۵ پاسخ

قطره روتفلور بگیر شبی ۵ قطره بده خیلی معجزه میکنه

پسر منم وحشتناک کولیک و رفلاکس داشت، با هیچی هم اروم نشد حتی قطره های میلیونی خارجی.. بزرگ که شد بهتر شد
یه جارو برقی هایی هست کوچولوعه صورتیه باتری خوره قیمتی هم نداره فک کنم اونا کارتو راه بندازه اگه واقعا با این آروم بشه

عزیزم برو ی سر بزن اسباب بازی فروشی یا دیجی کالا باسلام نگاه کن

نعنی ببند میگن برای کولیکی ها عالیه

عزیزم قطره‌های کولیک رو بگیرید
شما که دلتون درد بگیره با موزیک به خودتون آرامش نمیدید فقط حواستونو پرت میکنید
کولیکز،کولیک اف، پدیلاکت
اگر تأثیرش کمه فاصله زمانیشو کمتر کنید مثلا من به پسرم هر ۴.۵ ساعت قطره میدادم

سوال های مرتبط

مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۴ سالگی
سلام مامانا خوبین میگم چیکار کنم دخترم تحرک داشته باشه دارم روانی میشم اصلا خیلی خستس نه بازی نه چیزی خیلی زود خسته میشه اسباب داره خیلی کم بازی میکنه اصلااااا تحرک نداره وقتی چیزیم خورده بتونه هضم کنه😭💔فقط یه جا نشسته
پسرم بخدا از دیوار راست میره بالا انقدر شلوغه بخدا دلم میخواد اینم شلوغ کنه بزنه همه چیو داغون کنه انقدر بپر بپر کنه اخرش خودم خسته بشم بگم دیگه بسه ولی اصلا اینطور نیست😔
علتش چی میتونه باشه
شوهرم انگار این بچش نیست اصلا به دکترشم نمیبره این دوسالم که میبردم بخدا هروز خونمون دعوا بود😔😔 از دیشب صورتش ورم کرده بود الان کم کم ورمش میخوابه ولی بازم هست ورمش هست
دیشب اصلا هیچی بهش نداده بودم یهویی صورتش ورم کرد
وقتی چیزی بهش بدم نسازه ورم میکنه ولی دیشب چیزی نخورده بود
خستم خیلیییی خسته دلم میخواد فقط بخوابم اصلا حال ندارم دلم میخواد بشینم با صدای بلند گریه کنم ولی به خاطر بچه هام نمیتونم😔💔
ببخشید بابت طولانی بودن متنم دلم پرههه خیلیییی
مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
خانما شماهایی که دو یا سه تا بچه دارین اینجور مواقع چیکار میکنید چه رفتاری دارید من پسر بزرگم قبل از به دنیا اومدن برادرش لجباز بود بد قلقی میکرد اما الان که داداشم هست خییییلی خیلی بدتر شده یعنی کدوم کار بد و اعصاب خورد کنه اونو انجام میده تا حالا چندین بار کارایی کرده که پسر کوچیکم گریه های شذید کنه مثلا محکم ماچش میکنه خیلی حرصی اینکارو میکنه یا با کله میزنه به سرش نمیدونم هر چی دم دستشه پرت میکنه تا حالا چندبار اسباب بازیاش خورده به شکم و سر بچه هر چقدرم بهش میگم جواب نمیده میدونم حسادت داره قشنگ از چشاش میفهمم وقتی یکی به داداشش محبت میکنه یا قربون صدقش میره اون تموم تغییر میکنه چهره ش حتی خیییلی به شدت بد غذا هم شده تنها چیزی که میخوره فقط برنج خالی اونم حتما باید سفید باشه یا تخم مرغ یعنی این دوماه انقدر حرص خوردم که فشار خون گرفتم الان تو این سن باید با قرص و کوفت و زهرمار فشارمو پایین نگه دارم دلم خیلی به حالش میسوزه که فک میکنه برادرش جاشو تنگ کرده یا دیگه کسی دوسش نداره ولی بخدا اونجوری نیست هر چقدرم میگم این کوچیکتره احتیاج به مراقبت بیشتر داره مدام میبینم بخاطر جلب توجه بیشتر همش داره یا داد میزنه یا کارای خطرناک میکنه موندم واقعا چیکار کنم یعنی ممکنه درست شن