۵ پاسخ

اگه‌مشاوره دادن و طب سنتی و انداختن محصول به مردمه من نیستم. غیر اینه پیام بدم

اینا همه الکیه و کللهبرداری.
حواستون باشه خانوما

اینو نمیدونم ولی اگه لینکی چیزی هست که باید بفرسته اوکی کنیم بهتره ادامه ندین

چی هست

چه کارب

سوال های مرتبط

مامان آرکان و آنیا💓 مامان آرکان و آنیا💓 ۲ سالگی
تجربه ی شخصیم که رحم سردم با کاچی گرم شد رو گذاشتم که یکی اگه دوست داشت استفاده کنه و اینهمه گارد گرفتن که با یه بچه کوچیک چجوری بزرگش می‌کنی حتما خوش میگذره بهت تو بارداری و ...کمکی داری که به فکر بچه دوم افتادی و.....فلان و بهمان که انگار اونا قراره بیارن خرجی زندگیمون رو بدن که اینقدر ناراحتن .
هیچ کس از زندگی بقیه ذره ای خبری نداره‌ من هم شاغلم هم دانشجو ام هم مادرم و ز اینکه دوباره باردار شدم ذره ای ناراحت نیستم همین که خدا لایق دونسته بچم تنهاو تک وفرزند نباشه مثل خودم دنیایی برام ارزش داره . همسرم داره ساختمونمون رو میسازه و هرماه نزدیک صدو خورده ای چک پاس می‌کنه ولی با این حال از خوشحالی داره بال در میاره . من نه نه ماه بارداریمو ذره ای خوابیدم نه هیچی اگه تاپیکامو خونده باشین من فشار خون بارداری داشتم و هر چند روز یکبار بستری بودم .ذره ای خوش نگذشت تو بارداریمون جز استرس چیزی نصیبم نشد ولی حالا همین که انگیزه برای ادامه‌ی. زندگی دارم برام کافیه. قبل قضاوت از کل ماجرا آگاه باشیم بعد شروع به حرف زدن کنیم .
مامان نلای مامان🎀🧸 مامان نلای مامان🎀🧸 ۱۷ ماهگی
بچه که بودم،توی یه خونه بودیم که آشپزخونه‌ش یه نورگیر کوچیک توی سقف داشت🏡

طبق شواهد و حرفای پدر و مادرم،آخرین بار وقتی من ۴ ساله بودم توی اون خونه بودیم ولی من یه سری خاطرات درهم و برهم از اون خونه دارم...

مثل اینکه یادمه ساعت ها زیر اون نورگیر می‌نشستم موقع آشپزی مامانم و به اون باریکه‌های نوری که از بالا رگه رگه می‌تابیدن تا پایین نگاه میکردم🌅

یه مخروط از پرتوهای نور که می‌پاشید توی خونه و من توی ذهنم فکر می‌کردم اون خداست....

به عنوان یک بچه این تصویر چنان قوی تو سرم شکل گرفته بود که شاید تا همین چند وقت پیش هم وقتی میگفتم خدا،اون بارقه‌های نور توی سرم شکل میگرفت و منی که یه بچه خیلی کوچولو بودم زیر اون سقف که زل زده به منبع روشنایی☀️

این روزها مدام بهش فکر می‌کنم،به اینکه خدای اون دختر کوچولو هنوز حواسش هست؟
برای من هنوز همونقدر روشن و بزرگ و عجیبه...
اما گاهی می‌ترسم...واقعا می‌ترسم که سرنوشتی که برام در نظر گرفته تلخ باشه...

خدای قشنگم...مراقبمون باش...🌿🥹



📸عکسی که دیروز گرفتم واقعا شبیه خدای بچگی‌هام بود...


فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
واکسن
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
برای اونهایی که بچه سینه شون رو گاز میگیره. مخصوصا بو دندون.
قبل اینکه راهکار بدم دوتا نکته است که خیلی باید بهش دقت کرد‌ اول اینکه اغلب بچه ها به خاطر درد دندون این کارو شروع میکنن. یعنی واقعا واقعا واقعا درد داره این دندون دراوردن لعنتی و این موجودات بی زبون هیچ چاره ای ندارن. خودشون هم نمیدونن چیکار‌کنن دردشون کم بشه. پس درکشون کنین‌ نکته دوم هم اینکه این لحظه گاز گرفتن و دیدن ری اکشن مامان یه لحظه مهم برای بچه هاست. اولین تجربه ناکامی در زندگیشونه. پس خیلی مهمه چطور رفتار کنین.

۱. اول اینکه سعی کنین هیچ واکنشی ندین. در نهایت درد حتی. نه خنده نه آخ نه درد هیچ واکنشی توی چهره تون مشخص نباشه. بچه ها دنبال توجه هستن مثبت و منفی فرقی نداره. اگه هر کاری رو میخواین ترک کنن راهش اینه که بی تفاوت باشید که بفهمه این راه نمیتونه باعث جلب توجه بشه.
۲. برای اینکه سینه رو ول کنه دماغشو بگیرین نه اینکا سینه رو بکشید. مجبور میشه دهنشو باز کنه.
۳. با لحن جدی (دعوا نه) بگین این کارو نمیکنیم. مامان این کارو دوست نداره. نباید این کارو بکنیم. گاز نمیگیریم. هر ادبیاتی که خودتون با بچه دارین. فقط یه جمله باشه که تکرارش کنین. هر سری یه چیز ندید نگین. بعدشم بگین اگه بازم گاز بگیری دیگه شیر نمیخوریم. شیر بای بای.
وقتی گاز گرفت دوباره جداش کنین و دیگه شیر ندین. اگا گریه کرد با یه راهی آرومش کنین. یادتون باشه نمیخواین تنبیه کنین و اونم درد داره. پس با همدلی به یه کاری سرگرمش کنین‌
چند دقیقه یا نیم ساعت یا هرچقدر...فاصله بدین و دوباره اقدام کنین برای شیر. همین مراحل رو تکرار کنین.
برای خود من که جواب داده.
مامان نلای مامان🎀🧸 مامان نلای مامان🎀🧸 ۱۷ ماهگی
مینویسم برات تا اینجا یادگاری بمونه✍️
پر از احساسات عجیبم...
باورم نمیشه که یک سال گذشته از روزی که از تنم جدا شدی و اومدی توی آغوشم🫂

از روزی که لگدت هات رو برای آخرین بار توی شکمم حس کردم و اتصال ما به عنوان دو روح در یک جسم،با تولدت قطع شد!🤰🏻

حالا اما برام سواله که چقدر زمان باقی مونده تا دیگه آغوش من تنها آرزوی تو نباشه؟
که من تنها کسی نباشم که با اون چشمای نازت 👁دنبالش
میگردی و با دیدنش آروم میشی؟

چقدر زمان باقی مونده تا روزهایی که تو موهای منو شونه کنی تا یه وقت پریشون به نظر نیان؟

تا روزی که بری دنبال رویاهات و همون لحظه ای که دارم بخاطر موفقیت ها و خوشحالی هات بهت میبالم،همزمان اشک بریزم که چقدر زمان⏳️ سریع میگذره؟!

دختر زیبای من...روح و جسم من...تجلی حضور خدا برای قلب ناباور من...🫀
هرگز نمیدونستم میشه کسی رو اینقدر دوست داشت...

نمیدونم این تولد توئه یا تولد دوباره‌ی من!🌿اما میدونم کسی که پارسال بدون تو توی آغوشش وارد اتاق زایمان شد،هرگز همون آدمی نیست که حالا کنار توئه!

تولدمون مبارک!❤️🎂🐣





بارداری
زایمان
واکسن