۱۱ پاسخ

یه چیزی بهش بده از بلندی بندازه بشکنه که صدا بده مثلا یه شیشه مربایی چیزی که بلا استفاده باشه از کوهی پشت بومی یه جایی بده خودش پرت کنه پایین

کسی بهش دست درازی نکرده خدایی نکرده

شما قبلا هم گفته بودی ک بچه ت می ترسه حتی یادمه گفته بودی ک ی اقای تو مغازتوته فکر کنم قبلا خیلی باهاش جور بوده گفتی وقتی اون تو مغازه هست داخل نمیره

پسر منم ترسیده بود مگه نگفتم ی پسر خاله داستم خیلی باهاش جور بود از اون خیلی ترسیده بود گریه نمی کرد ولی از ترس بیرون نمی رفت شورو ذوق نداشت بی حوصله بود

۰۹۱۲۰۲۱۸۱۷۰
اسمش شیخ مادح
بخدا خیلی خوبه از تمام شهر های فارس و ترک میان پیشش

من کوردم کوردستان هستم ما ی شیخ دهریم اطراف مون خیلی خوبه از همه جا میان پیشش من رفتم از قم و تهران هم امده بودند برای پسر منم دعا نوشت خوب شد بچه می اوردن پیشش لکنت داشتن مادرش می گفت خوب شده

فقط ازادم غریبه می ترسه یا از محیطم می ترسه ؟؟؟

تو گهواره دیدم بعضیا میگفتن باید ترسشو بریزی لابد چیزی دیده بچه ها پاکن میبینن
ولی نمیدونم دقیق چجوری ترس میریزونن

نگران نباش ان شاالله ک چیزی نیست اگه خیلی نگرانی ببر پیش روانشناسی چیزی

حرف می زنه میگه بریم ؟

حرف می زنه میگه بریم ؟

سوال های مرتبط

مامان 🩵شاهان&آیهان🩵 مامان 🩵شاهان&آیهان🩵 ۲ سالگی
چقد بدم میاد یکی د قولی کنه
همسرم رفته رشت و من و بچه ها خونه موندیم بعد مثلا مادرشوهرم اینا مارو دعوت کردن روستا قرار بود خواهرشوهرم ساعت دوازده و نیم بیاد دنبالمون بریم روستا
یک ربع به دوازده زنگ زده حاضر بشید که بعد کلاس پسرم بیام بریم
منم بچه هارو اماده کردم لباس مباس پوشوندم شاهانم که لباس بپوشه دیگه قانع نمیشه که صبر کنه میگه بریم
خلاصه بردمش بیرون اسباب بازی گرفتم براش برگشتم خونه بچه انقد گریه کرد جیغ زد که عمه چرا نمیاد بریم بشینیم بیرون تا بیاد هوام خیلی گرمه گفتم نمیشه بیرون موند بشین خونه بباد بریم چشمتون روز بد نبینه انقد گریه کرد خوابید بچه
در کمال خونسردی الان زنگ زده اومدیم بادختر داییم از فلان جا گوجه برا رب بگیریم میایما دنبالتون حالا😕😑
گفتم حداقل به من میگفتی کار داری من امادش نمیکردم بیچاره اونهمه گریه کنه
حدا کسیو محتاج دیگری نکنه خودم اگه این ماشین روندن کوفتیو بلد بودم راحت میرفتم منت کسی هم گردنم نبود
تو اون گیر برا خودم فحش گذاشتم که حتما برم گواهینامه رو بگیرم 😂
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
بچها مشاور کودک آنلاین سراغ ندارین؟؟
گفته بودم مهتا تو جمع و خونه کسی اصلا نمیاد بریمم جیغ و گریه مگر اینکه محیط باز باشه اول از همه هم بریم جای آشنا باشه بعد کم کم مهمونا اضاف شن بچه هام باشن نیم ساعت وایسه..
عصری باغ بابام بودیم اونجارو دوس داره بعد که مهمونا اومدن شب شد سردم بود نمیومد بریم داخل ظرف خوراکیشم انداخته بود تو خاک بخاطر همونم خیلی لج گرفت و جیغ و گریه وحشتناک خلاصه بردمش تو با چنتا شکلات اینا آروم شد یکم ولی هی میگفت بریم خونه و گریه 🤦🏻‍♀️
1ساعتی نگهش داشتم دیگه گفتم شوهرم ببردش با ماشین دور بزنه که نرفت و بدتر گریه کرد.. اومدیم بیایم خونه پدرشوهرم میگه باز میخاین ببرینش کنج خونه😑 گفتم خب مگه نمیبینین گریه میکنه بند نمیشه بقیه هم اعصابشون خورد میشه.شوهرم درومده بهم میگه دل به دلش نده منم گفتم باشه پیش تو بمونه من میرم داخل ببینم تو چیکار میکنی اونم پشت سرم اومد تو🤐 با بچه ای که کل ساختمونو گذاشته رو سرش جیغ و داد و.. عصبی شدم زدمش زیربغل اومدم ماشین برگشتیم
شوهرم میگه هیچجا دیگه نباید بریم تا خوب بشه این اخلاقش میگم اینجوری که این هیچ وقت درست نمیشه با مربی کلاس مادرکودکش گفتم گف زیاد تو جمع ببرینش و پارک و خانه بازی و..
میبرمش دوماهه پارک و بیرون ولی فایده نداره حتی دیروز خونه بابامم دعوت بودیم یه سره گریه کرد زود برگشتیم

والا کم آوردم بخدا موندم این چرا اینجوری سرم میاره😪 😭 انقد گریه کردم و زدمش نمیدونم دردمو به کی بگم چیکار کنم و..

فرزندپروری، پوشک شیرخشک