سالان ۳ روزه با شوهرم قهر کردم اومدم خونه بابام
دست بزن داره قبلا خودش میگف مگه آدم رو زن دست بلند میکنه
بعد بچه انگار براش عادی شده دیگه دیدم داره شورشو در میاره
جلو بچه میزد اونم گریه میکرد من بخاطر بچه نمیزدمش ک نترسه فقط سکوت میکردم این آخرا ک بحثمون سر هیچی بود از موهام گرف پرتم کرد رو کاشی
ی سیلی زد ک سرم گیج رف خوردم زمین گفتم الاناس ک بیهوش بشم
زنگ زدم بابام ک منو ببره
با اینکه طبقه پایین مادر شوهرمم و شوهرمم موقع دعوا بچمو برد بالا
خواهر شوهرم اومد خونمون گف اشتباه کرده و فلان
دید دارم میرم رف ب مادر شوهرم گف اونم گف بزار بره گمشه😐
ینی مثل من عروس پیدا نمیکنن خرج پسرشم من میدم
خداروشکر صد سال هم قهر بمونم از لحاظ مالی مشکلی ندارم
خودم خرج پوشک و شیر خشک بچمم میدم
ولی نمیدونم چی میشه زندگیم
وقتی ب اون روزی ک منو زد فک میکنم دلم برای بی کسیم میسوزه❤️‍🩹
کاش مامانم زنده بود..
پوشک
شیرخشک
نوزاد
کمکی
شیر
پوشک

۱۹ پاسخ

شوهری که خرجشو میدی دست بزنم داره ساعت نه شب بزارش دم در

توخیلی حیفی براش عمرو وقتتو صرفش نکن خودت اگه ازلحاظ مالی مشکلی نداری مستقل زندگی کن نگران بچتم نشو بعدها گسی ازت تشکر نمیکنه که با همجین مردی زندگی کردی مخصوصا دخترت

عزیرم اگر از لحاظ مالی مشکلی نداره طلاقت و بگیر راحت زندگیت و کن زندگی که شوهر ادم نباشه و دست بزنه داشته باشه با کسی شوهر نداره چه فرقی میکنه ،گور باباش پسرشونم ارزونی خودشون

خوب کردی بزار یه مدت تنها بمونه تا آدم بشه ..
درکت میکنم خیلی سخته ولی زود کوتاه نیا آنقدر بمون تا قدرت رو بدونه

کاملا درکت میکنم عزیزم چون خودم دقیقا مثل شما بودم شوهرم دست بزن داشت و من هر بار بخاطر بچه کوتاه اومدم و گفتم اگه جدا بشم بچه ام چی میشه .میدونم هیچ و قت اون صحنه ها از ذهنت پاک نمیشه .الان هم دارم باهاش زندگی میکنم ولی احساس میکنم بهش هیچ علاقه ای ندارم دیگه فقط بخاطر بچه ام موندم

چرا خودتو محکوم ب همچین زندگی ای میکنی ولش کن بزار بره ب درک بهش زیاد بها دادی فکر کرده آدمهههه

خدا لعنت کنه اینجور مردارو،بمون خونا بابات تا به غلط کردن بیفته بعد بشین باهاش درحضور خانواده ها صحبت کن که دیگه از این غلط ها نکنه،وگرنه طلاق میگیری،بگو که به خاطر بچت این فرصت و بهش میدی.از اولم اینطوری بود؟

الهی💔💔💔💔

رحم نکن بهش شکایت کن ازش و مهریتو بزا. اجرا قدم بعدی طلاق

پدرت اگه پشتته طلاق بگیر پدرشو درار

بچه کجاست ؟ 🥲

اگه بابات پشتته خوب اذیتش کن

بچت پیشته دیگه؟

هعی خاهر منم میترسم قهر کنم😢

عزیزم م بی کس نیستی خداروشکر بابات هست ولی چنین مردی تا ب غلط کردن نیوفتاده نبخشش
بچت الان پیشته؟

