شیرخشکککک
پوشک
بچه
شیرخشک
تربیت
دورهمی
خانوما تو این حال بدیا و شرایط زندگی و مردم و خودمم ک علاوه بر همه ی اینها خالم فوت شده و همش بغض دارم
یه چیزی بگم ک حال خودمو خوب کرد حال شمارم خوب کنم🥺♥️
از یه روز قبل عید ک خالم فوت شد من حدودا یک هفته چندشبشو که اصلا خونه نبودم بقیه وقتام ۱۰_۱۱شب میومدم خونه و خیلی وقتام بچه پیش شوهرم میموند
هروقت میومدم خونه تمیز ظرفا شسته شوهرم خودش یه چی درست میکرد میخورد بچه رو هم مدیریت میکرد ک من اذیت نشم و من تصور میکردم ک این کارشون بخاطر نبود منه و ب همون چندروز محدود میشه
الان سه روزه اومدم خونه بجز ناهار پختن و تمیزکاری کلی بقیشو میرم تو اتاق و مدام تو گوشی یا توی خودمم و یه جورایی ب تنهایی نیاز دارم
و تو تموم این مدت شوهرم حتی یک بار گله نکرده و غر نزده
شباهم دخترمو پیش خودش میخوابونه ک منو اذیت نکنه🥺 ناهارخوردنیم ظرفارو میشوره چایی درست میکنه میرن تلوزیون میبینن و میخوابن
و از همه ی اینا مهمتر اینه ک امروز متوجه شدم مدام داره ب دخترم یاد میده باهرچیزی دوس داره بازی کنه ولی بعدش سرجای خودش بزاره تا من مجبور نشم پشت سرش جمع کنم 🥺♥️

چنددیقه ی پیشم دخترمو برد حمام موهاشم خشک کرد لباسشو پوشوند صداشو میشنیدم ک یواشکی ب دخترم میگفت برو ب مامان بگو ناراحت نباش بوسش کن و بیا🥺🥺🥺♥️
اخ چقد توخوبی پسر چقد شرمندتم مرد♥️🥺🥺

۴ پاسخ

عزیزدلممم😍😍😍😍 چشمام اشکی شد از ذوق که ی خانومی اینجا قلبش برای همسرش میتپه❤️
حتما خودت خوبی که این خوبیِ همسرت لیاقتته🌹🌹

خدا نگهدارش باشه

خدا حفظش کنه عزیزم
خانواده سه نفره تون پایدار و حال دلتون خوب ☘️

آخیییییی خدا نگهدارش باشه🤲
منم چند شب پیش آبجوش ریخت رو پام سوخت کلی گریه کردم
بعدم رفتم تو اتاق
دیدم شوهرم هی به پسرم میگه برو ببین مامان چیکار می‌کنه

