۷ پاسخ

یکبار دخترم دو سه ساله بود تو اتاقش بازی میکرد یهویی دلم شور افتاد رفتم تو اتاق دیدم دخترم زیر کمدش واستاده کمدش داره میفته روش یعنی دوییدم فقط دستم به لبه کمد رسیدو دخترم کشیدم عقب شیشه کمد در اومد ریخت زمین انقدر ترسیدم که نگو

وای خداروشکر
چقدر خدا دوستتون داشته

الهی جل جلالشو هزار مرتبه شکر

خداروشکر بخیر گذشته🙏🏻🙏🏻 واقعا بعضی وقتا خدا خودش چه معجزه هایی میکنه 🥹♥️🙏🏻

وای من خداروشکر واقعا

ای خدا عزیزم، خداروهزارمرتبه شکر که به خیر گذشت ، صدقه بده حتما ،اگرم تونستی ی خروس سیاه براش سر ببر بده نیازمند الهی که همیشه سلامت باشه

صدقه بنداز
خداروشکرررررر ک بخیر گذشته♥♥♥

سوال های مرتبط

مامان نلای مامان🎀🧸 مامان نلای مامان🎀🧸 ۱۶ ماهگی
بچه که بودم،توی یه خونه بودیم که آشپزخونه‌ش یه نورگیر کوچیک توی سقف داشت🏡

طبق شواهد و حرفای پدر و مادرم،آخرین بار وقتی من ۴ ساله بودم توی اون خونه بودیم ولی من یه سری خاطرات درهم و برهم از اون خونه دارم...

مثل اینکه یادمه ساعت ها زیر اون نورگیر می‌نشستم موقع آشپزی مامانم و به اون باریکه‌های نوری که از بالا رگه رگه می‌تابیدن تا پایین نگاه میکردم🌅

یه مخروط از پرتوهای نور که می‌پاشید توی خونه و من توی ذهنم فکر می‌کردم اون خداست....

به عنوان یک بچه این تصویر چنان قوی تو سرم شکل گرفته بود که شاید تا همین چند وقت پیش هم وقتی میگفتم خدا،اون بارقه‌های نور توی سرم شکل میگرفت و منی که یه بچه خیلی کوچولو بودم زیر اون سقف که زل زده به منبع روشنایی☀️

این روزها مدام بهش فکر می‌کنم،به اینکه خدای اون دختر کوچولو هنوز حواسش هست؟
برای من هنوز همونقدر روشن و بزرگ و عجیبه...
اما گاهی می‌ترسم...واقعا می‌ترسم که سرنوشتی که برام در نظر گرفته تلخ باشه...

خدای قشنگم...مراقبمون باش...🌿🥹



📸عکسی که دیروز گرفتم واقعا شبیه خدای بچگی‌هام بود...


فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
واکسن