۱۸ پاسخ

همون چند روز اول نابود میشن هیچی سالم نمیمونه که نگه داریم

دخترمنم شدیدا حساس و علاقه مند به وسایلاش
اکثرا هم مرتب و تمیز نگه داشته
چنتلش خرابه اونم بچه های دیگران اومدن خراب شده

سلام میدونی اون شلف دومی ک ۵تا فیگور داره چ قیمت خریدی؟؟؟؟؟وار خاصی نمیکنن ک نه؟؟؟؟؟

شاهان از ما یاد گرفته هرچند وقت یکبار اسباب بازی‌هایی که استفاده نمیشه رو ببخشه به بچه هایی که اسباب بازی ندارن و فقیر هستند که بجاش اسباب بازی جدید بخره ….بقیه رو هم که خرابه بندازه بره …اما البته که بدون اجازه نمیشه یه قلم انداخت آمار همه چیو داره

دختر من چیزی دوست داشته باشه آمارشو داره بقیه هم اگه از همون اول دلشو بزنه خرابش می‌کنه منم بندازم دور کاری نداره

پسر من هرچی بخره عمرش نهایت یه هفته اس
الان یک عالمه اسباب بازی داره ولی هیچکدوم سالم نیستن

وای پسر منم عاشق لگو هست هرچی لگو تو بازار بوده خریده با جعبه هاش نگه میداره کافیه یکیش جالجا بشه . چجوری اسباب بازیاشو فروختی ؟ کحا فروختی

عزیزم چ پسرِ مرتبی🤩من هرچی پسر دیدم از همسایه تا اشنا و دوست و غریبه اتاق هاشون مثل جگر زلیخا بود😄

اون باکسا رو دونه چند گرفتی گلمء

وای چ قشنگ

نه پسر من خیلی خرابکاره اسباب بازی زیاد میخره ولی همشو خراب میکنه
ولی دخترم خوبه همه عروسکاش نو و سالم نگه میداره مارکاشون نمیکنه 😃

امارریزترین اسباب بازیاشوداره ک هیچ .هرچیم ریختم اشغالی اماراوناهم داره 😂

دختر منم نمیزاره آمار همه رو داره
حتی شکسته و خرابم باشن نگه میداره😐
بیشتر عاشق اسباب بازی های کوچولو هست مثل همین لگو
هر بار بریم بیرون یکی میخره

بله زیااااد ولی دست و دلباز خدارو شکر هر کسی چیزی بخواد بهش میده و گریه و زاری راه نمیندازه 🥰

دختر من آمار اسباب بازی های دوسال پیشش رو هم داره😂😂😂

وای اینکه آرشاس خو😅
دقیق پسرمنم همینه
فک کنم پسرا علاقه دارن
منم باکس گرفتم وسیله ها ریز و لگو رو میریزم توش

دختر کوچیکه من چیزی بخوام بندازم بیرون چند روز بهش میگم ک این خراب شده باید بندازیم دور تا از نظر ذهنی آماده بشه بعد ک‌ میندازم می‌ره ی مدت بعد دوباره سراغش میگیره و بعضی وقتهام گرییییه ک‌ چرا انداختی دور من میخواستمش
خلاصه ما هم داستان داریم

پسر من یه وسیله سالم نداره هر چی بخریم همون روز اول نابود میکنه فردا ميندازم آشغال

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۶ سالگی
مامانا هزار بار اینجا گفتم ولی چاره ای ندارم جایی رو ندارم اینجا میگم این حجم از فشار ازم کم بشه ببخشید
به خدا دارم میمیرم دارم دیونه میشم انقدر مشکلات داریم که قلبم داره میترکه این بچه دومم هم اصلا خواب نداره خوابشو زیر سینه میکنه بعد بلند میشه حتی ده دقیقه در روز نمیخوابه واسه یه کاری اگه بلند شم انقدر گریه میکنه که انگار من مردم هوار میزنه هر چی بخوام امتحان کنم نرم پیشش انقدر گریه و هوار میزنه که زود میرم بغلش هم هستم باید بغلش کنم بشینه داغون شدم یه لحظه به حالت دراز کش بذارمش نمی مونه دیونه شدم موقع انجام یه کاری انقدر استرس میگیرم انقدر از گریه هاش عصبی میشم که قلبم میخواد از تنم بیاد بیرون خونه زندگی رو هوا دورمون میبینم پاهام قفله نمیتونم پاشم تمیز کنم شیرم که نمیخوره به زور وقتی خواب‌آلوده هست زیر سینه میخوره یا میدونم با زجر با قاشق میدم بهش شیرخشکم همینکارو میکنه امروز انقدر عصبی شدم و گریه کردم که حس میکنم شیرم به شدت کم شده یه دل سیر واسه اونم گریه کردمو استرس گرفتم بخدا دارم دیونه میشم دارم چیه دیونه شدم دارم میمیرم سه ماه و بیست روزشه کولیک داره بهش اینفاکول هم میدم ببین بخدا بعد شیر که میخوره حتی شیرخشک دفع خوب بعد گاز معده هم خارج میکنه اروغم میزنه بازم از بغلش پاشم گریه میکنه تو بگو پنج دقیقه بعد شرایط خوبش خوب باشه هم نیست
مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
💃💃💃💃💃💃💃هورااااااااا بچه ها من موفق شدم😍😍
سس جایونز رو خالی کردم رو سر دلوین و همین جور ماساژ دادم یه دونه کیسه ی روکش غذا کشیدم سرش برای احتیاط به ماهلینم زدم که اگه هست رفع بشه یکساعت رو سرشون بود بعد رفتیم حمام بعد تو حمام هم دوبار سرشون رو با شامپو شستم یکباره این شامپو رو زدم و خوب ماساژ دادم و بعد با همون شامپوها تو حمام با صبر و حوصله شونه زدم و بعد گذاشتم یه ده دقیقه ای رو سرش موند بعد شست و شو دادم با ماهلینم واسه احتیاط همین کارو کردم اون نداشت ولی از ترسم اینکارو کردم چون دیدم سرشون می خوارونه بعد به سر خودمم زدم باز واسه احتیاط بعدش آبکشی کردم اومدیم بیرون گذاشتم یه کم نم موهاشون گرفته بشه بعد خیس خیس با شونه ی مخصوص شونه زدم بعد هشت کردم و یه دور دیگه شونه زدم خیلی خیلی کن شد الان بخوام بگم ۹۰ درصد رشک هااز بین رفتن امروز دیدم خیلی زیاد شده بودن حتی دوتاشون تبدیل به جونور شده بودن دیدم رو سرش راه میرفتن🤯🤯من هفته ای یک بار تو زمستون بیشتر حمام نمی برم بچه هارو یعنی به خاطر اونه یا از تو مهد گرفتن ؟؟😵‍💫