از وقتی فارغ تحصیل شدم سرکار بودم تا یک روز قبل زایمانم.
۴ سال و دوماه که از اون روزا میگذره دلم لک زده واسه اون روزا😪
راسته کهمیگن دونفر باهم تصمیم میگیرن بچه دار بشن ولی یه نفر زندگیش عوض میشه😢
نمیدونم چجوری منظورمو بفهمونم
من همیشه با مهربونی و دل پاک ب دیگران نگا کردم اما همه با خبیثی و شیطانی نگام کردن . من خیلی دلسوزانه رفتار میکنم اما همه با حسودی و کینه باهام برخورد میکنن
تو دعوا با جاری هام ،منی که هیچوقت پشت سرشون غیبت نکردم ، تهمت نزدم ، در کل خیلی بی ازار بودم براشون (( ولی دقیقا اونا اینجوری بودن)) اما من حذف شدم الان بامن حرف نمیزنن ....
شاید هیچوقت ازش طلاق نگیرم ولی ای کاش از بابام یبار میشنیدم هر وقت برگردی من پشتتم
کاش جنگ تموم بشه با آرامش برگردیم خونه هامون
کاش انقدر ساده نبودم که همه ازم سو استفاده کنن 😞اندازه یه دنیا غم تو دلمه
عمیقا از اینکه شوهرم برای بچم وقت نمیزاره ناراحتم ... چندین بار هم با زبون خوش هم با دعوا بهش گفتم ، ولی فایده نداشته ... امیدوارم درست بشه
کاش پسرمنم مثل بقیه سالم بود میتونست راه بره بشینه صحبت کنه کاش اصلا بیماری ژنتیکی درکار نبود کاش ازدواج فامیلی نمیکردم کااااش اینقد حسرت در دلم نداشتم کاش آرزوم بر آورده میشد خدا برآب دشمنم هم نخاد این امتحانو خیلی وقتا کم میارم کاش یکروز همه چیز درست بشه هرکی میتونه نفری یک صلوات برای شفای علی من بفرسته خیلی معصوم و مهربون و سادست مثل یک فرشته ست مثل ن خود خود فرشتس
کاش خوشبختی هم مثل مرگ حق بود،کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت
خیلی دوس دارم بدونم چی میشه ک شوهرم ک بسیار مهربون و دلسوزه. و دوسمون داره، یهو اونقدر عصبانی میشه ک ازش وحشت کنیم
دلم میخواد باهام حرف بزنه و بگه چی از کودکی اذیتش میکنه ک یهو یه آدم دیگه میشه...
و اینکه کاش با پسرمون بیشتر وقت میگذروند 🥺🥺😒
این نیز بگذرد....♥
کاش دوتا برادرم زنده بودن تا من انقدر تنها نباشم و جلو شوهرم پشت و پناهم بودن
کاش مادرم زنده بود دوساله بعد رفتنش خوشی ندیدم کاش دونیا له عقب برمیگشت ای کاششششش
کاش برگردم عقب و اجازه ندم انقد بی ارزشم کنم کاش بتونم به خودم حالی کنم همه مثل خودم احمق و ساده نیستن کاش یکم سیاست داشته باشم کاش برگردم عقب دهن یه عده رو جر بدم کاش میتونستم بااینکه اینارو میدونم حداقل الان یه کاری واسه خودم بکنم یه کاری که پیش خودم احساس غرور کنم درمقابل سگ صفتا
کاش مادر شوهر کمتر از من توقع داشت و فرقی بین من و جاریم نمیگذاشت که بخواد همسرم رو با من دعوا بندازن
کاش بابام فقط یه بار یه بار میگف تنها دخترمه اینقد دل میسوزونه برامون یه بار ب روش لبخند بزنم یه بار ک میاد باهاش دست بدم جواب سلامشو بدم دلش خوش بشه کاش با مامانم خوب بود کاش محبت بینشونو یه بار میدیدم کاش کاش کاش ولی بازم خدایا شکرت
دلم برا یه نفر تنگ شده 💔که هیچوقت نمیتونم ببینمش
کاش زندگی دکمه ی برگشت داش
کاش اینقد دل رحم نبودم...
من هرشب این حرفارو باخودم میگم کاش بیشتر داشتمت 😔
کاش بچه منم پدر داشت😔
چرا من زندگیم اینجوری شد 😔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.