۶ پاسخ

نه اصلا خوشحال نبودم چون عزیزترین کسم و اون همه جوون پر پر شدن ...فقط لحظه تحویل سال دعای سرنگونی بر باعثو بانی کردم

نیم ساعت گریه کردیم 🥹

جنگ و‌دعوا و جرو بحث و اعصاب خردی....سالی که نکوست ازبهارش پیداست...

من بخاطر وجود پسرم خیلییی خوشحال بودم ولی ته دلم بغض داشتم بخاطر همه اونایی ک بچه هاشونو یا عزیزاشونو تو این چند ماه از دست دادن🤧

خیلی خیلی بد متنفرم ازاین عید همش خونه زندانی 😐

نه اصلااا روز سال تحویل یه خبر بد شنیدم انقد حالم بد بود با شوهرمم قهر بودم دیگ آخر شبش آشتی کردیم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۱ سالگی
مامان زردآلو مامان زردآلو ۱۷ ماهگی
مامان تربچه
🐣🫀 مامان تربچه 🐣🫀 ۱۵ ماهگی