پسر من ۱ سالش شده من تو ۱ سال خیلی به خودم فشار اوردم الان نه اینکه پشیمون باشم ولی اگه بر میگشتم عقب این همه خودمو اذیت نمیکردم میزاشتم همه چی رو روال خودش باشه آگاه تر بر خورد میکردم اول از همه بحث شیر مادر و شیر خشک جدا از اینکه من انتخابم شیر مادر بود خودمو آنقدر عذاب نمی‌دادم مثلا چی میشد شیر خشک بخوره من عذاب نه خودمو کشتم سر این مساله بعد یه مدت سر اینکه ادرارش کم‌شده از استرس مردم یه مدت گذشت غذا خوردنش شروع شد خدا خدا چقدر نگران بودم غذا بافت دار بدم والا بلا بچه یاد میگیره خودش چرا خودمو انقدر اذیت کردم شبا نمیخوابیدم که بچه بلع یاد نمیگیره یه مدت آب خوردنش دوست نداشت نمیتونست بخوره با اونا درگیر بودم با همه اینا این بچه هم آب میخوره الان در کنار شیر خودم شیر خشکم میدم بهش غذا بافت دارم میخوره اینا چالش‌های من تو این یک سال بود شاید برا بقیه چیزای دیگه بود خواستم بگم میگذره سخت نگیرین .........

۱۳ پاسخ

حرف دل منو زدی واقعااا من سر دوتا بچم به معنای واقعی خودمو پیر کردممم
سر خوابیدنشون شیر خوردشون بیدار شدنشون بالا اوردن شیر نخوردن یه ساعت شیر و غذاشون کم و زیاد بشه لباسشون کم و زیاد بشه یه خورده باد بخوره بهشون یکی مریض باشه بیاد پیششون برن تو هوای سرد کلاه نپوشن کم ادرار کنن سرما بخورن خلاصه سررر هرچیزی که شما فکر کنید من به خودم همه چیو سختگرفتم ولی جدیدا دیگه میخوام مامان راحت پذیر تری باشم مثلا قبلا اگه پسرم بالا میاورد دیگه باهمه بداخلاق بودم و تا چند ساعت غر میزدم و اعصابم خورد بود واقعا دست خودم نیست

منی که سر یبوست پسرم دو ماهه رنده شدم😮‍💨

منی ک کلا حساس نیستم به موقع حساس میشم و بهم برچسب بیخیال میزنن وقتی هم احساس خطر میکنم یه برچسب حساس میزنن بهم😐🥲😂
وزنش خوبه هی مامان همسرم میگه وای چه لاغر شدی اون هفته چاق تر بودی حالا من وزنش کردم میدونم ک وزنش خوبه ها

افرین دقیقا همینه.
خداروشکر من از اول اوکی بودم زیاد سخت نمیگرفتم‌واقعا ام از بچه داری لذت بردم فقط روی شیر مادر حساس بودم چون شیر داشتم خداروشکر اما بقیه میگفتن که بچه گریه میکنه شاید سیر نمیشه یکم حرص میخوردم اونم دیگه یه مدت گذشت بیخیال شدم بقیه ام دیدن بچه وزن میگیره بیخیال شدن .

من هم خودم داغون کردم کاش از این به بعد بهتر شم

هرچی سخت بگیری والا بدتره
من مراقبم خیلی ولی حساس نیستم اصلا
تنها مشکلم غذا نخوردن پسرمه که اونم مطعنم همین روزا خوب میشه ایشالا

گل گفتی تا اینجا اینهمه حرص خوردیم اللکی بازم درس عبرت نمیشه برامونا ولی خب …

من چی بگم بچم سه قلم غذا سازگار شده اونم تکراریه دوست نداره نمیخوره

کاش دختر منم شیر خشک بخوره خدا ب دلش بندازه ک شیشه بگیره من واقعا دارم خودمو نابود میکنم از عذاب وجدان و اینجور اونم مامان همراه و شادی نداره

بخاطر همینه ک مامان دومیا همیشه ب ما مامان اولیا میخندن😂 این مسیر رو طی کردن😂😂😂

افرین نباید سخت گرفت مخصوصا سرغذا خوردن مادرا خیلی بخودشون و بچه استرس میدن
روند رشدشونه
البته اینا نگرانی‌های مادرانس و مخصوصا ما مادر اولیا که تازه تجربه کردیم

دقیقا منم همینم و حتی بدترررر
پیر کردم خودمو

آفرین

سوال های مرتبط

مامان دلارز🤱ورزالی🤰 مامان دلارز🤱ورزالی🤰 ۱۶ ماهگی