من ک اصلاا عذاب وجدان نداشتم و دلم نسوخت این همه مدت از گوشت و استخونمون شیر درست شده و دادیم بهشون دیگ باید چکارمیکردیم ک نکردیم
عزیزم🥺منم میدونم خیلی اذیت میشم و دلتنگ...ولی باید قبول کنیم مثل تمام دوره های که تو زندگیمون دارن مثل مهد رفتن،ازدواج،سربازی،دوری...باید خودمونو قوی کنیم حسابی، اونا ب مامان با روحیه قوی نیاز دارن تا شیر زیادی
منم همینم خیلی دلم تنگ شده بهش شیر بدم وقتی میاد با ممه بازی میکنه و نگاشون میکنه قلبم از جا کنده میشه اما بالاخره که چی تا آخر عمر که نمیتونم بهش شیر بدم ی روز این اتفاق باید بیوفته
وااای منم از دیروز گرفتم اینقدر دلم میسوزه براش همش گریم میگیره خیلی مظلوم میشن
من اصلا برام نیست من از دوماه دیگه دکتر خودش قطع کرد شیر خشک دادم الان کلا یک وعده بیشتر نمیدم
دلم تنگ شد واسه شیر خوردنش خیلی ناز میشد ولی خوشحال بودم که داره بزرگ میشه وقتشه چقد خوابش الان خوب شده خوب میخوره همه چیش خوب شد بچم توام به فکر چیزای مثبت باش همیشه پیششی مهم اینه
اصلا ناراحت نیستم چرا باشم تازه عجله هم دارم فقط موقع خواب میخوره دیگه اونم بگیرم ازش دیوونه شدم ضعیف شدم همه موهام ریخته
تقریبا هیچی
انشالله زودی برات بگذره ، به خودت یادآوری کن با تمام شدن این دوران خدایی نکرده تو مادر بد یا کاملی نیستی ، بلکه وارد مرحله جدیدی میشین
تاپیکای اخر منم بخونی حس تورو داشتم اما الان کاملااااا راضیم
دو سه روز تحمل کن میگذره
میفهممت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.