هی ..خدا نمیبخشه تاوانش رو پس میده

چیزی نمیکشه؟

از کجا درامد، داری مگه؟
خرج خودچو بچتو میتونی بدی بزا بره گمشه همچین شوهری

ولش کن بزار ببین خودش میاد دنبالت یا نه اگه بار اولش نیست یه فکری بردار برای خودت

سوال های مرتبط

مامان مامان توت فرنگی🍓 مامان مامان توت فرنگی🍓 ۱۷ ماهگی
من آروم در گوش همسرم گفتم ببین اجازه نده روغن زیتون بریزه تو گوش بچه این فقط سه ماه و نیمشه و خطرناکه همسرم گف باشه … دایی ش روغن و گرم کرد و آورد بریزه تو گوش بچه و همسرم گف دایی این بچه اول ماست و ما زیادی وسواسیم خودمونم میدونیم ک زیاد وسواس بودن خوب نیس ولی خب طول میکشع چون تجربه اولمونه دایی شم اصرار اصرار و گوش بچه رو گرفته بود داشت کله بچه رو کج می‌کرد که بریزه تو گوشش تا اینکه مادرشوهرم ب شوهرم گف چیکار داری بزار بریزه 🫠🫠🫠و چون مادرشوهرم گف همسرم کوتاه اومد و دیگ هیچی نگف من دیدم اینجوری شد آروم ب مادرشوهرم گفتم لطفا شما دخالت نکنید 🙏🏼آقا اینو من نگفتمممم انگار فوش ناموس بهش دادم 😐😐😐یهو دراز کشید وسط خونه گف حالم بده فشارم رف بالا این به من حرف زد 😐😐😐بعد همسرم گف ب مادرم چی گفتی ؟ حالا بچه هم گریه می‌کرد من بچه رو گرفتم بغلم دیدم تو جفت گوشاش روغن ریخته و کار از کار گذشته 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️خلاصه مادرشوهرم کولی بازی دروورد بعدشم که اومدیم تهران پدرشوهرمو پر کرد اونم اومد توپید ب من …و از همون موقع باهاشون رفت و آمد نمیکنم ولی هفته ای یه بار بچه رو میدم همسرم ببره الان بنظرتون کار من اشتباه بوده ؟🥺🥺❤️❤️
مامان مسدود شدم مامان مسدود شدم ۱۳ ماهگی
ماماما یه سوال...خیلی صادقانه جواب بدین
من دخترم اروم بود خیلی واسه خوابیدن و هر چی ...با اینکه سوخته بود ولی بازم گریه نداشت فقط واکسن زد دو روز اول بی قرار بود کمی ....بی نهایت خوش اخلاق با خنده بیدار میشد....با آرامش واسه خواب روی تاب میخوابید
بعد برام مهمون اومد...این بچه بی نهایت نق نقو شد
ینی دائم بغل میخواست....ب هیچ عنوان رو تاب نمیخوابید...تا نیداشتم جیغ میزد و خودشو کش و قوس میداد...من فک میکردم رفلاکسش تشدید شده اما امروز ک مهمونم رفت دیگه این حرکتو اصلن نمیزنه...فک کن دیروز فقط یه چرت نیم ساعت زد اونم ب زور توی کالسکه آخر بردمش بیرون....از صبح تا شب فقط گریه...من فک میکردم از شیرش هست ک عوض کردم....ولی امروز ک مهمونام رفتن با ابنکه همون شیرو میدم و هیچی عوض نشده ب شدت اروم و خوش اخلاق شده....الانم با نهایت ارامش خوابید
بچه های شمام وقتی خونتون چند روز مهمون دارید اینجورن؟دخترم روز اول خوب بود بعدش دیگه اینجوری شد تا قوتی ک رفتن
مهمونمم مامانم بود و برادرم ک بی نهایت دوسش دارن فقط بغلش کردن قربون صدقش رفتن باهاش بازی کردن و بهش محبت کردن و یه عالمه هم واسش خرید کردن....عاخه چرا این بچه اینجور کرد...انگار فقط میخواست این چند روز آبروی منو ببره....همه بچه ها اینجورن؟
مامان هدیه امام حسین مامان هدیه امام حسین ۱۶ ماهگی
