نه اصلا خوشحال نبودم چون عزیزترین کسم و اون همه جوون پر پر شدن ...فقط لحظه تحویل سال دعای سرنگونی بر باعثو بانی کردم
نیم ساعت گریه کردیم 🥹
جنگ ودعوا و جرو بحث و اعصاب خردی....سالی که نکوست ازبهارش پیداست...
من بخاطر وجود پسرم خیلییی خوشحال بودم ولی ته دلم بغض داشتم بخاطر همه اونایی ک بچه هاشونو یا عزیزاشونو تو این چند ماه از دست دادن🤧
خیلی خیلی بد متنفرم ازاین عید همش خونه زندانی 😐
نه اصلااا روز سال تحویل یه خبر بد شنیدم انقد حالم بد بود با شوهرمم قهر بودم دیگ آخر شبش آشتی کردیم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.