من یه سال و شیش ماه پیش مادر شوهر بودم کارای خونه رو کمکی میکردیم باهم
هرگز چنین چیزی رو تحمل نمیکنم تحت هیچ شرایطی
من چند ماه زندکی کردم اصلا اینجوری نبود ساعت ۱۰ و ۱۱ بیدار میشدم اصلا نمیزاشت کاری کنم گفت تو بچه ای در حد گردگیری و سالاد و کیکی چیزی هرجا روزی که رفتم خونه خودم یا گریه جدا شدیم گفت مگ من بد رفتاری کردم ک میری بمون من بدون تو حوصلم سر میره خیلی خوب بود بستگی ب درک طرف داره
خوب نیست اینجوری مگه واقعا هر دو طرف مهربون باشن. ولی بازم بنظر من مادر شوهر هر چی باشه بازم مادر شوهره، من اوایل ازدواجمون یه وقتایی که خونشون میرفتیم آشپزی میکردم و اینا بعد میدیدم ایرادای الکی میگیره دیگه از اون به بعد به هیچی دست نزدم با اینکه مادر شوهرم خیلی مهربون بود ولی خب بازم ایراد میگرفت
والا من الان با مادرشوهرم زندگي ميكنم خونمون هم در حال ساخته حياطشون نه ها جا ديگه الان كه باردارم استراحت مطلق از اول با سيني غذا صب ناهار شام مياره جلوم😬تازه قبل بارداري دس به سياه سفيد نميزدم اشپزي دوست داشتم اشپزي ميكردم بعضي موقعه ها
یسری جاها و اکثر روستا اینجوری بودن الان دیگ کم شد قبلا ی اتاق میدادن عروس و دیگ همه چی باهم بود خیلی سخت واقعا
ما تو یه شهر زندگی نمیکنیم ولی هروقت میایم خونه مادرشوهرم یکی دوهفته میمونیم بنده خدا خودش همه کار میکنه ناهار شام صبحانه ماهم طبقه بالای خونشون میمونیم من همیشه تا ظهر هم خوابم کسی هم کاری باهام نداره کلا اینجورین🥲😂
منم اوایل عروسی این جوری بودم شوهرم باهاشون برخورد کرد دیگ کاری نداره بهمون خداروشکر
منم سه سال دقیقااینجوربودم
وای چه سخت الحمدالله مادر شوهر من اینطوری نیس
طرف ما هماینطور بوده سختی بوده ولی گویا یه سری شیرینی های هم داره همش که کار وزحمت نیست ..ولی خوب هرچی ادم دورتر باشه بهتره
نه من نمیتونم تحمل کنم ولی بعضی وقتا آدم مجبور میشه
زندگیم جدا هست ولی شرایطی بوده بیست روز برم خونشون بمونم سختم بود ولی تحمل کردم
واای خدا نصیب نکنه😱
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.