۱۱ پاسخ

شاید فیلم دیده تو گوشی پدر مادرش

چقدر سخت کاملا درکت میکنم
خداروشکر هم من هم خواهرم به شدت روی این مسائل حساسیم و همیشه ب بچه هامون یاد دادیم جای خصوصی و حریم شخصی
ولی متاسفانه بعضیا واقعا براشون مهم نیست شما هم از این ب بعد چهار چشمی بچتون بپا دوره زمونه خرابه خواهر

عزیزم حق داری ناراحت باشی به خواهرت بگو شاید اونم ندونه بچش کنجکاوه و حتما مراقل دخترت باش و خودت همیشه و همیشه بهش تاکید کن حواسش باشه اینجا خصوصیه داد بزنه بگه نه نکن یه همچین چیزایی بچه مقابل میترسه حالا منم به دخترم یاد دادم اما بازم نگرانم برای حس کنجکاوی بچه ها

همونجا به خاهرت میگفتی تا شاید پسرش چیزی ازرابطه ی پدرومادر دیده. و مواظب باشن

عزیزم به نظرم واکنش نشون ندین
منظورم اینه به شوهرتون یا والدین اون بچه هیچی نگین
فقط و فقط از این به بعد بیشتر مراقب دخترتون باشین نزارین یه لحظه تنها بمونن
چون حتی اگر به مادرش بگین ممکنه قبول نکنه چون هستن ادمایی که بچشون رو برتر و قدیس میدونن و بقیه رو مقصر میکنن

بچه ۴ ساله چه می‌فهمه از این چیزا 😲😲 حتما دیده باد گرفته

عزیزم وقتی جنس مخالف بازی میکنن باید حواست باشه حتی چند ثانیه هم چشم برنداری چون حالا کنجکاوی یا چیزی دیدن یا به هر حال اصلا شاید نمیدونن ولی خوب .... پیش اومده شما مراقب باش
بعدم جسارت نشه خواهرته لفظی ک به کار بردی درست نیس ولی حتما مطرح کن و بگو نخاستم پیش همسرم بحث باز کنم ولی وقتی کنار هم هستم من ک مراقبم تو هم مراقب باش

یا خدا 🥲🥲🥲🥲😁😁

ای وای بنظرم باید ب خواهرشوهرت میگفتی

چقدبد

دخترم مدام داره میگه برا چی جیشش اونطوری بود بچه وحشت کرده ..خیلی ناراحتم

سوال های مرتبط

مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام مامان های عزیز
این روزها خیلی حال خرابی دارم نمی‌دونم چکار کنم؟
بچه ها خیلی اذیتم میکنند. اصلا نمیذارن که من یه لحظه هم بشینم وقتی موقع خواب میشه پسرم با این که چند لحظه قبلش بهش آب دادم بازم میگه آب می‌خوام. بعد تا میام دراز بکشم میگه برام کرم دست بزن بعد دوباره این کار رو که انجام میدم میگه پتوی صورتی روی من بنداز. دخترم هم که نمی‌ذاره یه لحظه هم بشینم. از اون طرف هم شوهرم مدام از من ایراد میگیره . و حتی روز پنجشنبه موقع نماز خواندن پسرمون اومد دور و برش و بپر بپر میکرد که شوهرم اذیت میشد منم داشتم غذا درست میکردم که یک دفعه دیدم شوهرم بچه رو زد منم خیلی عصبانی شدم چون بارها بهش گفته بودم بچه رو نزن. بعد اومدم خیلی یواش به بازوی هسرم زد ولی اون اومد من رو خیلی کتک زد و الان همه جام کبوده و درد می‌کنه. کلا این روزها خیلی حالم داره از همه چی بهم میخوره. بارها فکر خودکشی اومده تو ذهنم بخاطر بچه ها کاری نکردم. خیلی خسته هستم خیلی. اصلا نمیتونم خشمم رو کنترل کنم. مدام خودزنی میکنم. نمی‌دونم چکار کنم خیلی حال خرابی دارم. تو رو خدا نصیحتم نکنید اصلا ظرفیت ندارم فقط من رو راهنمایی کنید
این نون رو هم امروز درست کردم.
مامان کارن و کایان مامان کارن و کایان ۱ سالگی
بعضی از آدما خیلی بیشعورن
من پسر اولم ۳ سالشه خودم ذخیره تخمکم کم بود و صلاحدید پزشک و تصمیم بین خودم و همسرم باردار شدم که الان یه ماهه زایمان کردم
از روزی که متوچه شدیم بچه دومم هم پسره دیگه حرف و حدیثی نمونده که رو دلم نذاشته باشن
خدا میدونه چیکار باهام کردن جالب اینجاست که همه حرفا هم از سمت خونواده همسرم بوده
مادربزرگ همسرم علنا بهم گفت به چه دردت میخوره؟ حالا باز اگه دختر بود یه چیزی پسر به درد نمیخوره
در صورتی که من و همسرمم فقط گفتیم خدایا سالم بده
مسلما ماهم اگر دومی دختر میشد از لینکه هر دو جنسیت رو خدا بهمون داده بود خوشحال تر بودیم ولی الانم چیزی از عشقمون به بچمون کم نمیشه
امروز کسی اومد منزل ما که به محض رسیدن گفت بعرس رو برو تعیین جنسیت بلکه دختر بشه دخترا بهترن
مادرشوهرمم گفت اره باید بره چند سال دیگه
اخه به شما چه ربطی داره مگه تاثیری تو زندگیتون داره؟
مگه بچه ها برده دست ما هستن؟
من خالم ۳ تا پسر داره
بخدا پسراش از منی که دختر هستم بیشتر به درد مامانشون میخورن
بخدا هیببچ فرقی نیست اینقدر دل مامانا رو نشکنید
حالا اگه من دوتا دختر هم داشتم همین داستان بوداااا