اره دیگه خسته شدی فیلم ببین کتاب بخون
برای خودت سرگرمی پیدا کن مثلا کتاب بخون حتی داستانای کودکانه برای نی نیت بخون تا ذهنت از تنها بودنه منحرف بشه بعدم تنها نیستی کوچولوت تو دلت پیشته باهاش حرف بزن شعر بخون قصه بگو من برای بچه اولم همیشه خونه تنها که بودم همین کار رو میکردم وکتاب میخوندم انقدر که بعد به دنیا اومدنش ذهنش انگار دیگه کتاب وکتابخوندن رو میشناخت براش کتاب میاوردم یا میخوندم با ذوق گوش میداد ونگاه میکرد الانم عاشق کتابه
براش میخونم اونم میاد میشینه پیس من شکمم رو دست میکشه با زبون بچگونه وفهم خودش کتاب رو برای خواهرش میخونه(۴سالشه)
به تنهایی فکر نکن به بچه ای که توی وجودته فکر کن
عزیزم مطلق بودید یا نسبی؟
منم همینطوری شدم
منم سرکلاژم همینجوری بودم گاهی دلم میترکید از تنهایی و دلم به حال خودم میشوند
نه افسردگی نیس ،شرایطت سخته ،تنهایی دلت گرفته
منم از اول اونجوری ام و سعی میکنم تنها نمونم به مامانم و خواهرم میگم میان یه بهونه پیدا میکنم بیرون میرم نقاشی میکشم خودمو سرگرم میکنم
دیروز خیلی بد بودم با مشاور حرف زدم
بخاطر شرایطتته عزیزم ربطی به ماه هشتم نداره
منم همین طورم خیلی حساس شدم
منم همینم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.