۱۴ پاسخ

اصلا دلیل خوبی برای دعوا نبود پس این گذشت ک میگن یعنی چی باید ی سری چیزای بی ارزشو چشمتو روش ببندی برای ارامش خودت و خونواده ت حالا امروز واسه پسرت درس کن چیزی نمیشه

اینقدر حساسیت داشته باشی خودت اذیت میشی تو زندگی، بگیر به تخمدان چپت خواهر حوصله داریا

مادرمن قرمه سبزی بپزه به مستاجرش میده میگه بوش میره هوس میکنه،بچه شما که نوه بود دیگه

گلم اخلاقش دقیقا مثل مادرشوهر منه،من باردار بودم اونابوی غذاشون میومد،من تنها بودم شوهرم شیفت شب،غذا نمیدادن به من،خدامیدونه چقد هوس میکردم،پامیشدم خودم میپختم ولی نمیدونم چرا نمیچسبید بهم،الانم‌ موقت دوباره اومدم طبقه پایینشون،غذا میپزه حتی غذای موردعلاقه پسرشو یه بشقاب نمیفرسته براش،به شوهرم میگم موادشو بده مامانت استامبولی بپزه برات میگه روم نمیشه عاشق استامبولی مامانشه،باورکن هوس قرمه کردم نمیپزم،چون شوهرم میخواد بگه بیشتر بپز درحد ۱وعده کامل به مامانم اینام بدیم،ولی اونا میپزن به ما نمیدن

میرفتی خونه خودت درست میکردی.بحث الکی کردی

به گفته خودت خصلتش هست پس
اگه بفهمه سر اینکارش تو حساسی و دعوا میکنی بدتر می‌کنه
شوهرت گارد میگیره پس الکی خودتو خسته نکن و با روان بچت هم بازی نکن چون همیشه همینجوریه و تو فقط اعصاب خودت را خورد میکنی
چهارم هم اینکه برای آرامش خودت ارزش قائل شو.

ببین عشقم یه چیزایی واسه ما مهمه مث همین قضیه شما که اصلا تو مغزه مردا قفله، که آخرش اینجوری میشه دعوا و خودت حرف میشنوی که بهت بگه گشنه، مقصر شمایی چون خودت داری میگی کلا اینجوریه باردارم بودم نمیگفت نمیداد پس دیگه باید چندبار دیگه بخاطرش حرص بخوری و همسرتم عصبی کنی؟ ی ورت که نداد خوبه حالا خودتم قرمه داشتی خداروشکر ، اگرم نداشتی میای فردا بهترینشو واسه بچت درست میکنی ، خداشاهده مادر شوهر من بده هم من نمیارم نمیگیرم ول کن بابا هرچیو واسه خودتون بحث و حرص و جوش نکنید

عزیزم همه مثل هم نیستن یکی واقعا با محبت یکی یا از سرندونستن یا از سر لجبازی وو....اینجوریه
بنظر من شما نباید سر چنین موضوعاتی حساس باشی و دعوا کنید اگر بخوایید سر چنین مسائل پیش و پا افتاده ایی دعوا کنید که نمیشه زندگی کرد بهتر سعی کنید توقعی از مادرشوهر نداشته باشید اگر چیزی داد یا کاری کرد تشکر کنی اگر هم نه عین خیالت نباشه 🤷

تعارف هم نکرد

ارزش خودتو نیار پایین پیش همسرت، بخاطر یه کم قرمه سبزی
بعضیا کلا این چیزا رو یادشون نیست شایدم ترسیده غذاش کم بیاد، درکل بهانه خوبی نیست برا دعوا

خب شايد حواسش نبوده واقعا. شما اگه ميگفتي قطعا ميداد

برای دعوا و بحث با همسر به نظرم غیر منطقی هستش ،منم همین مکافات رو داشتم الان وقتی میریم به همسرم پیام میدم میگم بگو فلان چیز رو مهدیار دوست داره بهش بدید دیگه خودمو اذیت نمیکنم

😐وا واقعا ریز بینی راس میگه خب میگفتی مامان یکم بده بدم بچم

میخواستی خودت بگی بده

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۲ سالگی
شما بیاین قضاوت کنید پوشک شیر خشک
خواهرشوهرم چند روز خونمون مهمان بود بعد تواین چند روز پسرم خیلی اذیت میکرد مثلاً خیلی گریه میکرد و جیغ میکشید پ عمه شو میزد و موهای عمه هه رو میکشید و غذا هارو میرخیت هزار جور فضولی دیگه منم مجبور شدم چند بار جلو خواهر شوهرم پسرمو زدم خیلی ام عذاب وجدان گرفتم مثلاً یک دستم به آشپزی بود یک دستم به ظرف شستن و یک دستم به پسرم بود که کار خرابی نکنه بعد امروز خواهر شوهرم زنگ زده که ها من به دخترم که سوئد داره برا تخصص قلب درس میخونه زنگ زدم و گفتم بهش در مورد رفتارهای پسرت و خودت ودخترم گفته که زن دایی خودش (یعنی من داره میگه )که پسرشو داره به سمت بیش فعالی سوق میده و میگه ببرش مهد کودک بعد من گفتم اصلا مهد کودک نمیبرمش چون دوست دارم پیش خودم باشه بعد میگه دخترم گفته تو کشور سوئد اگه کسی بچه شو بزنه سرپرستی بچه رو ازش میگیرن بعد اومده خواهر شوهرم با وقاحت تمام به من میگه تو و شوهرت بد سرپرستین اگه شما جای من بودین چی می‌گفتین بهش؟؟؟
مامان M..... مامان M..... ۲ سالگی