۸ پاسخ

ما خونمون پر پتجره است یک راهروی کوچیک داره هونجا پناه گرفتیم
چقدر دخترم گریه کرد
کاش زود تموم شه
با یک پایان خوب
حقمون حق بچه هامون این نیست

وای درخونما یه دفعه بازشد شیشه میلرزید انقدترسیدم ما امام خمینی نمیدونم کجاشازد

سمت قایمیه یگان ویژرو زده منم خونم 50متر فاصله داره با اونجا خودمم اومدم ی شهر دیگه همسایمون زنگ زد گفت درای ساختمون کنده و تمام شیشه هام ریخته دارم میمیرم از غصه تا فردا برم ببینم چی شده زندگیم

اداره گازه سر فلاطوری را زده هم ظهر هم یکساعت پیش

فقط صدا شو شنیدیم

والله خونه ما انگار ترکید آنقدر صدا نزدیک بود

پس گفتن زیر ساخت هارو نمیزنن

اداره گازز جاهای قبلی را دوباره زدن

سوال های مرتبط