سلام..میگم بچه های شما هم اینجورین؟؟ خیلی از دست دخترم عصبانی هستم.. تازگیا نمیتونه جلو دهنش رو بگیره.. امروز تولدش بود..کیک کوچیک گرفتم بردم خونه مامانم عکس گرفتم.. همون موقع شانس من مادر شوهرم زنگ زد اینم بلند داد زد تولدمه..کیک گرفتیم😐 مامانم گفت نصف کیک رو ببر بده بهشون..منم گفتم زشته.. حالا به نظرتون زشت نیس ببرم بدم؟؟ از طرفی اومدم بیرون بهش گفتم لازم نیس همه بدونن چکار کردیم و تولد گرفتبم.. اومدیم خونمون..عمه اش زنگ زده تبریک بگه بهش..اینم برداشت گفت به کسی نگو تولدمه...🙄 حالا اونم فکر میکنه قصدی داشتم من که بچم اینطوری گفته.. اخه بگو بچه من به تو یه چیزی میگم چرا همه جا جار میزنی... تازگیا هم یاد گرفته کار بدی جایی میکنه میایم از خونه اون طرف بیرون بهش تذکر میدم. و بهش تشر میزنم..دیشب خونه مادر شوهرم برگشنه گفت الان بریم خونه دعوام میکنی..😖
شما بودید چجور رفتار میکردید؟؟ واقعا اخلاقش بد شده
تب
واکسن
پوشک
آنومالی

۸ پاسخ

اون ک بچس و واقعا درکی از کارای ما نداره
ولی ب نظرم ی کیک کوچیک بگیر ببرین خونه مادرشوهرت اونجام ی جشن کوچیک بگیرین

همون نصف کیک رو ببر بگو مامانم اینا سوپرایز کردن

بنظرم‌بگو خانواده خودت سورپرایز کردن دخترت رو

پسر منم دقیقا اینجوریه.....ولی خب بچه هستن....چه میشه کرد....پسر من هر چی براش توضیح بدی بازم چون زیاد حرف میزنه همه چی رو میگه....

عزیزم شما مگه نمیگفتی خواستم تولد بگیرم شوهرم نذاشت
بنظرم کیک هم نبر ،اعتراض کردن بگو پسرتون گفت نه
رفتارهای دخترت هم کاملا طبیعیه،تولدشه ذوق داره

پسر من خداروشکر همچین عادتی نداره
از همون بچگی باهاش کار کردم
گاهی هم بخاد چیزی رو بگه یه اخم کوچیک کنم میدونه نباید بگه
شمام خیلی روش حساس نباش
چون هرچی حساس تر بشی اون بیشتر کارشو تکرار میکنه
و اینم بدون ببین برا شیرین کاری و جلب توجه این کارو نکن
و کار بدشو در قالب داستان براش تعریف کن غیر مستقیم تا کم کم درست شه

اون فقط یه بچه است اصلا این نشون میده قدر تشخیص نداره و طبیعیه برای مادرشوهرم همون نصف کیک ببر اصلا هم زشت نیست شایدم یه کادو هم بهش دادن سخت نگیر بزرگ بشه متوجه میشه چه چیزایی بگه و چی نگه اصلا هم دعواش نکن کمی براش توصیح بده که یه چیزایی که بهت بگم نگو اونا رو نباید بگی

وای از دست این بچه ها

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم..من مادر شوهرم اینا یه خونه باغ کوچیک تو شهرستان دارن.. بعد از هفته پیش رفتن..حالا میگن شما هم بیابد..خونه هم کلا ۱۲ متره و یه اشپرخونه کوچیک و دست شویی تو خود خونه که ..
بعد من نمیدونم شاید از نظر بقیه وسواسی باشم..دست شویی ایرانی برم باید حتما پاهامو بشورم..از طرفی اونا هم زیاد خوششون نمیاد احساس میکنم..و دوست ندارم فک کنن وسواس هستم..کلا هم خودم هم دخترم توالت فرنگی میریم..اونجا نداره..از طرفی فردا هم دقیقا پریود میشم.. به شوهرم گفتم سخته اونجا با این وضعیت بخوام برم دست شویی.. هم دخترم به توالت فرنگی عادت داره هم خودم اب کشی میکنم.. از طرفی دوست ندارم فک کنن همیشه من بهانه میارم..چون بالاخره میدونن پسرشون مشکلی نداره.. نمیدونم چکار کنم..به شوهرم گفتم بهشون بگه وضعیتم اینطوری هست.. اینم بگم خواهر شوهرم با دو بچه هاش و شوهرش هستن..احتمال زیاد موقع خواب اونجان و باید زنونه مردونه کنیم..چکار کنم؟؟
تب
واکسن
انفلانزا
پوشک
دخترم
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم
مامان xxxxx مامان xxxxx ۶ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری


الان میخواستم پسرمو ببرم مهد شوهرم اومد خونه. من یه شلوار نیم بگ با یه تیشرت باکسی پوشیده بودم ک قد تیشرت زیر باسنه مهد پسرمم نزدیکه ،سه کوچه پایین تر از خونمونه. یه دعوایی راه انداخت ک نگو . گف میخواستی اینطوری بری؟؟ منم عصبانی شدم بش گفتم خواهر خودت که سر لخت میاد بیرون. (خواهرش کلا شال نمیپوشه بیرون میره)میگه اون به من ربط نداره خودش میدونه و شوهرش . بعد با این ک رفتم مانتو پوشیدم . گف کلا نمیخواد ببریش . منم بش گفتم تو تصمیم نمیگیری ک ببرم یا نبرم. چون عصبانی بود آخرشم نرفتم مهد .بعد ۳۰ دقیقا الان زنگ زده ببرش . الان هم دیر شده هم خودم حالم بده نمیتونم برم . طفلی پسرم خیلی ذوق داشت ،از صب هی میگه ساعت چند باید برم. 😔. نمیدونم چرا اینطوری رفتار کرده چند بار با اون لباس با هم رفتیم پارک و فروشگاه و جا های دیگه و... الان نمیدونم چ مرگش بود. این حساسیت طبیعیه . شما اینطوری لباس میپوشید؟ به نظر خودم ک لباسم مشکلی نداشت چون شلوارم گشاد بود . اوکی بود خیلی بی حجاب نبود آستین تیشرت هم بلند بوده. شوهرشمام رو لباس پوشیدنتون گیر میدن؟


تب فرزند پروری استامینوفن