۳۰ پاسخ

من کلا نه میرم سمتشون نه توقع دارم بیان سمتم دور باشن دوست باشن

من مادر شوهرم بالای خونمه صدای ناله هام تا بالا میره یه پیام نمیده سالی یبار که چیشده انقد ناله میکنی فقط وقتی مهمون داره حمالی میخاد یادم میوفته منم از وقتی حامله شدم برا حمالی پامم نمیزارم

چرا برات این مسئله اینقد مهمه ، همونقدر باهاشون خوب باش که باهات هستن، دیگه انتظار داشتن از بقیه فقط خودتو اذیت میکنه

وایی خدا یکی مثل من از زنگ زدنای خواهرشوهرم خستم هی میگه بیا اینجا وچطوری واینجوری اونجوری کن بگوش خسته شدم یکی مثل تو که ناراحتی چرا زنگ نمیزنن بخدا بهتر دخالت ها کمتر واعصاب آرام‌تر داری برو خداتو شکر کن که کاریت ندارن میخوای مثل خواهرشوهرم به زندگیت چنگ بزنه که نگو آرزو نکن

زنگ‌ که نه، ولی دورهمی دارن زیاد میبینیم همو
اکه بگم‌برای کار میان کمک، من خودم خوشم نمیاد😃😃😃

نه بابا
بهتر پس فرداهم که زایمان کردم 💩💩💩میخورن بیان خونه من پاتوق کنن
مخصوصا یکی‌از خواهرشوهرام ک کلا قطع رابطم بیاد راهشم نمیدم

من هفت ماهه باردارم مادرشوهرم یه لیوان آب برام نیاورده… گاهی خیلی هوس دستپختش میکنم… کلا سه بار زنگ زد زورکی حالمو پرسید

ن بابا 😂 خبر ک اصلا نمی‌گیرن هنوز توقع هم دارن

چ برسه ب من
۶ماه ن شوهرم نه خانوادش زنگ زدن ب من بااینکه بچه دارم۳سالشه اومده بودم خونه خانوادم مهمونی باهاش بحثم شدازاون روز تاالان هیچ خبری نگرفتن ازمن وبچهاشووووننن انشالله م وشک بزتتشون توقلب تک تکشوننننننن

من واقعا هر موقع کاری پیش میومد میرفتم کمکشون.امااونا هیچی هنوز میگن این چرا نمیاد چیکار میکنه نمیاد خونه های ما عیدم نیومدین ای بابا مگه ما حامله نبودیم

همین که شوهرت طرفته و درکت میکنه خدارو شکر کن عزیزم....

من تا الان همه کارای خودمو خودم انجام دادمو از خانواده ام دور ام، سعی میکنم از کسی توقعی نداشته باشم و تمرکزم رو زندگیمو سلامتیم باشه🙂💕

جاریمم یه روز درمیون زنگ میزنه

من مادرشوهرم روزی دوبار زنگ میزنه خواهرشوهر کوچیکه م چند روز یبار ولی بزرگه دیر ب دیر زنگ میزنه

من اصن خوشم نمیاد زنگ بزنن یا بیان،مادرشوهرم دو سه باری زنگ زد،جرات نداری بگی مریضی یا مثلاً فلان جات درد میکنه،میخواد بیاد دیدنم،نمیفهمه زن خونه وقتی مریض دیدن رفتن جز مزاحمت چیز دیگ ای نداره،برای همین نمیکنم اصن اگه حالم خوب نباشه

من‌نه تازه عقد برادر شوهرمم خواستن خونمون‌بگیرن کلی زحمت کشیدم با سختی خونه‌تمیز کردم‌حتی‌کمکی‌گرفتم خم به ابرو نیاوردن بعدم عقد کنسل شد کارا خدا

خانواده شوهرم میدونستن من حاملم یکماه اومدن جنگ خونه ما تو یه شهریم الکی میگفتن میترسیم موندن مادرشوهرم و خانواده ۴ نفره برادر شوهرم
من هم حاملم هم شاغلم
میرفتم سرکار برمیگشتم میدم صبحونه خوردن ظرفاشو نگه داشتن من بشورم
بلافاصله ناهار میپختم تا ناهار میخوردیم همشون میخوابیدن من ظرفارو میشستم بعدش افطاری حاظر میکردم تازه جاری پرروم میگف برا سحری برنج و خورشت بذارا شوهرم نمیتونه با صبحونه سحری کنه
تازه شده بودن مامور بهداشت فقط گیر میدادن زیر مبلاتو نمیتونی طی بکشی نشسته دستمال بکش

وای ذهنتون درگیر چه چیزایی هست 🤔چقدر زندگی رو به خودتون سخت میکنید.

ن با اینکه استراحت مطلقم ولی از شوهرم میپرسن حالمو

نه منم زنگ نمیزنن ولی وقتی میرم خونشون نمیزارن کار کنم و کلی هوامو دارن

اره مادرشوهرم زنگ میزنه چن باری اومد کارای خونه رو انجام داد مدام‌میگه سنگین بلند نکنی کارداشتی زنگ بزن بیام

ن نمیزنن🤣ب کتفشونم نیست🤣

من بچه ام يك سالشه يادمه حتي يكبار يكيشون زنگ نزدن حالي بپرسن الانم كه مجدد باردارم بااينكه ميدونن همه بايك بچه يك ساله چقدر سخته اما يادم نمياد زنگ زده باشن
واسه ارامش خودت و تو دليت هم كه شده از هيچكس هيچوقت توقع نداشته باش اينطوري كمتر اذيت ميشي
وقتي زنگ بزني وقتي ديدنشون بري تو حال نداريشون ميسه براشون وظيفه ميشه توقع باهر كي مثل خودش باش😉

من كه تا فهميدن باردارم و بد ويار رفتن ديگه پشت سرشونم نگاه نكردن كه ميادا يه روز بگن بيا خونمون نخواي غذا درس كني 🤣🤣🤣🤣🤣

دقیقا ما هم همینیم بخدا دوریم خیلی کم میریم خونشون ولی پدر شوهر با جاریام تو یه حیاطن بخاا بازم دور هستیم دخالت هاشون دارن خیلی. زر میزنن. اون یکی خواهرش ک راه دوره اونم از اونجا زر زیاد میزنه دخالت میکنه خیلی خانوادشون فوق العاده. اوسکلن😐

ما دوریم ازهم شهرای مختلفیم
مادرشوهرم اهواز خارشوهررام اهواز و تهران
ولی چرا زنگ میزنن
رفته بودمم اهواز نمیزاشتن ب سیاه سفید دست بزنم و پسرمو هی نگه میداشتن کاراشو میکردن ک من بلند نشم

نه اونا زنگ میزنن و رفت و امد میکنن نه ما . تنها دیدارمون خونه مادرشوهرمه که یهو بریم همو. ببینیم وگرنه الان 14 ساله ازدواج کردم کلا شاید 5 باز رفته باشم خونشون . دوتا برادر و یه خواهر شوهر دارم . اونا هم رفت و آمدی نیستن با هم

منم ن زنگ زدم ن زنگ زدن بعدشم خودت میگی فامیل شوهر چه انتظاری ازشون داریا

والا فقط مادر شوهرم زنگ میزنه دیگه هیشکی زنگ نمیزنه منم انتظاری ندارم

توام ۲ روز دیگ اگر توقع کردن، بگو مگ اومدین ک بیام،یا زنگ زدین ک بزنم!😒

سوال های مرتبط