بچه ها دیروز ک مهمون داشتم یه بچه کوچیک دو ساله هم داشتن خیلییی شیططططون بود خیلییییی رفت تو اتاق سیسمونی ک میخواستن ببینن به همه چی دست میزد عروسکارو میگرفت بزور ک بدین من سوار شم بازی کنم غش کرد ک شیشه شیر بدین من شیر بخورم از مادرش عذرخواهی کردم گفتم اگه در و ببندم ناراحت میشی گفت ن ببند ولی در ثانیه ایی این بچه خونه رو ب زیر و رووووو کشید تمومم وسایل هفت سین و ریخت بیرون سکه های هفت سین و ریخت هی با مشت میزد تو قفس پرنده هام اب سرد کن یخچال و فشار میداد خداییم مامانش بیخیال نبود هرچی دنبالش میدویید این اصصصصلا هیچی حالیش نبود تموم قاشق چنگالای سیلیکونی بچه ک رو صندلی غذا چیده بودم و میگرفت بزور میخواست بکنه دهنش تموم دکوری هارو مجبور شدیم جمع کنیم😕 از مامانش هی عذرخواهی میکردم ک ببخشید نمیزارم ب اینا دست بزنه میگفت ن حق داری حالا عذاب وجدان گرفتم ک چرا نزاشتم با عروسکای بچه ها بازی کنه اخه همه نو بودن🥲اینم خیلی شیطونه میدونستم ی بلایی سرشون حتما میاره خوب مادرا بجتون وقتی انقدر لج بازه ی ماشینی ی عروسکی میرین خونه ی نفر با خودتون ببرین بچه حداقل سرگرم بشه نمیشه ک با وسایل مردم بازی کنه☹️
#سرکلاژ #بارداری #فرزندپروری #فرزند پروری #زایمان #سرویکس

۱۶ پاسخ

ب نظرم شما کار اشتباهی نکردین
ولی اونم کار اشتباهی نکرده ک بچشو برده مهمونی
ما ام داریم مامان میشیم ممکنه همون بچه شیطون بچه ی خودمون باشه نمیشه ک حبس بشیم تو خونه و با همه قطع ارتباط کنیم
بچه اسمش روشه کارشم فقط بازی و کنجکاویه
ولی این مهمه ک مادرش بی خیال نبوده و حواسش بوده بهش

ببین ی سری از بچه ها هرکاریشون کنی شیطونن صدتا اسباب بازیم واسشون ببری بازم راضی نمیشن

قبل از اینکه بیاد باید کلا در اتاق بچه رو قفل میکردید.ولی در کل کار خوبی کردید کار اشتباهی نکردید
اون مادر باید بچه خودش رو بشناسه یا باید اسباب بازی بچه ی خودش رو بیاره یا بچه رو بسپاره به کسی .

بعضی بچه ها وقتی ام اسباب بازی براشون ببری بازم چیزای جدید دوس دارن
اخرش بچه ان

عزیزم متاسفانه بعضی بچها کلا شیطونن و حتی اگر وسیله ای براشون برده بشه بازم ب وسایل بقیه دست میزنن

حالا چشم خانواده شوهر درومد یا نه ؟؟ 😎

عزیزممم😅😅
هر بچه ای وسیله ها خودشم باشه وقتی وسیله جدید میبینه اونارو میخواد
مخصوصا یه اتاق پر از اسباب بازی جدید
قطعا غیر قابل کنترلن😂😂

باز خداروشکر گذشت تموم شد😁

وای متنفرم ازین مدلا
بنظرم مقصر بچه نیست مقصر مادر مگ. میشه نتونه جلو بچش بگیره
من به شخصه هذکی بیاد خونم بدونم بچه کوچیک داره در اتاقش میبندم طرفمم هرکی بود خواست ببینه میگم بی زحمت بچتو بغل کن وسایل خراب نشن

وای من تحمل دیدن همچین صحنه ای رو حتی ندارم😂
در ظاهر شاید چیزی نگما ولی از درون منفجر میشم🫠🤣

نه عزیزم عذاب وجدان نگیر حق داشتی و اون مادر هم متوجه هست
خوبه که مامانش خودش بیخیال نبوده
بچه شیطون خیلی سخته وقتی میان خونت نمیدونی چیکار کنی که نه آسیب ببینه ، نه وسایل خودت خرااب نشه