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۲ سالگی
خانوما لطفا تاپیکمو بخونید و راهنمایی کنید
ی ماهی میشه دخترمو از پوشک گرفتم همه چی عالی بود حتی خودش جیششو میگف تا ی هفتع پیش ک خونه مادرشوهرم بودیم داش تو دسشویی جیش پی پی میکرد ک با باسن افتاد اونجا اصن ترسی نشوم نداد ولی بعد اون چن روزی میرفتیم دسشویی نمیشست میگف ندارم یا نمیومد دسشویی منم چون همه چی اکی بود تا قبلش و این کارو نمیکرد عصبی میشدم و گاهی دعواش میکردم ک چرا نمیشینی بشین جیش داری چون میدونستم داره بعد اون الان ۴ روزی میشه ک اکثرا خطا داره پی پی ک مدام تو شلوارش میکنه اصن دسشویی نمیرع
برگشتم ب روال قبل ک هر ی ساعت ببرم ولی بازم مقاومت میکنه میگه ندارم حتی با جایزع و خوراکی تشویقش کردم ولی بی فایدی حتی الان ک خطا داره هر دفعه میگم اشکال نداره ولی حواستو جمع کن باید بری دسشویی بزرگ شدی و خونه جیشا تو دسشوییع حتی دعواش نمیکنم ولی انگار بی فایدس خیلی حالم گرفته بعد ی ماه اصن نمیتونم غصه نخورم توروخدا کمکم کنید بگین چیکا کنم
پوشک پوشک پوشک
جیش جیش
شیردهی
مامان دوتا گل پسر مامان دوتا گل پسر ۳ سالگی
خانوما لطفاً بخونین
فرزند پروری
پوشک
بارداری
بچه
تباعصابم داغونه
امسال اومدیم نزدیک خانوادم داریم خونه می‌سازیم
قبلا راه دور بودم و آرزوم بود بیام نزدیک
اما از وقتی اومدم اتفاق‌هایی افتاده ک ...
من قبلا مامانمو حتی از بچه هام بیشتر دوست داشتم اما الان ی رفتارهایی داره ک حسم خیلی بد شده
من دختر عموم دیوار ب دیوار مامانمه من دوتا کوچه فاصله دارم
چیزایی ک قبلا پیش اومده یادم نیست اتفاق‌هایی ک این مدت افتاده رو میگم قضاوت کنین
من بچه هام نوه های اول و دوم هستن طرف خودم کلا سه تا نوه داره مامانم
اصلا حوصله بچه نداره میرم خونشون خیلی غر میزنه برای بچه ها اذیت می‌کنن
پسر بزرگم پیله می‌کنه اونجا بمونه نمی‌ذارم غر میزند تو چرا اینجوری چرا نمی‌ذاری وقتی میذارم بمونه یا زنگ میزنم یا فرداش ک میرم هی غر ک اره بچه ت اینجوری کرد اونجوری کرد بار آخر توی همین ماه رمضان بود توی خونشون پسرمو ب طرز بدی بلند کردم آوردم خونه ی فصلم کتک خورد ی فصلم خودم گریه کردم گفتم خونه مامان جون تموم شد دیگ حق نداری بگی می‌خوام برم
از اون موقع هم خیلی کم میرم
مسجد هم پسرمو اصلا نبردم چقتیم گفت گفتم داداش کوچیکه بهونه میگیره نمیارمشون
ادامه تو تایپک میذارم
مامان تیام🪽🌈🧿 مامان تیام🪽🌈🧿 ۲ سالگی
ربه از پستونک گرفتن تیام بگم 😣🥴
من شنبه۱۹ام عمل بینی داشتم چون مامانم ‌شوهرم همراهم میخواستن بیان تیام سپردم ب عمش ک خدایی هم مهربونه هم دخترش با تیام بازی میکنه تیام اونجارو دوس داره بعد عملم ک تموم شد اومدیم خواهرشوهرم گفت بذار بمونه نگهش دارم چندروز منم تاجرات تیام نذاشته بودم شب پیش کسی دیگ مامانمو شوهرم گفتن جای بدی نیس ک بذار بمونه خونشونم با ما ده دقیقه با ماشین فاصلس خلاصه تیام موند و خواهرشوهرم ب این پستونک نداده بود چون سرگرم بازی بوده ب من گفت شب اول یکم بی قراری کرده ‌برقاتون خاموش کردم و یکم سرگرمی کردم خوابیده توی روز هم اصلا نمیخواسته خونه خودمونم بود توی روز پستونک خیلی چی بشه کم میگرفت ولی موقه خواب چ‌طهر ‌شب باید میخورد خلاصه ک تو این چندروز از تیام گرفت و خودم چنددفه از تیام اومدم بگیرم تب کرد قهر کرد نمیخوابید شوهرم میگفت دوباره بهش بده گناه داره ک میدادم هفته ای یه دونه هم پاره می‌کرد میخریدیم 🥴
از ی جهت خیلی ناراحت بودم گفتم تو این موقعیت چرا بچ منو از خودش از پستونک گرفته اون الان منو کمبود داره باید من بهش محبت کنم ک آروم شه شاید ضربه محکمی بخوره باشعورم خیلی بحث داشتیم شوهرمم میگف حق باتوعه ولی عب نداره از خدات باشه سختیش برای اون شد گرفت راحت شدیم تیامم بعدشه روز اومد خونه دیدم عصبی شده😞😥 منم گچ و کبودی بود صورتم سمتم نمیومد دوباره مجبور شدیم فرستادیم اونجا با دخترش دوباره دوروز بازی کنه سرگرم شه ک خواهرشوهرم میگفت اینجا خیلی خوب سرگرمه شاید بلد نیستی و بچت بهونش تشنگیشه و گرمایی منم میگفتم خب مک میشه مادری بچ خودشو بلد نباشه ☹️😏(بقیه تو کامنت
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی)