۲۱ پاسخ

چقدرررر باتامیکات انرژی مثبت میگرم

تولدت مبارک عزیزم ♥️

تولدت مبارک

چه خوب پس بازم سوپرایز شدی،مبارکه عزیزم،بهترینها سر راهت قرار بگیره💝💝

تولدت مبارک عزیزم 🥰😍
ان شاءالله بهترین ها نصیبت بشه🌱✅️

چ سوپرایز قشنگیی
تولدت مبارک عزیزم ♥️

اخی مبارکه چ قشنگ🥰

تولدت مبارک گلم 😍

تولدت مبارک عزیزم 🎂امیدوارم 33سالگی پایان غم ها و دردهات، و آغاز لبخند و شادی هات باشه🤲🏻🌷

چ همسری
خداحفظش کنه برات

تولدت مبارک باشه عزیزم

تولدت پر تکرار بانو

تولدت مبارک عزیزم

تولدت مبارک زیبا جان🌈💜🌺

عزیزم تولدت مبارک🩷

۳۳ سالگی مبارکت باشه عزیزم

چه قشنگ سوپرایزشدی😍😍🤌🤌دست همسرت درد نکنه

تولدت میارک عزیزم ❤️

تولدت مبارک عزیزم

اخی تولدتون مبارک باشه عزیزم. دست همسرتونم درد نکنه

تولدت مبارک عزیزم امیدوارم سال خوبی برات باشه 🌱😍

سوال های مرتبط

مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 هفته سی‌وهشتم بارداری
چند روز پیش رفته بودم بیرون، تازه تازه ماشینو برمیدارم و هنوز دستم راه نیوفتاده، شانسم اون روز مسیر خیلیییی شلوغ شد🥲🚘
تا میخواستم از پارک بیام بیرون ماشینو گازو میگرفتن، حتی یک آدم بی فرهنگ و🐄 اومد جلو وایساد😐😒
اعصابم به هم ریخته بود و پاهام شروع کرده بود لرزیدن، احساس ضعف میکردم و خیلی حالم بد بود، حس میکردم از پسش برنیومدم😔💔

خیلی ناامیدانه دنده عقب گرفتم ک شاید بتونم بیام بیرون از پشت ماشینش ک یهو یه آقای میانسال ک سوار موتور بود شروع کرد بهم فرمون دادن، جلوی ماشینا هم وایساد تا بتونم راحت از پارک بیام بیرون و حرکت کنم🥲😍❤️
انقدر هول کردم ک یادم رفت ازش تشکر کنم، ولی از صمیم قلبم قدردان محبتشم. امیدوارم هرجا ک هست حال خوبی داشته باشه و تو لحظه‌ای ک فکر میکنه دیگه راهی نیست، خدا یه راه جلوی پاش بذاره🥹

اینکه بهم امید داد و وایساد تا نتیجه رو ببینه واسم خیییلی ارزشمند بود🙂
این شکلی باشیم چقدر خوبه، چقدر خوبه حتی واسه یه غریبه نقش حامی رو باری کنیم وقتی پناهی نداره😇😇😇😇

انگار که اون لحظه، اون آقا دست خدا بود روی زمین برای کمک به من🥹خداحفظش کنه

خواستم این حال خوبو با شما هم به اشتراک بذارم ❤️🌱
مامان یزدان و نیلا مامان یزدان و نیلا ۲ سالگی
امشب خیلی شب بدی بود دختر یازده ماهم شامشو خورد یه ساعت گذشت من رفتم دسشویی این نمی‌دونم چطور شد ک افتاد صدای خیلی وحشتناکی داد بدو بدو اومدم بیرون بغلش کردم انقد گریه کرد هلاک شد بعدشم بالا اورد،😭شامشو ک خورده بود همه رو بالا آورد دیگه من مردم گفتم این یه چیزیش شده خدای نکرده.ژنگ زدم شوهرم گفتم زود بیا خونه اون بنده خدا هم هرچی گفت چیزی نیست نترس گفتم باید حتما بریم بیمارستان چون بالا آورده خطرناکه می‌گفت نمیخاد خوبه گفتم اگه نیای خودم میبرمش خلاصه رفتیم بیمارستان گفتن بخش شیر بده اگه دوباره بالا بیاره باید سی تی اسکن بگیریم تا همین الان بیمارستان بودیم خداروهزاران مرتبه شکر بالا نیاورد.من تازه فهمیدم ک چقد دخترمو دوست دارم نفسم به نفسش بنده خدایا شکرت ک دخترمو بهم بخشیدی😭خدا همه ی بچه ها رو برای پدرو مادرشون حفظ کنه
گفتن باید امشب مراقبش باشی بیهوش نشه توی خواب منم ب شدت خوابم میاد خداکنه بتونم بیدار بمونم
خدایا شکرت