۱۷ پاسخ

شوهرت باید بگه دیگه
منم دقیقا چندروز پیش مادرشوهرم گفت بیا بریم روستا گفتم دکترم اجازه نداده گفته نباید مسیر طولانی بری گفتش دکترا یچیزی میگن دیگه
گفتم بیام یه اتفاقی پیش بیاد پشیمونی برای کی میمونه؟؟؟؟؟
دهنشو بست دیگه هیچی نگفت

به هیچ عنوان نریا
استراحت مطلق یعنی فقط اجازه دستشویی رفتن داری خدای نکرده به شوهرت بگو ارزش داره برم یه لکه خون ببینم تو‌ لباس زیرم ؟!!!
مردا از بارداری و اینچیزا زیاد سردرنمیارن باید بهشون بفهمونی

اصلا نرو به نظر من. بچت مهم تره. خیلی محترمانه این رو بهشون بگو. پس فردا خدای نکرده اتفاقی برای بچت بیوفته همینا شما رو مقصر میدونن.

نرو به مادرت بگو جات بودم میکفتم بگو مادرت بهشون بفهمونه

خانواده شوهر همینن بخدا منم همین بودن. کیسهه اسفناج چیده بود. به من مگفت مادرش بکیر ببر. بزار رو موتور ببرین چقد بی عقله مادرش میبینی بخدا ک من بلند کردم دیدم سنکینه گزاشتم سر جاش گفتم سنگینه بابا هروچی میخاد بگن بگن والا توام سخت نگیر خاتواده شوهر همینن براشون هیجی مهم نیست. بلم. اثبات شده

شوهر منم همینه 😮‍💨

مثلا چندوقت پیش گفت وای چقد میخوای خرج کنی این آزمایش اون دکتر اون سونو اون دارو
گفتم مگه قراره چنتا بچه بیارم که طمع پول رو کنم؟؟؟
بهترین جا ها رو میرم
دهنشو بست دیگه

بگو مامان جون دکتر منعم کرده از اینکه جایی برم
اگه اتفاقی برای بچمون بیفته شما پاسخگو هستین؟ من یک مادرم مسیولیت بچه با منه. پس تصمیم هوایی رو میگیرم که به نفع بچمون باشه

به نظرم نرو بگو نمیام به زور که نمیتونه ببره تورو

نرو مجه مجبوری ب شوهرت بگو برو حالا ک انقدر گشت و گذار مهم تر از بچته

تا وقتی جوابشونو ندی سوار میشن
وقتی دوبار جواب بدی جمع میکنن خودشونو

بگو نمیام،با کتک نمیبرتت که،چقد بی فکر و چقد بی ش ع و ر،واس دختر خودتم بود همینو میگفتی بگو😒نرو بری خدای نکرده اتفاقی بیفته خودت عذاب میکشی اینا مطمئن باش میگن قسمت نبوده حالا دفه بعد

خودت باید قلب شوهرتو داشته باشی بدونی چطور با چه حرفی که منطقی‌م باشه باهاش حرف بزنی که به شما بیشتر توجه کنه.

اره شوهر من خودشو میکشه براشون

به شوهرت بگو با سیاست

عزیزم بچتون مهمتره

شوهر اشتباه شد

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ویکم بارداری
خانوما من فردا به خاطر کمردردم میخام برم بیمارستان هر چی پیش دکترم میرم مسخرم می‌کنه ولی شوهرم نیست که باهام بره کسی نیست کمکم کنه منم نمیتونم راه برم نشستم دارم گریه میکنم شوهرم سرکاره ازم دوره میگه پنجشنبه میام صبر کن میام می‌برمت ولی من درد شدید دارم نمی‌دونم با کی برم دکتر احمق بیشعورم بهم گفت استراحت مطلق نباش تو قلب و ریه بچه خون لخته می‌کنه مگه همچین چیزی ممکنه یعنی درست میگه منم ترسیدم فقط دیروز و امروز هر سه ساعتی پنج دقیقه آروم راه رفتم الان انقد شدید شده اصلا با استراحت هم خوب نمیشه میخام پاشم چهار دست و پا میکنم خودمو به زور پامیشم وقتی هم پامیشم کمرمو نمیتونم راه کنم و نمیتونم اصلا راه برم پاهام قفل می‌کنه چیکار کنم من نمیتونم صبر کنم با داداشم هم بخام برم باید خودم اینور اونور برم نمیتونم چقد من بدبختم چرا انقد باید درد داشته باشم آخه سونوهام خوب آزمایش خوب بچه خودش خوبه این درد به خاطر چیه بقران دلم میخاد یه چیزی بخورم خودمو بکشم ای خدا به هر کی میگم درد شدید دارم میگه مگه میشه انقد درد حتی دراز میکشم میخام برم سرویس میترسم پاشم کمرم یاری نمی‌ده ای خدا این دردو چیکار کنم بقران خسته شدم