۱۴ پاسخ

اصلا تا ب دنیا اومدن بچه اسم نگید تا روانتون آروم بمونه
من تا الان ترکی پرسیده گفتم انتخاب نکردم

چه اجباریه اسم بچه رو همه بدونن. من هنوز به هیچ کس نگفتم . تا وقتی دنیا بیاد هم نمیگم
حالا ک شده هیچی نگو فعلا اومدن خونه تو روش بزن

ب نظرم اصلا اهمیت نده سرسنگین شو تحویل نگیرشون پرسید بعد قشنگ بشورش بزارش کنار

خانواده ما اسمی ب دلشون نشینه هم چیزی نمیگن ،میگن قشنگه نامدار بشه هر کی ازم پرسیده گفتم آرسام و همه هم گفتن قشنگه اسمش

بیان کردنش ناراحتی پیش میاره کلا حرف نزن و محل نزار هرکی هرچی میخواد بگه

نشنیده ببگیرررر

برای منم پیش اومده
همسایه مامانم گفته چرا گندم گذاشته بزرگ بشه خجالت میکشه🫠
بااینکه اون طرف نظرش برام مهم نیست ولی از اون موقع میگم نکنه واقعا اسمش بد باشه بزرگ بشه خجالت بکشه😭

مردم روانین بیخیال اعصابتو بهم نریز
منم گفتم بچم دختر بشه میذارم دنیز پسر بشه دایان میگفتن نه دنیز قدیمیه دایانم نه خوب نیست
یا یکی از فامیل میگفت اسم نومو من انتخاب کردم تو هم بذار مامانت انتخاب کنه
من از اسم دختر دزیره خیلی خوشم میاد ولی وبت احوال قبول نمیکرد یه عده میگفتن وای بهتر وگرنه به بچت میگفتن جزیره
به نظر من بعدا هم حرف نزن ارزش نداره

اصلا پیگیرش نباش هرکسی قدر شعور و درکش درباره اسم بچه نظر میده درصورتی‌که اصلا نیازی نیست کسی نظر بده
مگه نظرسنجیه که بخوان روی اسم بچه یکی دیگه نظر بدن؟
بعدم طبق تجربه تا لحظه زایمان اسم بچه رو اعلام نکن چون اینقدر اخ تف میکنن که خودت دلسرد میشی نسبت به اسمی که با عشق و علاقه انتخاب کردی
توی گهواره خیلیا دیدم با چه ذوقی اسم انتخاب کردن ولی بقیه دلسردشون کردن و نتونستن یه اسم دیگه انتخاب کنن

اصلا تا موقع زایمان نباید اسم انتخابی رو بگی که بقیه نظر بدن
من خودم اسم مهیار رو انتخاب کردم ولی هرکی میگه اسم نی نی چیه میگم هنوز قطعی ب نتیجه نرسیدم

برا چیزای الکی اعصابت رو خورد نکن فامیل جماعت گو؛ه خوری زیاد میکنن تازه اینا ک چیزی نیس فامیل های ما عجوبه هستن😂برا یک ذره بچه تصمیم میگیرن با کی ازدواج کنه یا نکنه

احتمالا عموت خیلی باهاتون راحته که تو جمع به مامان و بابات این حرفو زده اصلا نباید انقدر اجازه داشته باشه که دخالت کنه

بذار بعدا ک دیدیش بگو. اعصابت رو هم خورد نکن

نکو بزار اومدن میگی بهش

سوال های مرتبط

مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۱۳ ماهگی
پارت ششم زایمان اول سزارین اختیاری🩵

شوهرم همراه خدمه اونجا منو کشوندن و گذاشتن تخت بخش و زیرم و روم که کلا خون بود مشمبارو برداشت و انداخت اشغال و مامانمم زیرم ۴ یا ۵تا پوشاک بزرگ گذاشته بود تا خون اونجا جذب شه بعد دیدم سرم اینا هیچی بهم وصل نیست منم داشت دردام شدیدتر میشد هی به مامانم و شوهرم میگفتم برو پرستار صدا کن بیاد سرم مسکن وصل کنه اوناهم نمیدونم چرا نمیومدن خیلی دیر اومدن وصل کردن اینم بگم که من اولش پمپ درد میخاستم مامانم و دکتر گفت ولش کن لازم نیست دکترم همش قبلش میگفت سه تا پتدین مینویسم دردش اروم میشه مامانمم که کلا من هرچی میگم میگه نه نه و ضد من حرف میزنه به دکترم گفته بود وصل نکن وصل نکن و بخاطر همون من نتونستم پمپ درد بگیرم اینجا هم پرسیده بودم خانمای اینجا گفته بودن ولش کن
با شیاف اروم میشی و اینا اینجور شد من پمپ درد نگرفتم و اومدن یدونه سرم وصل کردن که اون سرمه یعنی برام بدترین سرم‌ عمرم بود هر قطره که اون سرمه میریخت و میرفت تو رگام درد های من شدید تر و شدید تر میشد وسطاش هی دستام جمع میکردم قطع میشد و بعد باز میکردم اینقدر دردش شدید بود که گریه میکردم و کل بخش صدای من بود بعد اینکه اون سرمه تموم شد و پرستارا دیگه دیدن خیلی جیغ و داد میزنم اومدن با حرص بهم مسکن و مخدر وصل کردن و گفتن دیگه شب بهت مسکن نمیزنیما...
مامان بهار و پسرم🩷🩵 مامان بهار و پسرم🩷🩵 هفته سی‌وهفتم بارداری
تاپیک قبل.

امشب خالم اومد خونه شوهرمم نمیدونست که خونست یهو اومد دید خونست جا خورد
بعد من همش حواسم به شوهرم بود ببینم نگاه میکنه خالم رو یا نه دیدم نه نگاه نمیکنه
یا به صورتش نگاه میکرد یا به زمین یا به من
من هرچی میرفتم از پیشش و یواشکی نگاه میکردم میدیم تو فکر هست و فرش رو نگاه میکنه (این از این)
بعد خالم خیییلی باهاش سر سنگین بود هرچی شوهرم حرف میزد خالم نکاش نمی‌کرد یا شوهرم چیز خنده دار تعریف میکرد که ببینه خالم چیکار میکنه خالم فقط یه لبخند میرد و اصلا نگاش نمیکرد و اینا
یه بحثی شد شوهرم گفت خاله طرف منی یا زهرا ؟ خالم گفت زهرا چرا بابد طرف تو باشم چه دلیلی داره؟؟ شوهرم فقط یه لبخند زد هیچی نگفت

بعد دور هم من بودم و شوهرم و دوتا داداشش و مادرشوهرم که خالم گوشیش رو برداشت و رو به شوهرم کرد گفت پیام دادی که کهنه میخوایی؟؟ کهنه برای چی میخواستی؟؟



بارداری و زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان رستا بالام🩷 مامان رستا بالام🩷 ۱ ماهگی