۶ پاسخ

نمیزاشتم بره
بهونه بیار بگو بیدار میشم میترسم کنارم نیستی نصف شب با گریه برو بالا سرش بگو ترسیدم چرا تنهامون گذاشتی تو خواب. چندبار ایطور کنی میمونه😁

همه همینیم منم ناراحتم از این کارش ولی خب اونام باید برن سرکار خسته میشن باید بخوابن بیدار هم بشن چکار کنن شیر که ندارن 😂

ببین گاهی شرایط اینجور ایجاب میکنه منم همسرم شغلش جوری نصفه شب ممکنه زنگ بزنن بره سرکار اونشبو میره اتاق دیگه میخوابه شباییم ک میدونه نمیره سرکار پیشمون میخوابه شباهم ک پامیشم شیرش بدم بیدارنمیشه گاهی ک خستم حرص میخورم چرا من بیدارم اون خوابه بعد میگم خوب بیدارشه چه کاری میتونه بکنه بچه شیرمنو میخوره اما اگه شب بدقلقی کنی مجبور ب بیدار بودن باشه و نخواد بره سرکار ب من میگه برو اون اتاق بخواب من پیشش میمونم

همسر منم میره حال پذیرایی جلو تلویزیون میخوابه من و دخترم رو تخت اتاق .. رابطه بینمون سرد شده کلا حرف خاصی هم نمیزنیم 😔

همسر من اتاق رو جدا کرده

واقعا ناراحتم ازش و اینکه حرفیم نمیزتم
خودش باید شرایط رو درک کنه
اصلا ادم روزای سخت نیست

چقدر وضعیت ها و دغدغه ها خانمای تازه زایمان کردن شبیه همدیگس

سوال های مرتبط