چقد بدم میاد یکی د قولی کنه
همسرم رفته رشت و من و بچه ها خونه موندیم بعد مثلا مادرشوهرم اینا مارو دعوت کردن روستا قرار بود خواهرشوهرم ساعت دوازده و نیم بیاد دنبالمون بریم روستا
یک ربع به دوازده زنگ زده حاضر بشید که بعد کلاس پسرم بیام بریم
منم بچه هارو اماده کردم لباس مباس پوشوندم شاهانم که لباس بپوشه دیگه قانع نمیشه که صبر کنه میگه بریم
خلاصه بردمش بیرون اسباب بازی گرفتم براش برگشتم خونه بچه انقد گریه کرد جیغ زد که عمه چرا نمیاد بریم بشینیم بیرون تا بیاد هوام خیلی گرمه گفتم نمیشه بیرون موند بشین خونه بباد بریم چشمتون روز بد نبینه انقد گریه کرد خوابید بچه
در کمال خونسردی الان زنگ زده اومدیم بادختر داییم از فلان جا گوجه برا رب بگیریم میایما دنبالتون حالا😕😑
گفتم حداقل به من میگفتی کار داری من امادش نمیکردم بیچاره اونهمه گریه کنه
حدا کسیو محتاج دیگری نکنه خودم اگه این ماشین روندن کوفتیو بلد بودم راحت میرفتم منت کسی هم گردنم نبود
تو اون گیر برا خودم فحش گذاشتم که حتما برم گواهینامه رو بگیرم 😂
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری

۷ پاسخ

واقعا خدا محتاج هیچکس نکنه
منم میترسم ماشین برونم تو اگ نمیترسی حتمن گواهینامه تو بگیر

گواهینامه چقققد گروون شده
همین امروز خ‌وندم شده ۱۶ میلیون

جای تو باشم دیگه نمیرم میگم دیر اومدی بچم خوابید

از آدم بد قول متنفرمممم

چقد بیشعور
من جای تو بودم دیگه سوار ماشینش نمیشدم

کاری به هیچی ندارم ولی به نظرم نرو دیگه

خیلی راحته چند یار از یکی کمک بگیر یادت بده بعد چندماه تمیر روان میشی

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
باورم نمیشه بچم از الان میگه اینجا نمیام اونجا نمیام
میگم لباس بپوش بریم بیروووون میگه نمیام ، میگم بریم فلان جا ، جاهایی که خیلی دوست داره میگه نمیام گریه میکنه کلی وقت نمیزاره لباس بپوشم ،
مثلا قرار بود بریم خونه مادربزرگم همه خاله هام اینا دور هم جمع بودن ، خیلی دوست داشتم برم ، هرکاری کردم نپوشید نیومد ، جیغ و گریه فقط ، حتی گفتم ببین اونجا بچه ها هستن بازی میکنین باهم ، اسم دوستاشو که دفعه پیش بازی کرده بودن گفتم براش ، گفت نه ، گفتم پس اینجا تنها بشین اونجا همه دارن بازی میکننا ، تنها باید بشینی اینجا گفت نمیام ، دیگه گفتم بشین تا من کارامو بکنم پس ، گریه کرد کلیییییی وقت منم محلش ندادم گفتم میخواستی بیای بریم الان به جا گریه بازی میکردی ، دیگه کارامو کردم اومدم بغلش کردم باز میگفت دلم نمیخواد برم
گفتم کجا دوست داری بری مامان دلت میخواد ببرمت پارک گفت نه نمیخوام 😭
چرا نمیخواد از خونه در بره اصن

فرزندپروری مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب
مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
بچها مشاور کودک آنلاین سراغ ندارین؟؟
گفته بودم مهتا تو جمع و خونه کسی اصلا نمیاد بریمم جیغ و گریه مگر اینکه محیط باز باشه اول از همه هم بریم جای آشنا باشه بعد کم کم مهمونا اضاف شن بچه هام باشن نیم ساعت وایسه..
عصری باغ بابام بودیم اونجارو دوس داره بعد که مهمونا اومدن شب شد سردم بود نمیومد بریم داخل ظرف خوراکیشم انداخته بود تو خاک بخاطر همونم خیلی لج گرفت و جیغ و گریه وحشتناک خلاصه بردمش تو با چنتا شکلات اینا آروم شد یکم ولی هی میگفت بریم خونه و گریه 🤦🏻‍♀️
1ساعتی نگهش داشتم دیگه گفتم شوهرم ببردش با ماشین دور بزنه که نرفت و بدتر گریه کرد.. اومدیم بیایم خونه پدرشوهرم میگه باز میخاین ببرینش کنج خونه😑 گفتم خب مگه نمیبینین گریه میکنه بند نمیشه بقیه هم اعصابشون خورد میشه.شوهرم درومده بهم میگه دل به دلش نده منم گفتم باشه پیش تو بمونه من میرم داخل ببینم تو چیکار میکنی اونم پشت سرم اومد تو🤐 با بچه ای که کل ساختمونو گذاشته رو سرش جیغ و داد و.. عصبی شدم زدمش زیربغل اومدم ماشین برگشتیم
شوهرم میگه هیچجا دیگه نباید بریم تا خوب بشه این اخلاقش میگم اینجوری که این هیچ وقت درست نمیشه با مربی کلاس مادرکودکش گفتم گف زیاد تو جمع ببرینش و پارک و خانه بازی و..
میبرمش دوماهه پارک و بیرون ولی فایده نداره حتی دیروز خونه بابامم دعوت بودیم یه سره گریه کرد زود برگشتیم

والا کم آوردم بخدا موندم این چرا اینجوری سرم میاره😪 😭 انقد گریه کردم و زدمش نمیدونم دردمو به کی بگم چیکار کنم و..

فرزندپروری، پوشک شیرخشک