۱۰ پاسخ

من از ۹اسفنداسیرم تا ۸فروردین خونه نبودم بعد۴روزرفتم خونم موندم دیدم نمیشه موند اون۴روزشب هاش میرفتم خونه مامانم
خونمون بدجابعددوباره۱۲فروردین برگشتم اومدم خونه مادر شوهرم شمال امروز راه افتادم که برم خونم آتش بس نقض شدازنصف راه برگشتم خونه مادر شوهرم دقیقا۴۰روزکه اسیرم ازخونه زندگیم دورم

منم جایی نرفتم موندم تهران خونه م
اگه میرفتم باید ۴۰ روز اواره میشدم

من الان ۴۰روزه تهرانم

والا خاهر منم مثل تو شهرستانم.البته خونه بابامو پدرشوهرم هردو اینجاس دیگه تصمیم گرفتم همینجا بمونم زایمان کنم

ببین منم چون بارداربودم شوهرم ترسید گفت بریم اومدیم شهرستان خونه خالم الانم۳۵روزه اینجام ولی فردا صبح میخوام به امید خدابرگردم چون دیگه نمیشه تاکی آواره بشم خسته شدم
به قول دوستام باید کنار بیایم وقبول کنیم جنگه هرچقدر بیشتر بترسیم بیشتر برامون ضرر داره پس کنار بیایم بهتره🥺🥺🥺

من امشب برگشتم واقعا هیجا خونه ادم نمیشه

من نرفتم
البته خونم طوریه که پنجره هاش به پاسیوعه و صدا رو کم میشنوم

من یک ماه رفتم
تازه چند روزه برگشتم
دیگه جایی نمیرم

من کلا تهران بودم از اول اون جنگم تازه سقط کرده بودم گفتم شانس اوردم با این صدا ها بچم چیزیش میشد این سری دیگه خیلی ریلکس.من از صدای اغتشاشات تا جنگ بیشتر میترسم الان صدای پدافنده فقط گاهی

داداشم از اول هم کلا تهران موندن، منم کرج کلا جایی نرفتیم

سوال های مرتبط

مامان مامی محیا مامان مامی محیا ۱ ماهگی