باز شما عذرخواهی کردی از مادرش من بچه رو میزدمش😂🥴

چقدر بده اینجوری . یادمه پسر خواهر شوهرم نشست روی اسب موزیکال و گهواره ای دخترم پاهاشو شکست . هنوز که هنوزه از این پسره متنفرممممممم 🤬 حالا خوبه مامانِ اون بچه خودش بیشعور نبوده خواهر شوهر من که عین خیالش نبود میگفت خودت باهاش دعوا کن !!! منم جات خالی یه جوری دعواش کردم تا چند سال جرات نداشت به چشام نگاه کنه

ووی خیلیم تحمل کردی

این بچه ای ک شما توصیف کردی هرچیم دنبالش میآورد چشمش دنبال وسایل شما بود

من اینارو میبینم میگم نکنه بچه منم این شکلی بشه😐😂خوب حوصله ای داشتی تو من بودم یکی میخابوندم تو گوشش

عزیزم اولا عذاب وجدان نداشته باش، چون برات وسایلات مهم بوده
دوما بازم خداروشکر مامانش ناراحت نمیشده، بعضیا خیلی پرروان

سوال های مرتبط

مامان 💗وروجک💗 مامان 💗وروجک💗 هفته سی‌وپنجم بارداری
اونقددددد ناراحتم ک از دیشب نتونستم درست بخوابم
متاسفانه دختر من اگه چیزی ک میخواد رو بهش ندی خواستش رو عملی نکنی میزنه
دیشب مهمونی بودیم بچه ها گوشی دستشون بود و اینم‌گوشی رو میخواست ک دست خودش باشه اونام‌نمیزاشتن اینم هی بزن😐هی صحبت کردم ک نزن بیا با گوشی خودم بازی کن هرچند لعنت ب گوشیا ک میفته دست بچه ها بابا پاشید بازی کنید دیگه هی گوشی گوشی
خلاصه گوش نمیدادو خودمم‌میزد
یه نوزاد داشتن هی دلش میخواست پستونک و شیرشو بده بهش و منم میدونستم‌چقدر بابا مامانش حساسن سرش هی مبگفتم‌مامان نه بزار مامانش بده هی باز گوش نمیداد و منو میزد🤦🏻‍♀️حالاوخودم ب کنار من ازاینکه بچهوهارو بزنه عصبی و میشم و واقعا بدم‌میاد ازاینکار دوباره زد تو صورتِ دختری ک اونجا بود این دفعه دیگه
دستشو محکم‌گرفتم و بردمش تو راهرو درو بستم دعواش کردم و یه نیشگون‌گرفتم و گفتم بار دیگه بزنی دیگه میریم خونه اینم زد زیر گریه و همه ام حالا اومدن ببینن چیشد و من چیکارش کردم ک گریه میکنه و صابخونه ناراحت شد ک چیکارش داری بزار بازی کنه و هرکی خلاصه یه چی گفت ب من و خواستن ارومم‌کنن

ادامه ش تو کامنت جا نمیشه اینجا 👇
مامان آر جوجه مامان آر جوجه ۱۰ ماهگی
سلام دوستان
ی تجربه ای ک از شیردهیم داریم اینه ک پسر من دنیا ک اومد اون روزای اول شیرم کم بود چسبید ب شیشع شیر یا باید میدوشیدم یا شیر خشک میدادم ک ناراحت بودم بچم شیرمو نمیخوره، خیلی میبینم ک این مشکل اکثریت شده برای زیاد شدن شیرم شروع کرذم تغذیه خوب، آجیل ماجیل، خرما، کنجدبرا زیاد شدن شیر و خوشبو شدن شیر، کله پاچه، آبگوشت، ماکارونی،عرق زیره برا رفع نفخ و زیاد شدن شیر، سوپ و حلیم، نشاسته... شیرافزا هم کپسولشو گزفتم، شیرم زیاذ شد اما بچه سینمو نمیگرفت،،، شیشه شیرو میزاشتم چند تا میک میزد دست میزاشتم گوشه لبش راحت ول میکرد سینمو ک با چند قطره از شیر خودش مالش داده بودم سفت نبود و شل شده بود جای شیشه شیر میدادم، اولا گریه میکرد نمیخواست، بعدها ی کم آب قند کنار دستم میزاشتم سر سینمو با آب قند شیرین میکرذم میگرفت، کم کم فک بچه قوی شد و سینمو بدون مالش از قبل و سبک کردن گرفت و جوری چسبید ب شیرم ک شیشه شیرم ول کرذ و شیرخشک نخورد هر چی شیشه رو عوض کردم شیر خشک عوض کردم دیگه نخورد