۱۱ پاسخ

شرایط منم مثل شماست و راضی نیستم بخاطرهمین اصلا دلم‌نمیخواد رابطه داشته باشیم چون اصلا ب فکر من نیست ولی من براش همه کار انجام میدن

والله من خودم حس و حال رابطه ندارم که بخوامم حال کنم

ای خواهر منم مثل شمام. بیخیالش شدم

لامصب شوهر من هزارتا فن میزنه روم حسابی حال میده میخوره ولی خودم دلم نمیخاد بعضی وقتا بخوره
ناز و نوازش و بوس هم که سر جاشه

من شوهرم مشکل نداره ☹️من خودم مشکل دارم ک بعد از زایمان کلا دیگ هیچ حسی ب رابطه و سکس ندارم و اصلا هم ارضا نمیشم

با هاش صحبت کردی ؟ میگن راجع به سکس و فانتازیا تون حتما با شوهر تون صحبت کنید که چیکار کنه.چه در زمان عادی چه در حین سکس

شوهرم منم اوایل ازدواجم اینجوری بود چون واقعا دست خودش نبود بیشتر از پنج دقیقه طول نمیکشید منم همیشه شاکی بودم از دستش اما چون بچه دار نمیشدیم رفت دکتر کلی ویتامین براش نوشت الان خیلی تغییر کرده

شوهر منم زیاد اهل محبت و اینا نیس ولی تو رابطه گردنمو یکم میخوره ولی ن تا حدی ک کبود کنه الان6ساله ازدواج کردم دوبار خورده فقط😁ولی دست میزنه بهش اول خودش ارضا میشه ولی تا من ارضا نشم کنار نمیکشه

من نمیزارم بعضی وقتا بدم میاد هرچند قبلش حین و بعد رابطه معاشقه داره و تشکر می‌کنه🤣🤣🤣
من اینو کشف کردم که شوهرم تنها کسی که واقعا از ته دل تو دنیا دوستشون داره زن و بچش خیلی تو خونه حرفای چرت و پرت میزنع تو جمع باشین طرف ضایع تو حسن هرچی تو گذشته طرف بوده رو می‌کنه که من خیلی ناراحت میشم ولی درکل با شخص خودم مشکل نداره نباشه هم دیوانه کامل میشه

برای من همه جوره اوکیه😌

ما نوازش انجام میدیم
ولی نه تااحالااونجامو نخورده

سوال های مرتبط

مامان 🩵امیر مهدی🩵 مامان 🩵امیر مهدی🩵 ۱ سالگی
خیلی افسرده شدم
حوصله هیچی رو ندارم اعصابم ب هیچی نمیکشه
حس میکنم مادر بدی برای پسرم هستم بلد نیستم باهاش چجوری وقت بگذرونم بازی کنم باهاش
طفلی بچم همش خودش بازی میکنه از خودم بدم میاد
افسرده شدم اعصابم نمیکشه ب هیچی
ن اعصابم میکشه ن بلدم باهاش بازی کنم
از خودم بدم میاد
فقط کارای اجباری رو انجام میدم ظرف میشورم
غذا میپزم میشنم ی گوشه با گوشی بازی می‌کنم پسرمم اونور واس خودش بازی میکنه
عذاب وجدان خفه میکنه منو میمرم از این درد
ولی بخدا دست خودم نیست نهایت ۲۰ دیقه باهاش بازی کنم
بیچاره بچم که مادر بی لیاقتی مث من قسمتش شده
از خودم بدم میاد ن ب شوهرم میرسم ن چیزی
افسرده شدم دست خودم نیس
از شوهرمم خجالت میکشم
اونم دیگه صبرش تموم شده همش باهام درگیره همش آرزوی مرگ می‌نم ب خودم
امروزززز انقد بی حوصله م ک برا پسرم نهار نزاشتم 😭😭😭
گفتم بهش سرلاک میدم بچم گشنه مونده
لعنت خدا ب مادری مث من
هیشکی منو درک نمیکنه ب هرکی جرف دلمو میگم
میگن ناشکری نکن
هیشکی درک نمیکنه منو هیشکیییی