۶ پاسخ

فقط خیلی سخت میگیرید ب خودتون .مادرا الان راحتن .ما بامادرشوهرم زتدگی میکردم . خودم باید اشمزی میکردم خیلی یختی کشیدم

عزیزم اگه کمکی داشته باشی و شوهرت کنارت باشه و درکت کنه مشکلی نیست ولی اگه مثل شوهر من باشه انگار اون زاییده و هیچ درکی نداره همش گیر میده چرا اینجا کثیفه چرا وسایلا سر جاش نیست چرا بچه گریه میکنه اخرشم میگه مگه چکار کردی این همه زن زاییدن تو هم مثل اونا چقد میخوای استراحت کنی پاشو به خونه زندگیت برس خودشم هیچ کمکی نمیکنه

این یه حقیقته باید باهاش روب رو شد بعد زایمان درد شدید هست بی خوابی زیاد بی درکی اطرافیان و.. ولی خوبیش اینه مادر زود کنار میاد و عادت میکنه

یکم اولاش سخته واقعا هم درد داری هم هورمونات قاطی شده یه نی نی هم هست که تو مامانشی و از جونت و بدنت جدا شده گریه های بی اختیار عصبانیت های بی دلیل و با دلیل اشکالی نداره فقط باید اولاش سعی کنی خودتو آروم کنی و باهاش کنار بیای از الان ذهنی و روحی خودتو آماده کن با همه ی سختیا خیلی شیرین و دوست داشتنی هست رفته رفته راحتتر میشه

عزيزم كسى ك افسردگى بعد زايمان ميگيره تا دو هفته اينا طبيعيه ولى اگر طولانى شد بايد بره دكتر. و اينكه هركس تجربه خاص خودشو داره سعى كن ب چيزاى خوب فكر كنى.

ببین عزیزم من خودم به شخص بچه دوست دارم خیلی الآنم بارداری دومم ولی واقعا سال اول بچه داریم خیلی افسردگی گرفته بودم همه چیز بهم فشار می آورد تو دیگه اون زندگی رو نداری من همش گریه میکردم من دلم میخواد یه بار بخوابم بدون دغدغه فلان و واقعا دست آدم نیست و تنها چیزی که بنظرم کمک کننده است همکاری شوهر و رسیدگی به خودته بدتو بسازی بدن با زایمان و شیردهی طول می‌کشه مثل قبل بشه ولی الان باز با علاقه بچه دار شدم

سوال های مرتبط