۲۲ پاسخ

به نظرم موکول کنید به بعد از جنگ

شما کی از مامانت جدا خوابیدی؟
من دقیقا تا راهنمایی کنار مامان بابام بودم، هیچ مشکلی هم پیش نیومد، هیچوقتم هیچی متوجه نشدم

دختر منم پیش خودمون میخوابه الان ک جنگ هم هس فعلا اقدام نکن

چقد شبیه خانم شادمهر هستی😁

من تا 11 سالگی بغل مامانم میخابیدم خیلی لذت خوب بود
سال بعد جداش کن

بعد جنگ جداش کن دختر من هم جدا می‌خوابید راحت بودم 🫠خودش هم عادت کرده بود جنگ شد آوردمش پیش خودم نظم وریتم خوابمون بهم خورد😑😂زحمتام ب باد رف حالا بعد جنگ بیا دوباره کلی دردسر بکشم تا عادت کنه ب تختش

منم تغییر ندادم چون قلبم رضایت نداره به جدایی....وای مگه تا چقدر میتونم تو قلبم بخوابونمش اصلااااا یه روزی میشه آرزوم...لذت میبریم دوتایی انشاالله تا سال دیگه این موقع ها

منم دلم نمیاد والا تا بزرگ شه خودش بخاد جدا نمیکنم جاشو طاقت ندارم 🥲🥲🥲

دختر منم باید به من بچسبه خوابش ببرع🥲

اشتباه میکنی بیخودی احساساتی شدی

خب اگه مشکلی نداره جداش کن
ولی اگه خیلی مقاومت میکنه فعلا دست نگه دار که از لحاظ روحی حالت بهتر باشه

من همسرم رانندس خیلی شبا خونه نیس،عادت کردیم من و پسرم با هم بخوابیم،حتی وقتایی که همسرم میاد خونه من و پسرم با همیم همسرمم کنارمون راه نمیدیم😂

پسر منم هنوز پیش ما میخوابه،پوشک هم میپوشه هنوز،نمیدونم اول کدوم و شروع کنم🤦🏻‍♀️

پسر منم نزدیک ۳ سالشه پیش ما میخوابع جدیدا دست منو میگیره میخوابه میتونستم از اول جاشو جدا کنم ولی دلم نمیومد اصلا چون رفلاکس داشت میترسیدم جدا از رفلاکس دلم یه جوری بهش بند بود میچسبوندم به خودم بوش میکردم تا خوابم می‌برد

والا من دخترم کنار ما هم میخوابه باز بعصی شبا تو خواب گریه میکنه په برسه جدا بخوابونمش تو به اتاق دیگه زهر ترک میشن طفلی ها خواب بد میبینن یا بیدار میشن میبینن تنهان وحشت میکنن من که گذاشتم بزرگ تر بشه جدا کنم جاشو چون ترسو هم هست بچم

منم قصدم بودم جدا کنم ولی الان جنگه میترسم

والا من تا ۹ سالگی میخوابیدم پیش پدر ماردم

سلام عزیزم
منم دقیقا میخواستم ماه پیش جدا کنم حتی تاپیک گذاشتم
اما بخاطر این اوضاع میترسم با اینکه سمت ما خبری نبوده ولی باز میترسم

عزیزم ماهم هنوز خیاری وسط هال میخوابیم شوهرم دخترم من
هنوزم تصمیم ندارم جداش کنم هروقت خودش خواست یواش یواش جداش میکنم اضطراب جدایی میگیره بذار به وقتش

من جاشو عوض کردم دیگه،خسته شده بودم،شبای اول پیشش خوابیدم رو زمین اتاقش،بعد کم کم گذاشتم رو تخت ولی پایین میخوابیدم،بعدم اومدم بیرون تو اتاق خودم،عادت کرد دیگه،برای شروع ظهر ها که میخوابید میبردم میزاشتم تخت خودش تا بدونه باید اونجا بخوابه بعد شب و شروع کردم

من دلم نمی‌خواد جدا کنم با اینکه به شدت شب ها از دستش بیدار میشم و خوابم خراب میشه ولی باید صدای نفس هاشو بشنوم

چ رنگ مو خوشگلی میشه بپرسم چ رنگیه

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۴ سالگی
من پسرم رو یه هفته ای هست از پوشک گرفتم.
قبلش استرس داشتم بیشتر برای کم صبر شدن خودم.
دنبال شورتهای آموزشی و پوشک شورتی بودم. پوشک شورتی یا پوشک میپوشوندم به پسرم میگفتم بگو جیشت رو یا حتی اگه جیش کردی بگو اما نمیگفت... براش داستان میگفتم. نه از دستشویی می‌ترسید نه از پی پی. ولی به زور گاهی میو اومد دستشویی.
شبها جیش نمیکرد و فاصله جیشهاش هم نسبت به قبل بیشتر شده بود.
تمام آمادگی ها رو داشت . اما وقتی پوشک تنش بود اصلا نمیگفت .
هفته پیش دیگه پوشک رو در آوردم. روز اول سه بار جیش کرد اما از روز بعد خودش گفت. استرسی که داشتم کاملا بی جا بود.
اگه زمان از پوشک گرفتن درست باشه دیگه درگیر نمیشید یه ماه .
همه چیز به آمادگی جسمی هست. توی گهواره کارشناس. میگفت دختر ۳۳ ماهگی و پسر ۳۵ به آمادگی میرسن البته تقریبی هست باید چند تا مورد رو داشته باشن.
یکی مهارت‌ صحبت کردن و گفتن جیش و پی پی
مهارت درآوردن لباس و ....
جیش نکردن شبانه در خواب
و حداقل دو ساعت خشک بودن.