۱۳ پاسخ

خوب عزیزم فقط بحث مالی و روحی نیست ک
بنظرم شما ک صبر کردی ی چندماهم صبر کن تکلیف این جنگ مشخص بشه
بعدش اقدام کن

به نظرم تاخیر در کلام فرزندتون رو اول درمان کنید بعد اقدام کن عزیزم

بنظرم اقدام کن عزیزم

بچه های من ۳ سال ۱۰ ماه اختلاف دارند کوچیکه ۵ ماهشه خیلی سخته و اینکه بزرگه اصلا باهاش سرگرم نمیشه بلکه نمیزاره بخوابه نمیزاره شیربخوره و .....

عزیزم بچتوجلوآیینه بزار
بزاردائم خودشوببینه
مطمئن باش خیلی زودبه حرف میاد
ولی اول مشکل کلامی بچتوحل کن بعدبفکربچه دومی باش

قطعا اشتباهه اولا ک شرایط جنگ هست و ما مسئولیم در مقابل این بچه ها نباید سرسری وارد ی دنیای بی در و پیکر کنیم دوما شما همین الان هم که اقدام کنی تا بگیره و ب دنیا بیاد بچت میشه پنج سالش تا اون بخواد چیزی متوجه بشه و بازی کنه دو سال دیگه هم رد میشه بچت رفته مدرسه دیگه اونجا دوست و همبازی داره.حالا خواهر برادر داشتن خوبه نه ک بد باشه ولی دیگه همبازی نیستن خیلی.شما اگر همبازی میخواستی باشن باید وقتی یکساله بود اقدام میکردی

اره قطعا اشتباهه کاری به مسائل روحی و اقتصادی ندارم
تو این شرایط جنگ بزرگترین اشتباهه بارداری وگرنه خودمم قصد داشتم اقدام کنم دیدم جنگ شد همش میگم خداروشکر اقدام نکردم

پسرت رو ببر گفتار درمان و بازی درمان بهتر جواب میگیری
چرا اشتباه باشه اگر شرایط داری بیار

حرف زدنش در چه حده ؟کلاس گفتار درمانی بردی ؟

به نظر من اگر همسرت پایه همکاری هست، اقدام کن . مامانت هم می‌تونه کمک کنه؟

خب‌گلم اگه رفاه و اعصابشو داری شکرخدا اقدام کن بچت حتما ادم اجتماعیه که توتنهایی گوشه گیرشده

اقدام کن همینطوری کسی با هم رفت و آمدی ندارن بچه ها هم خیلی اذیت میشن تک فرزندی الان اگه دقت کنی اونایی که روستا هستن هر خونه ای ۲ الی۳ بچه دارن
منم میخوام اقدام کنم چون دخترم از دو طرف نوه اول هم بازی نداره عید هم رفته بودیم شهرستان خیلی اذیت میکرد همش باید میرفتم منت این بچه با اون بچه رو میکشیدم تا بچم بازی کنن وقتی بچه دوتا باشن بالاخره با هم سرگرم میشن خیلی اذیت نمیکنن

اگ شرایطش داری اقدام کن

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
موهای حسین رو بردم کوتاه کردم چند روز پیش، بعد دیروز رفتم خونه ی مامانم خواهرم چپ چپ نگاش میکنه بعد میگه برای چی کوتاه کردی بچه میگه مامانم برد دیگه بعد بهش میگه چرا از من اجازه نگرفتی باید از من اجازه میگرفتی اینم هی میگفت مامانم برد دیگه من احمق هم هیچی نگفتم لال بودم بگم از مامانش اجازه گرفته قشنگ شده...
حالا حسین از دیشب میگه قیافم بد شده، امروز صبح هم بیدار شده میگه چرا موهامو کوتاه کردی میگم باید کوتاه کنیم مرتب بشه میری مهد تمیز باشه میگه قیافم بد شده خاله دوست نداره، مهد هم نمیرم قیافم بده😭😭😭
دلم میخواد به خواهرم بگم حرفش چه تاثیری رو بچه گذاشته موندم چطوری بگم آخه انقدر زود رنجه نمیشه بهش حرف زد سریع ناراحت میشه و قهر میکنه، به اون یکی‌خواهرم میگم میگه چرا فکر میکنی به خاطر حرف اینه بچه خودشم خوشش نمیاد از موهاش بد کوتاه کردن، میگم اولا بچه چی میفهمه بد کوتاه شده دوما چرا قبلش نمی‌گفت قیافم بده سوما بچه قشنگ داره میگه قیافم بد شده خاله دوست نداره میگه حرف اون بهونه ای شده بچه حرفش رو بزنه😐😐😐