۱۳ پاسخ

من خیلی اون حسی که داشتم میرفتم برا زایمان دوست دارم الانم یادش میفتم فقط خوبی هاشو یادم میاد .لحظه به لحظه هم یادنه

من ک‌میرم گوشم‌کلا میگیره استرس شدید میگیرتم
چند روزه می‌خوام برم ان اس تی بگیرم میترسم

موقع مهدیار که زایمان زودرسی شدم تحت نظر قرار گرفتم خیلی خوب بود.
دیدم کنترل و مدیریت می‌کنند و همه ی تلاششون اینه بچه رو نگه دارن حس خوب و امنیت بهم میده

منم خیلی میترسم راستش
اصلا بدم میاد
امیدوارم این زایمان برای هممون خاطره ی خوب بزاره

من سرشکم اولم انقد عذاب دادن بیمارستانو میبینم سکته میکنم

توروخدا اصلاااا به چیزی منفی فک نکنین منم برای بچه ی قبلیم همش فکرای منفی تو سرم میومد که نکنه خدایی نکرده سقط بشه که از آخرم شد.😓🥺..سر این یکی همشش میگم خدا خودش نگهدارنده بچه ی منه و تا آخرش هواشو داره و سالم بدنیا میاد

من با اینکه سابقه ی سقط و مرده زایی داشتم ولی سخت منتظر ۳۰ هفته هستم که نی نی هام بیان دنیا هر چی خواسته خدا باشه تو روخدا خیلی دعام کنین 🥰
میدونم و ایمان دارم که خدا یاور هممون هست واین دلهره ها به خوشی تمام بشه

من شرایط تورو دارم و مثل چی میترسم من حتی آمپول هم نمی‌زنم فکر زایمان روانیم می‌کنه اما بهش فکر نمیکنم ولی به وقتتتتششش همه رو پیر خواهم کرد فقط خدا باید کمک کنه هم به من هم به اطرافیانم چون اون روز قطعا موهای همه رو سفید میکنم😂

چند هفته اینجور شدین مامان مهدیار

منم یه بار دوقلوهام 22هفته فوت کردن ولی خب خدا بزرگه الان این یکی سالمه به خودت انرژی مثبت بده

وایی من دوباررفتم براان اس تی به غلط کردن افتادم..ا۱لادلم‌نمیخواددوباره برم...تابچم کم‌تحرک میشه کلی شیرینی میخورم که شروع کنه به جنب وجوش مجبورنشم بازبرم براان اس تی😭😭

بیمارستانای شهر ما اصلا محل نمیدن همش میگم چیزیم نشه بیفتم دست اینا ادم تو خونه بمونه بهتره

منم می ترسم چون سابقه سقط داشتم حالم از بیمارستان بهم می خوره

سوال های مرتبط