دیشب رفتیم خونه مادر شوهرم اینا وقتی بچم ب دنیا اومده من جاریم رو دیدم اومد پیش بچم، تاا دیشب ک همو دیدیم بعد ۶ ماه، از حسودی میخواست بترکه، ماشاالله وزن پسرم نرمال هست خوبه،حالا دیگه نمیگم ک چند کیلو هست... هییی میگفت چه ریزه چه ریزه کمبود وزن داره، بچه من هم ماه بچه تو ک بود دوبرابر وزن بچه تو بود (در صورتی ک واااقعا خداییش همچین چیزی نبود اتفاقااا اون بچه هاش خییییلی لاغر بودن و هستن ...)، بعد میگفت شییییر خشکش میدیییی وااااییی چرا شیر خودت ندادی... فقط داشتم دیگه از دستش سکته میکردم... همشم یجوری نگای من و بچم میکرد.... خیلیی حسوده
اومده بود تو اتاق منو پسرمم تو اتاق داشتم بچمو میخوابوندم هرچی اسپری و ادکلن بود رو خودش خالی کرد گفتم نزن برای پسرم بده گفت وااای حساس فقط تو ی بچه ای داااری...
بخدا من آدمی هستم ک ن حسودم نه عقده ای قلبم مثل کف دستم صاف هست ولی تا دلم بخواد دورم از این آدما ریخته.... نمیدونم واقعا باید چی بهش بگم اگر بار دیگه دیدمش چه جوابی بهش بدم😔وقتی هم پسرم ب دنیا اومده بود ماشالله ۳کیلو هفتصد بود اون موقع هم ک اومده بود دیدنش میگفن وااای چ ریزه... 😅در صورتی ک بچه های خودش شااااید فوقش ۲کیلو و نیم بودن.... خدااییش این عقده ای و حسووود نیست؟؟؟
هوووف خواستم یه درد و دلی کرده باشممم... 😊
مامان نورا مامان نورا ۱ سالگی
بعد ۲روز هنوز ب خودم نیومدم متاسفانه
هفته پیش مهمون داشتم و معلوم نیس کدوم احمقی ناس مصرف میکرده و گذاشته بوده زیر مبل بین پایه ها و من ندیده بودم
دخترمو باز گذاشتم بعد دستشویی کرد گفتم بزار ببرمش حموم تا برم حوله و لباساشو بیارم اونو گذاشته بود دهنش و خورده بود😭یهو اومدم برش دارم بریم حموم دیدم از دهنش چیزای سبز بیرون میاد و داره عوق میزنه😭جیغ زدم گفتم داره میمیره شوهرم از سرکار اومده بود یکم طفلی رفته بود بخوابه از جیغ من بیدار شد و دخترم رنگش سفید چشماش رو ب سقف حموم دهنش قفل شده بود😔وای هنوز قیافش از جلو چشمام کنار نمیره 😔ناخداگاه ب زهنم اومد دستتو بکن دهنش بزار اگ خورده بالا بیاره انگشت کردم دهنش لف بالا اورد باز صورتشو با اب سرد میشستم و فوت میکردم ک نفس بکشع چون نفس نداش🥲 شوهرمم تند تند ب آمبولانس زنگ میزد گف بچرو دراز کن تا ۱۰میشمارم ببین چند بار نفس میکشع دخترم من کلا ۴بار نفس کشید تا گفتم زنه گف حواست بهش باشه به پهلو دراز کن الان نیرو تو راه هس😔بچم تو بغل خودم داشت جون میداد اون موقع فقط بهش نگاه میکردم و به زور گریمو نگه داشته بودم ک یک موقع بچم نترسه حالش بدتر بشه دیدم کلا چشماشو داره میبنده و سرش کج بغلم افتاده و دیگ نتونستم جیغ نزنم وای چه حال بدی داشتم وای خدا تازه اون روز فهمیدم مادرم میگف منو با بچم امتحان نکن ینی چی😭خلاصه تا امبولانس بیاد من بچرو یکم هوشیار کردم و باهاش حرف میزدم یکم ک بالا اورد خیلی بهتر شد خواستم بگم خواهش میکنم مواظب بچه هاتون باشید مخصوصا الان ک قلد و چهاردستو پا میرن اگ یک روزی اتفاقی افتاد مادر باید خونسردی شو حفز کنه تا بچه بدتر نترسه 😭خداروشکر الان دخترم خونه ۴۸ساعت بیمارستان بستری شد بخاطر مسمومیت
مامان پسر طلا مامان پسر طلا ۱۱ ماهگی
مامانا من خیلی دلم گرفته.....

