوباره می گه درست بگو برم یت نرم
بعد من می گم نه نمی خواد بری
دوباره می پرسه
بخدا خیلی روحی روانی داغونم کرده
به شدت دارم کم میارم خیلی سخته با همچین مردایی زندگی گردن
اصلا آدم خوبی نیست
بخدا نمی دونم باهاش چیکار کنم
حتی مس خواستم به خانوادم بگم که خیلی اذیتم می کنه تو خونه
اما گفتم خانوادم که اصلا طلاق رو قبول نمی کنن
پسرم هم گفته داره خیلی کوچولوئه تازه پسرم تشنج های بدون تب داره
باید سرساعت دارو بخوره و همه چیش به موقع باشه
باهمه وجود ایم مرد هم به شدت منو اذیت می کنه
هر کاری بهش می گم انجام نمیده
مثلا خودش شام می خوره
پسرم هم دائم گریه می کنه نمیزاره من غذا بخورم
همیشه ناهار و شام من نمی تونم بخورم
چون شوهرم خودش غذاشو می خوره میره
دیگه حتی برای چند دقیقه بچه رو نگه نمی داره
واقعا این حجم از بی رحمتش تو خونه رو نمی دونم چیکار کنم
بدگویی منو خانوادم رو میره به پدرومادر می کنه
منو پیش خانوادش بی نهایت بد می کنه
واقعا من چیکار کنم تو رو خدا بگید😭😭😭😭😭
مامان فسقلیا مامان فسقلیا ۱ سالگی
سلام میدونم اینجا جاش نیست ولی دارم دق می کنم شوهرم خیلی اذیتم می کنه مدام تحقیرم می کنه دوتا بچه دوقلو یکساله دارم وقت نشستن ندارم همش در حال بدو بدو برا بچه ها کمک نمی کنه اگرم کرد که هزارتا منت رو سرم میذاره میگه وظیفه مادر بچه است نگهشون داره و اذیتم میکنه طعنه میزنه‌. بعضی وقتا مجبورم بهش رو بزنم یه بچه رو نگه داره من برم اونیکی رو بشورم آخه یه نفر چه جوری دوتا بچه رو همزمان رسیدگی کنه.کلا بهانه گیر شده روزایی که خونه هست جهنم درست می کنه میگرده یه چیز مسخره پیدا می کنه ی دعوا سرش راه میندازه منم اعصابم چرت و پرتاشو نمیکشه جوابشو میدم خسته ام کرده
امروزم یادم رفته تو غذا نمک بریزم هزارتا حرف سر این بارم کرد آخرم بهم گفت حرومت باشه تو خونه من هرچی میخوری😭😭😭
تو برزخم نه میتونم دوتا بچه رو ول کنم برم نه میتونم اینو تحمل کنم نمیدونم چیکار کنم. اینم بگم این آدم بعد زایمان من کلا تغییر کرد و ی آدم عوضی به تمام معنا شد که یکساله روح و روان منو داره میخراشه برای خودم و بچه هام آرامش نذاشته. حتی پیش روانشناسم رفتیم فایده نداشت...فقط میترسم بچه هامو هرز بکنه
نمیدونه چه کنم. خیلی احساس درموندگی می کنم.متنفرم ازش
مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۴ ماهگی
مامان سلدا💜آسیه مامان سلدا💜آسیه ۲ سالگی
دختر عزیزم لحظه هایی که صدای خنده های تو، تو خونه مون می پیچه انگار دارم از خوشحالی پرواز می کنم. می خوام همیشه شاد ببینمت عزیزم و برای شادی تو هر کاری می کنم

هر روز که از خونه بیرون می رم به این فکر می کنم که چه کاری می تونم انجام بدم که تو خوشبخت تر باشی، تمام تلاشی که می کنم برای اینه که تو بهترین ها رو داشته باشی

هیچ وقت حتی ذره ای از این حس عاشقانه ای که به تو دارم کم نمیشه عشق همیشگی من تو بزرگ ترین بهانه ی زندگی هستی

دختر مهربونم، لبخندت تمام خستگی های دنیا رو از بین می بره

وجود تو دخترم منو به زندگی دلگرم می کنه

عزیزترینم تمام احساسات خوب دنیا را زمانی تجربه کردم که تو به دنیا اومدی

شادی و خوشبختی من، قلب من برای تو می تپه، تو مفهوم زندگی منی

ممکنه سال ها بگذره، من پیر شده باشم و تو بزرگ، اما چیزی که هیچ وقت تغییر نمی کنه عشق من نسبت به توئه دختر قشنگم

بمونه به یادگار 1404/3/7
خدای خوبم بخاطر وجود دختر قشنگم سلدا پرنسس کوچولوم آسیه شکرت😘🌿