زردی زردی زردی نوزاد زردی زردی زردی
خانوما شماخواهرتون هنچین کاری کنه چیکارمیکنید
روز دوم عیدزنگ زدم خونتون هستین بیایم گفته خونه خودتونه ولی شیرینی نخریدیم روز ۴ ام یا۵ ام میشینیم همه بیایین یعنی اونروزدیگه .منم گفتم باشه بعد دیروزصبح پیام دادم امروز خونتون هستین گفت ارع یه سافت بعدزنگ زد گفتم بخاری مون خرابه شوهرم درسته کنه صبحونه بخوریم میاییم بعد ۱۲ صبحونه میخوردیم زنگ زد گفتم صبحونه میخوریم یکم بعدبیاییم احساس کردتامابریم ۱ظهرمیشه وقت ناهار گفت ما میریم خونه خواهرشوهرم امسال عزادارن فوتی دارن بعدبیایین گفتم ارع برید ماهم میریم خونه دایی ازاونجا میایم خونتون فک کزد که مثلا خعلی وقت ناهارمیشه گفت مادیرمیکنیم ساعت ۳.۳۰ خونه ایم بیایین یعنی کامل گفت که یعنی بعدناهاربیایید .بعددیگه خواهربززگم اومد گفتم ناهاربمونید ناهارخوردیم مهمونم اومد باخواهربززگم مجبورشدیم ۸.۴۰ بریم رفتیم زودگفت اگه بچههاتون گرسننن عداهستا ماامروززود شام خوردیم .
انقدرناراحت شدم مگه ما گداگسنه غذات هستیم خداروشکروضعشونم خوبه ها هردوکارمندن توبهترین جای شهرم هستن شوهرمم دیروز به خواهر بزرگم گفتم الکی گفتن میرن تعذیه که ناهار نریم

۱۳ پاسخ

شایدخونش هیچی نبوداینجوری گفته زودقضاوت نکن منم خونم هیچی نباشه راضی نمیشم کسی بیاد

وقتی قرار نبوده شام برید دیگه ناراحت شدن نداره اگه هم از این رفتار ناراحت میشه موقع شام وناهار نباید برید ماهم خیلی جاها رفتیم موقع شام ناهار بود کسی تعارف نکردن چون قرار نبوده شام وناهار بریم

با این آدما تو تایم ناهار و شام قرار نزار یا ۱۰ صبح برو یا ۶ عصر

من خونم روستاس اطراف مشهدم
خانواده همسرم اومدن شام ۲۰ نفر
الانم خانواده خودم دارن میان بازم ۲۰ نفر اونان
کیسه برنجمون ایندفعه تموم میشه چقدر گوشت و مخلفات نوشابه میوه و شیرینی استفاده شدو میشه درصورتی که ما خونه هیچکدومشون نرفتیم عید دیدنی چه برسه شام و ناهار

من با خواهرم اصلا اینجوری نیستم صمیمی هستیم خیلی جیکو پوکمون یکیه 😍

بنظرم دیگه رفتی خودت بعداا پیش شوهرت نه تنهاشدی زنگ بزن گلایه کن تا بفهمه فهمیدی

خیلی غیرمستقیم حرف میزنین با همدیگه !
خب وقتی بهش زنگ میزنی باید مستقیم بگی که واسه ناهار یا شام میام،
یا مثلا بگی بعد از شام میایم،
نه اینکه بهش خبر ندی که واسه شام میری بعد نزدیک‌ساعت ۹ پاشی بری خونش

من جای شما بودم یه چایی میخوردم و بلند میشدم...میگفتم به دخترم قول پیتزا دادم میریم براش شام بخریم

با اینجور آدما رفت امد نکنید چ اسراریه خب

قبلا رفتن میگفتی فقط برای عید دیدنی میایم و ناهار نمیتونیم جایی دعوتیم

وقتی زنگ زد بیاد خونتون بعد ناهار و شام بپذیرش ؛ که یاد بگیره این گدابازیا زشته

شما شام نخورده بودین و رفته بودین خونش ؟

توام با خنده میگفتی ما که واسه غذا نیومدیم نگران نشو
حساب کار دستش میومد

سوال های مرتبط