وای یادش بخیر
من صبح کمد دیواری اتاق دخترم کامل نصب شد، وسیله هاشو چیدم. سر شب رفتم معاینه، آخر شب دردم گرفت تااا هشت صبح فقط پله رفتم. بعدشم که با آب گرم کنترل میکردم ولی واقعا اون لحظه فکرشم نمیکردم بتونم زایمان کنم. ساعت دو بستری شدم، سه و نیم دخترم به دنیا اومد 🐣
خداروشکر عزیزم بخیر گذشت و تمام شد انشالله خدا ب همه مامان ها کمک کنه
خب بقیش
دستم خورد این پست هنو میخواستمبنویسم 😄
این عکسی که میبیند دردامتو هر ساعته 😅😅هوووف یادش بخیر چه زود گذشت واقعا
ولی فقط خود ما مامانا میدونیم تا گذشت چی گذشت بهمون
اما با یه خنده این فسقلیا همه چی یادمون میرخ
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.