امشب همه مضطربن ، امشب هیچوقت فراموش نمیشه ، بعد از هفت سال بچه دار شدم و الان از ترس آب و برق و شیرخشک و دارو... خوابم نمیبره ، تو ۲۷ سالگی وقتی انقدر ناامیدیم چجوری قراره تا ۳۰-۴۰ سال دیگه عمر کنیم ؟! نمیخوام آیه یاس باشم فقط دلم میخواد خدا یه جوری بسازه برامون که بچه هامون تو آرامش زندگی کنن حتی اگر خودمون زیر این فشار له شدیم خم به ابروی بچه هامون نیاد . از روی پسرم شرمندم که کاری ازم برنمیاد امیدوارم خدایی باشه که ناظر باشه و بیش از این منو شرمنده نگاه و خواسته های بچم نکنه . امشب این استرس ک به ما وارد شده نتیجشو ده سال بعد میبینیم . با هر صدای تق و تقی یه متر میپریم که نکنه صدای جنگنده است ، شاید از امشب دیگه پیامی نتونیم منتشر کنیم ولی اینو نوشتم تا بدونم این ضربان بالای قلب و این تیک عصبی چشم و این سردرد همش از استرسیه که بهمون وارد شده . نگین هیچی نمیشه که هیچکدوم نمیدونیم چی میشه ، شرمنده روی پسرمم که شیش تا داروخونه شهرمون رو رفتم ولی گفتن دنبال شیرخشک فعلا نباش ک پیدا نمیشه 🥲 خدایا برامون بساز ، فروردین ۱۴۰۵

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان 🫀Liana🐣 مامان 🫀Liana🐣 ۹ ماهگی
دیگه بریدم دیگه خسته شدم یا مرگ یا طلاق دیگه با این زبون نفهم نمیتونم زندگی کنم دیگه خار ذلیلم کرده بچم از دعوا می‌ترسه از صدای بلند می‌ترسه چون مدام شاهد دعواس چون داد بیداد میبینه و میشنوه امشب جوری از تو بغل من چنگش زد که بچم غش کرد از گریه نمی‌دونم گوشت تنش فشرده شد یا دنده هاش طوریشون شد انقدر گریه کرد زد اینه رو شکوند جلو چشما بچم انقدر لرزید تا خوابش برد از بس داد میزنه سرش بچم با یه صدا تکون میخوره ۷ سال دارم زندگی میکنم مثل مرد پا به پاش رفتم از همه چیم زد امشب میگه برو از زنای مردم یاد بگیر منی که از نظر قیافه و شخصیت از کل خاندانش سر هستم اینارو بهم میگه با مادرم نمی‌تونستم درد دل کنم فقط شما برام موندید تصمیم گذاشتم روی طلاق چون آرامش بچم مهمتره شماهم کمکم کنید فردا زنگ میزنم اورژانس اجتماعی و میگم کمکم کنن زودتر طلاق بگیرم چون دیگه حرمتی بین ما نیست
امشب شکسته ترین زن دنیام با یه بچه ای که پر از تروما هست💔😭🥲😔