با اینکه صفر تا صد کارای پسرم با منه و شوهرم تایم کارش زیاده ؛ بازم پسرم وقتی باباشو میبینه عجیب ذوق میکنه. ولی با من نه...😔😔 حتی باباش ک از سرکار میاد اگه بغلش نکنه و از کنارش رد بشه گریه میکنه. در این حد. یجوری بال بال میزنههههه.
و اینکه کلا هرجا بریم با همه میخنده و بغلشون میره حتی کسایی ک برای بار اول دیدشون.
شاید بگین خیلی خوبه ک مچ میشه. ولی واقعا من صدمو براش میذارم. یوقت بچه هایی رو میبینم ک ب مادرشون وابسته هستن و همش میخوان با مادرشون باشن دلم میگیره. بزرگتر بشه هم همینطور میمونه؟
من دلم میخواست با بقیه براش فرق کنم😔... مگه نمیگن بچه بوی تن مادر و صدا و ضربان مادرشو حس میکنه و با مادر آروم میشه؟! چرا با بقیه هم اوکیه؟؟
یه حس درونیه ک شاید خیلی ها بفهمن چی میگم. خب اینهمه زحمت کشیدم حسودیم میشه. میخوام فقط مال من باشه😔😔

فرزندپروری پوشک رفلاکس مای بی بی غذای کمکی شیرخشک کولیک سرماخوردگی تب واکسن پاراکید
مامان آرتمیس🩷 مامان آرتمیس🩷 ۱۳ ماهگی
میگم که اونروز یکی میگفت همه بچه ها معصوم نیست راست میگفت واقعا
به چشم دیدم دختر خواهر شوهرم ۷سالشه یه کارای میکنه ک دوست دا م خفش کنم من از قبل اعتقاد دارم ک با بچه باید خوب رفتار کرد حتی با کسای ک حرف نمیزنم با بچه هاشون خوبم و مهربون بخاطر بچگی خودم ک بد بود و عمو هام کتک میزدن و از پنجره پرتمون میکرد خلاصه بگم از این رفتار خوبم سواستفاده کرد دختر خواهر شوهرم همش میاد اینجا خونم نزدیک مادرشوهرمه به وسایلم بی اجازه دست زده چند باری دیدم با لحن ملایم گفتم نکن امروز دیدم داره مسواک انگشتی دخترمو میزنه به دندونش دعواش کردم رفت دعوا ک چه عرض کنم فقط گفتم بزار بهش دست نزن
گذاشت رفت انقدر خودمو کنترل میکنم دفه دگ میخوام بیرونش کنم خستم
همش میان کمدو باز میکنه یا با پرروی به گردن بندم دست میزنه میگه طلاعه یا بدله؟؟ اخه بچه کوچیکو چه به این حرفا؟؟ چن بار هم پشت در خونم گرفتمش داشت فال گوش وامیستاد به شوهرم گفتم میگ چیکار کنم گفتم ب مادرش بگو
من بگم داستان میشه هر چی باشه خواهر شوهره
خستم از بچه های بی تربیتش چیکار کنم دفه دگ؟

*زایمان
بارداری
شیرخشک
کولیک
تربیت فرزند