۷ پاسخ

ناخودآگاه ذهنت میره سمت خاطرات

وای چه خوب سحر خیزی
من دیشب ساعت ۳خوابیدم
الان بیدار شدم

ماهنوز خوابیم بیدارنشدن اومدیم خونه مادرم بخاطرجنگ

عزیزم توعکس پاتون معلومه اینجایک وقت مردمیبینه پاک کن

شیما خانم 7 بیدار میشید تا کی بیدارید؟ بچه ها منظورمن
مغز انقد پیچیده است ی سری تصویر و خاطرات توش هست که ی وقتایی توی خواب اونا رو به یاد میاره منم اینطور هستم ما دوست بودیم و بهم نرسیدیم ی وقتایی خوابشو می بینم بدون اینکه بهشش فکر کنم

ماشاالله به شما خانم سحر خیز
من تازه بیدار شدم بقیمون هنو خوابن 🥱
برا خواب کسی دیدن من شنیده بودم قبلنا که خواب شخصی رو خیلی ببینی یعنی طرف غیبتت رو میکنه یا زیاد بت فکر می‌کنه که تو خواب میبینیش

واااای منم دقیقا اینجوری ام
ولی ما شیرینی خور هم نبودیم
همو میخاستیم
اون الان زن داره یه سری مامانم عکس منو استوری کرده بود بعد ب مامانم گفت خاله تو رو خدا همش عکسشو بذار اروم میشم میبینمش مامانمم گفتش خاله اینو نگو تو زن داری اونم ازدواج کرده بچه داره بچسب ب زندگیت دیگه هیچوقت عکسمو هم استوری نذاشت😂

سوال های مرتبط

مامان موچول مامان موچول ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک کودک پوشک فرزند فرزند پروری پوشک پوشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نوزاد نوزاد نوزاد بارداری بارداری بارداری بارداری اضطراب اضطراب
همسرم گفت من دیگه نمیتونم به اینجور زندگی پر از دعوا ادامه بدم بیا جدا شیم به پدرمادرش گفتم اونام اومدن هرکاری کردن همسرم راضی به ادامه زندگی نشد ،گفت من هست ساله دارم عذاب میکشم به روز خوش ندیدم با زنم همش دعوا بعد شروع کرد تک تک بحث‌هایی که باهم سر مادرش یا سر هرچیز دیگه ای رو میکردیم به پدرشپوهر مادر شوهرم گفت ،قشنگ منو سنگ روی یخ کرد اونقدر خجالت کشیدم پیششون و اونقدر دلم شکست که نگو .از اونطرفم پدرم به من اصرار که زود جمع کن بیا اینجا طلاق. راستش من فعلا شرایط طلاق ندارم واسه همون مجبورم بمونم اما جالبه برعکس همیشه اینبار همسرم پاشو کرد تو یه کفش که برو خونه بابات جدا شیم .منم قبل رفتن رفتم پیشش تو چشاش نگاه کردم گفتم بهم بگو دوسم نداری که راحت برم اونم برگشت گفت من دوست دارم تو منو دوست نداری همیشه بهم میگی به خاطر بچه باهات موندم .منم گفتم نه من دوست دارم هرچی ام گفتم از سر عصبانیت بود بعد همو بغل کردیم و قرار شد از این به بعد عوض شیم. می‌دونم افتضاح غرورمو لگد مال کردم مخصوصا منی که همیشه شوهرم همیشه موس موس کنان دنبالم بود برام سخت بود اینهمه خواهش برای ادامه زندگی.به نظرتون کارم اشتباه بود یعنی از این به بعد سوارم میشه؟ خودم دلم داره میترکه از این له شدنم